درعوض، طراحی، تجربهٔ انسانی را بهمانند معیار تصمیمگیریاش همیشه نامرتب و بههمریخته میانگارد و عینیّت حقیقی را بهعنوان توهم در نظر میگیرد. واقعیت برای طراحان، همیشه توسط مردمانی ترسیم میشود که آن را زندگی میکنند. بهنظر میرسد محرّک تصمیمها در این جهان، بیشتر احساسات باشند تا منطق؛ شوقواشتیاق نسبت به منطق، برانگیزانندهٔ قویتری به نظر میآید.