ذاتی یا وابسته به ناظر بودنِ یک خصوصیت همیشه فوراً آشکار نمیشود. مورد رنگها مثال خوبی است. پیش از پیشرفت فیزیک در قرن هفدهم، افراد رنگها را خصوصیت ذاتیِ جهان تصور میکردند. اما پس از آن دوره، بسیاری به این عقیده رسیدهاند که رنگ ویژگیای است که فقط نسبت به ناظر وجود دارد. این خصوصیتی ذاتی است که نور هنگام بازتابش از سطوح به صورتهای مختلف پراکنده میشود، و برای انسانها نیز این خصوصیتی ذاتی است که تجربهٔ ذهنی خاصی از رنگ دارند که علتش تأثیر نور بر دستگاه بیناییشان است. اما اینکه بعداً ویژگی رنگ به اشیای موجود در جهان نسبت داده میشود خصوصیتی وابسته به ناظر است، زیرا رنگ را فقط در نسبت با تجربهٔ ناظر که به علت تأثیر نور پدید آمده است میتوان به شیء حمل کرد. اینجا هدفم حل مسئلهٔ رنگها نیست، بلکه میخواهم توجهتان را به این واقعیت جلب کنم که ذاتی یا وابسته به ناظر بودنِ یک خصوصیت همیشه واضح و بدیهی نیست.