جملات زیبا از متن کتاب حاج قاسمی که من می شناسم | طاقچه
تصویر جلد کتاب حاج قاسمی که من می شناسم

کتاب حاج قاسمی که من می شناسم

روایت رفاقت چهل ساله علی شیرازی

نوع کتاب
۴.۷ امتیاز(از ۱۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
سعید علامیان
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
fz
۱
خیلی از سران اشرار که قاطعیت قاسم سلیمانی و استقبال بیشتر مردم را دیدند، سلاح‌ها را تحویل دادند و امان‌نامه گرفتند. حاج‌قاسم به هر چه گفته بود، عمل کرد. حتی به کسانی امان‌نامه داد که هیچ‌کس باور نمی‌کرد. او به اشرار تسلیم‌شده فرصت داد از خانواده‌های صدمه‌دیده از شرارت آن‌ها رضایت‌نامه بیاورند؛ در غیر این صورت بپذیرند که دستگاه قضایی برای آنان تصمیم بگیرد.
tabasom
۱
در عملیات جلولا یادم هست اجازه نمی‌داد هر فرماندهی جلو برود. اول خودش می‌رفت نوک حمله‌ی دشمن؛ بعد می‌گفت دیگران بیایند. دوران جنگ هم همین‌طور بود؛ اول خودش جلو می‌رفت؛ می‌بایست می‌دید بچه‌هایش را کجا می‌فرستد! حواسش به نیروهایش بود.
tabasom
۱
حاج‌قاسم توجه داشت که برتری، با ایمان، اخلاص، نماز شب و اشک و ارتباط با خدا اتفاق می‌افتد.
fz
۰
آقای پوتین، رهبری حضرت آقا را قبول دارد. رؤسای‌جمهور کشورهای منطقه‌ی شمال کشور از جمله پوتین، به دعوت رئیس‌جمهوری به ایران آمده بودند. معمولاً رؤسای‌جمهور کشورها وقتی به ایران می‌آیند، درخواست ملاقات با آقا دارند. پوتین هم درخواست ملاقات کرده بود. آقای پوتین از فرودگاه مستقیم به ملاقات آقا رفت. مدت دیدار، یک ساعت مقرر شده بود. جلسه‌ی رؤسای‌جمهور، یکروزه بود و می‌بایست سر ساعت تعیین‌شده شروع می‌شد. ملاقات آقای پوتین، از یک ساعت می‌گذرد. چند بار به او تذکر می‌دهند که در آن جلسه، منتظر شما هستند؛ توجه نمی‌کند. دیدار، دو ساعت طول می‌کشد. به پوتین می‌گویند شما برای جلسه‌ی رؤسای‌جمهور آمده‌اید و الآن جلسه دیر شده است. آقای پوتین، رئیس‌جمهوری که قدرت بلوک شرق است، می‌گوید: جلسه‌ی اصلی، این است! این، نگاه آقای پوتین به عظمت رهبری جمهوری اسلامی است.
tabasom
۰
می‌گفت: توی مسجدی در روستای سکریه، نزدیک خط داعش بودیم. یک شب دیدیم حاج‌قاسم آمد. چفیه به سر بسته بود، و خستگی از سروکله‌اش می‌بارید؛ سرما هم خورده بود. با این حال، با تک ‌تک بچه‌ها خوش‌وبش کرد.
tabasom
۰
قاسم سلیمانی در دفاع مقدس هم همین روحیه را داشت. پشت موتور بچه‌های اطلاعات عملیات می‌نشست و به وسط درگیری می‌رفت؛ اما همراه با شجاعت. اهل محاسبه و تدبیر بود. امام خامنه‌ای در این باره فرموده‌اند: شهید سلیمانی، هم شجاع بود، هم باتدبیر بود. صرف شجاعت نبود. بعضی‌ها شجاعت دارند؛ اما تدبیر و عقل لازم برای به کار بردن این شجاعت را ندارند. بعضی‌ها، اهل تدبیرند؛ اما اهل اقدام و عمل نیستند؛ دل و جگر کار را ندارند. این شهید عزیز، هم دل و جگر داشت -
tabasom
۰
حاج‌قاسم، سنجیده و از روی حکمت حرف می‌زد. سالی یکی دو روز، توی نیرو، همه را جمع می‌کرد و سخنرانی می‌کرد. جالب توجه این‌که دو ساعت حرف می‌زد، کسی خسته نمی‌شد. دو ساعت تحلیل می‌کرد، همه تازگی داشت. حرف‌هایش روی مخاطب اثر می‌گذاشت؛ چنان که مقام معظم رهبری فرموده‌اند: سخنش اثرگذار بود. قانع‌کننده بود.
tabasom
۰
او سه ماه قبل از شهادتش، در جمع فرماندهان و مسئولان سپاه گفت: سپاه خطر می‌کند؛ اما با حکمت؛ با درایت. اگر سپاه خطر نکند و بترسد، دیگر سپاه نیست. اگر سپاه بترسد، همه خواهند ترسید. سپاه، از درون بحران‌های سخت و تاریک، نامشخص و نامعلوم که انتهای آن مشخص نبود، از درون ترس و همین وحشت سخت، مهم‌ترین فرصت‌ها را تولید کرده است. از دفاع مقدس و از آن قله‌ی‌ نورانی، یک نورانیت دیگری تولید کرد به نام مدافع مقدس حرم، و ایستاد. سپاه، مقاومت را هم کیفی و هم کمّی توسعه داد.