بسیاری از ما زندگی را به انتظار میگذرانیم. مثلا انتظار برای دو هفته تعطیلات در کنار خانواده، انتظار برای رسیدن روزی که بتوانیم کاری که به آن علاقه داریم را انجام دهیم. زمان این تعطیلات بسیار کوتاه است و در یک چشم بههمزدنی تمام میشود. بنابراین باز هم منتظر میمانیم. ماه بعد، سال بعد... و چشم باز میکنید و میبینید که سالها از پی هم سریعا گذشتهاند. اگر بتوانید پول دربیاورید وقت زیادتری را میتوانید با خانوادهٔ خود سپری کنید، به مسافرت بروید. نه اینکه تمام سال را منتظر بمانید که آن دو هفته تعطیلی بسیار کوتاه از راه برسد. حتی اسم این دو هفته را فراغت هم نمیتوان گذاشت. بهتر است اسمش را مرخصی کوتاه دو هفتهای از دوران حبس یک ساله بگذاریم.