یاد حرف مادرش افتاد. روز عروسیاش، وقتی خواست وارد کلیسا شود، از او پرسید: «وایت رو دوست داری؟»
لیلی جواب داد: «مامان، عاشقشم.»
مادرش گفت: «نپرسیدم که عاشقش هستی، گرفتار عشقش شدی یا نه. پرسیدم دوستش داری. بین دوست داشتن و عاشق شدن فرق زیادی هست. عشق چیزی شبیه شهوته و چند روز بعد از عروسی تموم میشه. دوست داشتن عمیقتر از عشقه. بهتره دوستش داشته باشی، چون اون وقت تا آخر عمرت باقی میمونه، اما شهوت توی دوران پیری به دردت نمیخوره. این تنها رازیه که یک زندگی مشترک رو زنده نگه میداره.»