جملات زیبا از متن کتاب هنر به روایت مدرسه دوباتن | طاقچه
تصویر جلد کتاب هنر به روایت مدرسه دوباتنsubscriptionAvailable

کتاب هنر به روایت مدرسه دوباتن

نوع کتاب
۳.۲ امتیاز(از ۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
آلن دوباتن، طناز لایق
انتشارات: 
نشر کرگدن

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Ali Abbasi
۲۰
نیاز داریم ذهنمان را برای پذیرش حقایقی باز نگهداریم که ممکن است از زبان یک کودک بیان شوند.
Ali Abbasi
۷
به بلوغ رسیدن به‌معنی آگاهی از تأثیری است که قدرتِ آدمی می‌تواند بر دیگران داشته باشد. مدیرعامل‌ها لطفاً توجه کنید!
Ali Abbasi
۳
او در همان عمر کوتاهش، باوری حیاتی - و بسیار معقول - ارائه کرد: بیشتر چیزهایی که برای ما اهمیت دارند چیزهای هیجان‌انگیز، فوری، پُرشور یا ویژه نیستند. بیشترین بخش زندگی در سروکله زدن با چیزهایی سپری می‌شود که روزمره، معمولی، محقر، پیش‌پاافتاده و (صادقانه بگوییم) ملال‌آورند. فرهنگ باید بر این تمرکز داشته باشد که ما را وادار کند چیزهایی را بستاییم که میان‌مایه، روزمره و معمولی‌اند.
کاربر ۴۰۴۹۰۱۵
۳
بیشتر وقت‌ها باید قوی باشیم. نباید شکنندگی‌مان را نشان بدهیم. این جمله‌ها را از زمینِ بازی یاد گرفته‌ایم. همیشه بخشی شکننده درونمان وجود دارد، اما آن بخش را کاملاً پنهان نگه می‌داریم. ولی جام شیشه‌ای ونیزی برای شکننده بودنش عذرخواهی نمی‌کند. جامْ ظرافتش را می‌پذیرد؛ به همهٔ دنیا هم می‌فهماند که ممکن است به‌سادگی آسیب ببیند.
آوا داوودی فر
۲
نگاه کلاسیک می‌داند که احساسات ما اغلب می‌توانند بر بینش‌های به‌دردبخورتر چیره شوند؛ می‌داند که ما آدم‌ها مدام خودمان و دیگران را بَد می‌فهمیم و هرگز از بلاهت، آسیب و اشتباه دور نیستیم.
کاربر ۴۰۴۹۰۱۵
۱
مشکلاتمان را نباید با اصرار بر افزایش میزان رازورمزشان پیچیده‌تر کنیم و نباید آن‌قدر تیرگی و ابهام به هوش هیجانی‌مان وارد کنیم که این میزان از ابهام، صرفاً در علوم پیشرفته توجیه داشته باشد.
کاربر ۴۰۴۹۰۱۵
۱
هنر ابزاری است که باید به ما کمک کند تا از پسِ گستره‌ای از ضعف‌های شناختی برآییم: یعنی هنر باید به یاری‌مان بیاید تا خودمان را درک کنیم، با دیگران همدل باشیم، به‌سوی اخلاق هدایتمان کند، هنگام اندوه تسلی‌مان دهد و همچون عاملی امیدبخش عمل کند.
کاربر ۲۱۹۰۹۶۴
۰
نگاه رمانتیک تفکر آدمی را به راه‌های سرنوشت‌ساز اما بیهوده می‌کشاند؛ به امیدهای توخالی دامن می‌زند، کاری می‌کند که تحمل خودمان را هم نداشته باشیم؛ نمی‌گذارد به درون خود بنگریم، چشم‌هایمان را روی مخاطره‌های اتکا به غریزه در عشق و کار می‌بندد، از واقعیت دورِمان می‌کند و کارمان را می‌کشاند به اینکه بنشینیم و برای شرایط عادی هستی‌مان ماتم بگیریم.
احسان رضاپور
۰
شیوهٔ فلسفه برای غلبه بر مرگ همانا «خوب زیستن» است: بهترین تمرینِ خوب مردنْ خوب زیستن است. زیرا به‌قول آن فیلسوف، فقط کسی که به‌هنگام زیسته باشد می‌تواند به‌هنگام بمیرد - و بی‌حسرت از جهان برود.
احسان رضاپور
۰
نگاه کلاسیک به زندگیْ آگاهیِ بدبینانه از لغزش‌های سرشت انسان و بدگمانی به غریزهٔ نیازموده است. نگاه کلاسیک می‌داند که احساسات ما اغلب می‌توانند بر بینش‌های به‌دردبخورتر چیره شوند؛ می‌داند که ما آدم‌ها مدام خودمان و دیگران را بَد می‌فهمیم و هرگز از بلاهت، آسیب و اشتباه دور نیستیم. کلاسیک‌باوری در واکنش به این امور، مرتب دنبال این است تا با کمک فرهنگ، خطاهای ذهنمان را اصلاح کنیم.
احسان رضاپور
۰
وقتی بحث به زندگی اجتماعی می‌رسد، کلاسیک‌باوری می‌گوید باید ادب و نزاکت را رعایت کنیم، چون ادب و نزاکت جلوی خودِ واقعی‌مان را می‌گیرد. نگاه کلاسیک می‌فهمد وقتی می‌خواهیم در کنار کسی باشیم که برایمان اهمیت دارد، نباید دنبال شعار «خودت باش» برویم. می‌داند که تشویق و تحسین و قوت‌قلب دادن‌های کوچک به ما آدم‌هایی که لغزش و دلواپسی جزو طبیعتمان است، سود زیادی می‌رساند.
احسان رضاپور
۰
کلاسیک‌باوری، برخلاف رمانتیک‌باوری، با احتیاط از سرمایه‌داری استقبال می‌کند. به سود و منفعت بدبین نیست و پول را از بیخ‌وبُن ناخوشایند و شرم‌آور نمی‌داند؛ پول فقط یک منبع است که می‌توان آن را احمقانه یا هوشمندانه به کار برد. فکر نمی‌کند که وقتی بحثی مثل ازدواج در میان باشد، صحبت کردن از پول اشتباه است و نقش مادیات را در یک زندگی خوب می‌پذیرد.
احسان رضاپور
۰
باید به‌جای محکوم کردنْ دیگران را درک کنیم، می‌شنویم که آدم‌ها در اصلْ دلواپس‌اند نه بدجنس و اینکه هر قوتی که در شخصیت یک فرد می‌ستاییم ضعفی نیز با خودش دارد که باید آن ضعف را ببخشاییم.
کاربر ۴۰۴۹۰۱۵
۰
شیوهٔ فلسفه برای غلبه بر مرگ همانا «خوب زیستن» است: بهترین تمرینِ خوب مردنْ خوب زیستن است. زیرا به‌قول آن فیلسوف، فقط کسی که به‌هنگام زیسته باشد می‌تواند به‌هنگام بمیرد - و بی‌حسرت از جهان برود.
کاربر ۴۰۴۹۰۱۵
۰
خوب زیستن، چنان‌که در اینجا مدنظر است، به‌معنای زندگی در رفاه و آسایش و «زیستن در عیش، مردن در خوشی» نیست، سهل است خوب زیستن خیلی وقت‌ها با درد و رنجی اجتناب‌ناپذیر همراه است. مراد از خوب زیستن، در یک جمله، نه لزوماً زندگی شاد و همراه با کامیابی، بلکه زیستنی است که ارزشش را داشته باشد؛ چنین زیستنی افزون بر گشایش و رهایشی که به همراه دارد، و در کنار ارزشمندی‌اش، به‌معنای پذیرفتن محدودیت، ترس و شکست، و درد و رنج نیز هست.
کاربر ۴۰۴۹۰۱۵
۰
بسیاری از حقایق اصلیِ زندگیِ عاطفی آدمی - یعنی همان حقایقی که به آنها برای بِده‌بِستان با دیگران نیاز داریم - از چنان سادگیِ ابتدایی برخوردارند که گویی میل سوزان ما به دشوارپسندی را زیر پا می‌گذارند؛
کاربر ۴۰۴۹۰۱۵
۰
باید به‌جای محکوم کردنْ دیگران را درک کنیم، می‌شنویم که آدم‌ها در اصلْ دلواپس‌اند نه بدجنس و اینکه هر قوتی که در شخصیت یک فرد می‌ستاییم ضعفی نیز با خودش دارد که باید آن ضعف را ببخشاییم.
کاربر ۴۰۴۹۰۱۵
۰
باید به‌جای محکوم کردنْ دیگران را درک کنیم، می‌شنویم که آدم‌ها در اصلْ دلواپس‌اند نه بدجنس و اینکه هر قوتی که در شخصیت یک فرد می‌ستاییم ضعفی نیز با خودش دارد که باید آن ضعف را ببخشاییم.
کاربر ۴۰۴۹۰۱۵
۰
بی‌میلی برای درگیر شدن در بحث‌های زیبایی‌شناسیْ انگار تا حدی نشانه‌ای از کمبود اعتمادبه‌نفس در سلیقهٔ شخصی ماست.
کاربر ۴۰۴۹۰۱۵
۰
موضعِ خنثای ما در زیبایی‌شناسیْ انگار بیشتر نشانه‌ای از سلیقهٔ مردد و بلاتکلیف ماست تا پذیرش راستینِ نسبی‌گرایی.
کاربر ۴۰۴۹۰۱۵
۰
مشکل هرروزهٔ ما دیگر این نیست که اهالی فخرفروشِ فرهنگ برایمان آقابالاسری می‌کنند؛ بلکه مشکل این است در فرهنگی که وسوسهٔ سودآوری‌های آنی به جانش افتاده و از ایجاد بحث و گفت‌وگو میان هنرمندان و معماران دربارهٔ اینکه سرگرم انجام چه کارهایی‌اند روگردان است، بخت دستیابی به آثار هنری و معماریِ جذاب از دست خواهد رفت.
کاربر ۴۰۴۹۰۱۵
۰
هنر وسیله‌ای بی‌نهایت کاربردی است که طراحی شده تا به ما یاری دهد خوب زندگی کنیم و خوب بمیریم. هنر وجود دارد تا هدایتمان کند، به ما تسلی ببخشد، برایمان توازن و روشن‌بینی بیاورد، آراممان کند و به ما دلگرمی دهد، ایده‌های دقیق‌تری دربارهٔ زندگی‌های درونی دیگران پیشنهاد دهد و مفاهیم مهم را در خلعتی اغواگر و هوس‌انگیز مطرح کند تا به جنگ فراموشی و سردی قلب‌هایمان برویم.‌
کاربر ۴۰۴۹۰۱۵
۰
اکثرمان معتقدیم که موسیقی خاصیت درمانگری دارد و این اعتقاد را خیلی عادی می‌دانیم. تقریباً همه‌مان، بدون هیچ آموزش خاصی، دی‌جِی‌های خاصی برای روح و روان خودمان داریم و استادِ انتخاب آهنگ‌هایی هستیم که حال‌وهوایمان را تغییر دهند یا حتی حالمان را بهتر کنند.‌ اما شمار اندکی از ما به هنرهای بصری برای کمک به بهبود حال‌وهوایمان فکر می‌کنیم. تعداد کمی از ما نقاشی یا تندیس را به زندگی‌های عاطفی‌مان گره می‌زنیم. در گوشی‌هایمان خبری از لیست منتخب تصاویر موردعلاقه‌مان نیست.