زمان، موجود عجیبی است؛ از کنارت میگذرد، رد میشود، و تو حتی نگاهش هم نمیکنی. حتی عبورش را حس نمیکنی و وقتی روزهای تلخ زندگیات از راه میرسند، ناخوداگاه به عقب برمیگردی و به راهی که با چشم بسته طی کردهای نگاه میکنی و تازه میفهمی چه لحظاتی را از دست دادهای. آن وقت تازه میفهمی چهقدر در طول مسیر کر و کور بودهای و تو میمانی و حسرت لحظههای گذشته!