گریه میکردم. گفتم: «دیگر طاقت ندارم. از شما که دورم. بهخاطر شما هم توی رنج و زحمت افتادهام. زیاد هم که نمیتوانم پیشتان باشم و سیر ببینمتان. پس چهکار کنم؟» گفت: «اینکه قدرت نداری درست است. خدا دوستان و ارادتمندان ما را طوری قرار داده که بلا زود بهشان میرسد. اینکه گفتی از ما دوری، شبیه حضرت اباعبداللهالحسین شدهای، او هم از ما دور است. جریان گرفتاریها و مشکلات را هم که گفتی، مؤمن در این دنیا غریب است. در میان مردم ناشناس است و بیارزش تا وقتی که برود کنار خدا.
این که گفتی علاقمندی نزدیک ما باشی و بیشتر ما را ببینی اما نمیتوانی، این نیت برایت خوب است. به خاطر این نیت پاداش میگیری.»