یک مارمولک هیچوقت فکر نمیکند که دنیا بهخوبی پیش نمیرود حتی اگر ببیند که فرزندش را زندهزنده میخورند. او به خودش نمیگوید «دنیا مشکل دارد» زیرا آنقدر سلول عصبی ندارد که بتواند دنیای دیگری را تصور کند. او نمیتواند دنیایی را تصور کند که در آن هیچ شکارچیای وجود ندارد بنابراین دنیا را به خاطر اینکه انتظاراتش را برآورده نمیکند محکوم نمیکند و برای اینکه نمیتواند فرزندانش را زنده نگه دارد خود را محکوم نمیکند. به همین دلیل است که ما بهجای اینکه به موفقیتها و دستاوردهای خود توجه کنیم روی ناامیدیهای خود تمرکز میکنیم.