مردمشناس ایرانی وقتی برای عملِ جراحی در یکی از بیمارستانهای لندن بستری میشود، بیماران پا به گوری را میبیند که به جای ناله و شکوه، سرشان را با کتاب گرم میکنند تا آمادهسازی پاسخ سوالات نکیر و منکر در شب اولِ قبر.
در بعضی کشورها، مثل برزیل، زندانیان به ازای خواندن کتاب، حبسشان را پیشخرید میکنند و کمتر در زندان میمانند. حتی در یکی از شهرهای رومانی، سواریِ مجانی از وسایل نقلیهی عمومی جایزه میدهند.
منصور ضابطیان در توصیف کتابخوانی در فرانسه، صفت حرصدرآوردن را میآورد: هر کس را میبینی، یک کتاب در دست دارد و تند تند مشغول مطالعه است. سن و سال و سیاه و سفید ندارد. انگار همه در یک ماراتن گرفتار شدهاند.
اگر چه سقراط، دانایی را نهایتِ فضیلت میدانست، در ایران ولی عموم مردم ترجیح میدهند روزگار تلخ را با دانایی کمتر و شکستن تخمه در پیش روی تلویزیونهای پهنپیکرِ فلت خوشتر بگذرانند. علیالظاهر اینطور حس بهتری دارند.