روانکاوی در پی تغییر ساختار روان است، نه تغییر این یا آن میل و آرزو و خیال؛ خواست روانکاوی دگرگونکردن کارکرد خود روان است. یکی از پیامدهای روانکاویِ موفق این است که از خشونت و قدرت سوپرایگوی تنبیهگر آدمی کاسته شود. قرار بر تلطیف امر و نهی سوپرایگو نیست، بلکه باید در رابطهٔ سوپرایگو و ایگو تغییری رخ دهد. رابطهٔ ایگو و سوپرایگو باید چنان هماهنگ و سازوار شود که تمایز این دو رفتهرفته از میان برود. به یک معنا، مقصد و مقصود کنش درمانی در روانکاوی همین است.