جملات زیبا از متن کتاب ضریح چشم های تو | طاقچه
تصویر جلد کتاب ضریح چشم های توsubscriptionAvailable

کتاب ضریح چشم های تو

مجموعه داستان

نوع کتاب
۳.۳ امتیاز(از ۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
سیدمهدی شجاعی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
زحل🪐
۵
خدا شنوای دعاهای ناخوانده است
زحل🪐
۳
«چشم به تابلوی دل می‌ماند. نه، تابلو نه، چشم انگار جدار شفافی است که به خیال خود دل را می‌پوشاند، غافل از اینکه مثل ویترین موجودی دل را بهتر به نمایش می‌گذارد.»
? the end
۳
مهم خداست، که می‌داند؛ مهم روسفیدی در پیشگاه اوست.
? the end
۳
مهم خداست، که می‌داند؛ مهم روسفیدی در پیشگاه اوست.
زحل🪐
۲
بگذریم... که زمان می‌گذرد
? the end
۲
از ما می‌کشند ولی کم نمی‌شویم، پهن می‌شویم، گسترده می‌شویم و جلو می‌رویم.
? the end
۲
راستی این چه شیوه‌ای است در آفرینش خداوند که بهترین خلایق را به‌واسطهٔ بدترین اشرار، به خویش می‌خواند؟
نوریه‍ـ
۲
بی‌معنی است اگر بگویم که دلم پیش توست، تو خود دل منی
Saboora
۲
او در سنگر ایستاده است و من بیرون، او بی‌شک مسلح است و من بی‌فشنگ، او سالم است و من زخمی، با این‌همه تفاوت، چه کار باید کرد... ولی یک تفاوت دیگر هم هست. مگر آنکه همان یک تفاوت کاری بکند و آن اینکه من خدا دارم و او ندارد؛ من عاشقم و او نیست. همین مرا کافیست.
Saboora
۱
راستی این چه شیوه‌ای است در آفرینش خداوند که بهترین خلایق را به‌واسطهٔ بدترین اشرار، به خویش می‌خواند؟ جاودانه باد الیم‌ترین عذاب‌ها بر جان این اشرار واسطهٔ خیر! بریده باد دست آن منافقی که ماشه را چکاند! خاموش باد ضربان قلب هر چه منافق در پهندشت تاریخ!
Saboora
۱
طیف وسیع نیروی لوامه در تلاشند که زمینه را برای ورود نفس مطمئنه فراهم کنند، اما نفس مطمئنه پیغام داده است که تا شر نفس اماره کم نشود، وارد نخواهد شد. هر چند قوای مسلحه مزدور نفس اماره، بسیار بی‌عرضه تشریف داشته باشند اما اتحاد شوم، ناجوانمردانه، مخفی و در عین‌حال آشکار هوای نفس با امپریالیزم بیرون، کار را مشکل کرده است.
amir89
۰
مهم خداست، که می‌داند؛ مهم روسفیدی در پیشگاه اوست
نوریه‍ـ
۰
راستش را بگویم، تا اینجا را هم که آمدم، قوت من نبود، عشق تو بود که مرا می‌کشید. من کجا می‌توانستم این‌همه راه را یک‌ریز، سینه‌خیز بیایم؟ و این عشق تا مرا به تو نرساند، خلاصم نمی‌کند.
Saboora
۰
آدم چقدر باید در باتلاق بدبختی شنایش خوب شده باشد که به وکالت خدا هم اعتماد نکند.