یکی از دلایل مهم پا نگرفتن فکر انتقادی و جریان خلاق «نقد» در ایران را باید همین حسادت بیمرز روشنفکران خودمدار نسبت به یکدیگر دانست. در ایران بهواسطهٔ حسادت میان روشنفکران خودمدار، نقد بهمعنای مچگیری، افشاگری، تخریب، توهین، جوسازی و... تحقیر بوده است. هر انتقادی در ایران به مثابهٔ امر شخصیشدهای در رابطهٔ میان دو سوی انتقادکننده و انتقادشونده فهمیده شده و نشانهٔ، به اصطلاح، «خوب نبودن» رابطهٔ آن دو است.