با صدای گرفتهای میگویم: «تو نمیدونی چطوریه؟»
نِیت میپرسد: «چی چطوریه؟»
«دوباره مریض شدن.»
«بهم بگو.»
«همهچیز عوض میشه... همه ناراحت میشن. زندگی معمولی متوقف میشه و همه وارد روند درمانی سختی میشیم که روزبهروز بدتر میشه. وحشتناکه، دردناکه و بدتر اینکه جواب هم نمیده.»