در کنز الغرائب آورده: امام حسین (ع) دختری داشت چهارساله که بسیار او را دوست میداشت و او نیز پدر را به غایت دوست میداشت و زمانیکه پدرش شهید شده بود، دائم میپرسید که: «أین أبی؟» پدر من کجاست؟... همین که سر پدر را برای او آوردند، آن سر را برداشت و نیک در آن نگریست. سر پدر خود را بشناخت و آهی از بر کشید و روی در روی پدر مالید و لب خود بر لب وی نهاد و فی الحال جان شیرین بداد