«مراسم خانوادگی سنّتی کریسمس» که در سرودهای کریسمس بدان اشاره میشود، درخت کریسمس، بابانوئل، کارتهای تبریک و مانند آن که امروزه اینقدر محبوبِ تبلیغاتچیها و فروشندگان معاصرند در واقع ابداع عصر ویکتوریا هستند و فقط کمی بیش از یک قرن و نیم عمر دارند.
نمونه بسیار جالب دیگری از این «سنتهای» اخیرا ابداع شده اسباب و لوازم فرهنگیِ مربوط به برخی از انواع ملیگرایی است. معمولاً هیچ کس شک ندارد که تصاویر قبایل هایلند با نیانبانهایشان و دامنهای طرح پیچازیشان نماد «سنت اسکاتلندی» است. اما این تلقی از چیزی که سنت ازلیـ ابدی «اسکاتلند» به حساب میآید در واقع ابداع اوایل قرن نوزدهم است؛ این «سنت» را کسانی ساختند که مایل بودند نوعی اسطوره «اسکاتلندی» بودن ایجاد کنند که با بستر فرهنگیِ کلیِ «بریتانیای کبیر» متناسب باشد (Hobsbawm & Ranger, ۱۹۸۳). خیلی از چیزهایی که تصور میکنیم سنتهایی هستند که در طول زمان نسل به نسل به ما منتقل شده در واقع چیزهایی است که برخی گروههای سیاسی کمتر از ۲۰۰ سال پیش کاملاً آگاهانه ابداع کردهاند. کولهبار فرهنگیِ سایر ملتها، مانند آلمان و ایتالیا، نیز ساخته و پرداخته نخبگان اجتماعی آنها در قرن نوزدهم است که با اهدافی سیاسی، از طریق اغراق و زیبانمایی، اسطورههایی فرهنگی ساختند.