زنها دو دستهاند. آنهایی که محافظت میشوند و آنهایی که نمیشوند. دسته اول را با ماشین به این طرف و آن طرف میبرند و سروقت از آرایشگاه، از استخر، از مدرسه، از اداره و .... برمیگردانند. با تلفن حالش را میپرسند و اگر سرش درد کرد یکی هست که بگوید: «بهتر نیست کمی استراحت کنی؟»
زنهای دسته دوم توی باد و باران و توفان ساعتها توی صف اتوبوس میایستند و با این که تصمیم میگیرند به جایی که اتوبوس از آنجا میآید نگاه نکنند ولی گردنشان بیاختیار بارها و بارها به آن سو میچرخد. تا شب سگ دو میزنند و شب کسی نیست که بگوید:
«عزیزم، قرص مسکن برایت بیاورم؟»