جملات زیبا از متن کتاب سه روایت از مردی که خدا دوست داشت او را کشته ببیند | طاقچه
تصویر جلد کتاب سه روایت از مردی که خدا دوست داشت او را کشته ببیندsubscriptionAvailable

کتاب سه روایت از مردی که خدا دوست داشت او را کشته ببیند

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
داوود غفارزادگان

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
kosarseysdalavi
۰
از دست خود، کجا می‌شود گریخت؟ درد فراگیر است. تو خود، همه شکی. «یقین» فقط، «تردیدی»ست که درون توست.
kosarseysdalavi
۰
مگر جان را یارای آسودن بود؟ مگر می‌شد چشم‌ها را برهم گذاشت؟