جملات زیبا از متن کتاب حضرت رقیه بنت الحسین (ع) سند مظلومیت اسرای اهل بیت (ع) | طاقچه
تصویر جلد کتاب حضرت رقیه بنت الحسین (ع) سند مظلومیت اسرای اهل بیت (ع)subscriptionAvailable

کتاب حضرت رقیه بنت الحسین (ع) سند مظلومیت اسرای اهل بیت (ع)

نوع کتاب
۴.۴ امتیاز(از ۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
هادی عمیدزاده
انتشارات: 
نشر خسرو خوبان

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
رقیه‌سآدات
۳
در کنز الغرائب آورده: امام حسین (ع) دختری داشت چهارساله که بسیار او را دوست می‌داشت و او نیز پدر را به غایت دوست می‌داشت و زمانی‌که پدرش شهید شده بود، دائم می‌پرسید که: «أین أبی؟» پدر من کجاست؟... همین که سر پدر را برای او آوردند، آن سر را برداشت و نیک در آن نگریست. سر پدر خود را بشناخت و آهی از بر کشید و روی در روی پدر مالید و لب خود بر لب وی نهاد و فی الحال جان شیرین بداد
کاربر ۳۳۱۴۶۸۴
۰
یا أبَتاهُ! مَنْ ذَا الَّذی خَضبکَ بِدِمائکَ؟ پدرجان! چه کسی محاسنت را با خونت خضاب کرده است؟ یا أبَتاهُ! مَنْ ذَا الَّذی قَطَعَ وَریدَیکَ؟ پدرجان! چه کسی رگ‌های گردنت را بریده است؟ یا أبَتاهُ! مَنْ ذَا الَّذی أیتَمَنی عَلی صِغَرِ سِنّی؟ پدرجان! چه کسی مرا در کودکی یتیم کرده است؟ یا أبَتاهُ! مَن بَقی بَعدک نَرجوه؟ پدرجان! بعد از تو به چه کسی امیدوار باشیم؟ یا أبَتاهُ! مَنْ لِلْیتیمة حَتّی تَکبُر؟ پدرجان! چه کسی متکفّل یتیمه‌ات می‌شود تا بزرگ شود؟
کاربر ۳۳۱۴۶۸۴
۰
أبَتاهُ! مَنْ لِلنّساءِ الحاسِرات؟ پدرجان! چه کسی به فریاد این زنان سر برهنه می‌رسد؟ یا أبَتاهُ! مَنْ لِلاَْرامِلِ المسْبیاتِ؟ پدرجان! چه کسی دادرسی از این زنان بیوه و اسیر می‌کند؟ یا أبَتاهُ! مَنْ لِلْعیونِ الْباکیاتِ؟ پدرجان! چه کسی نظر مرحمتی به سوی این چشم‌های گریان (ما کند که شب و روز در فراق تو گریه) می‌کند؟ یا أبَتاهُ! مَنْ لِلضّایعاتِ الْغریبات؟ پدرجان! چه کسی متوجّه این زنان بی‌صاحبِ غریب خواهد شد؟ یا أبَتاهُ! مَنْ لِلشُّعورِ الْمَنْشورات؟ پدرجان! چه کسی از برای این موهای پریشان خواهد بود؟
کاربر ۳۳۱۴۶۸۴
۰
یا أبَتاهُ! مَنْ بَعْدکَ واخَیبَتاهُ. پدرجان! بعد از تو داد از ناامیدی. یا أبَتاهُ! مَنْ بَعدکَ واغُرْبَتاهُ. پدرجان! بعد از تو داد از غریبی و بی‌کسی. یا أبَتاهُ! لَیتَنی کنت لَک الْفِداء. پدرجان! کاش من فدای تو می‌شدم. یا أبَتاهُ! لَیتَنی کنت قَبلَ هذَا الْیومِ عمیاءَ. پدرجان! کاش من پیش از این روز کور شده بودم و تو را به این حال نمی‌دیدم. یا أبَتاهُ! لَیتَنی وسدتُ الثَّری وَ لا أری شَیبکَ مُخضّباً بِالدّماء. پدرجان! کاش مرا در زیر خاک پنهان کرده بودند و نمی‌دیدم که محاسن مبارکت به خون خضاب شده باشد.