زمانی سازندگان کمدیهای سینمایی و تئاتریهایی که نمایشهای سرگرمکننده و کمدی اجرا میکردند و همینطور خوانندگانی که کنسرتهایشان در هر شرایط سخت اجتماعی و اقتصادی برپا بود، در جواب این پرسش که چرا در چنین شرایطی کنسرت موسیقی برگزار میکنید یا فیلم کمدی می سازید، یک پاسخ مشترک داشتند: میخواهیم حال دل مردم را خوب کنیم!
حالا با شرایطی که اسنپبک و بازگشت تحریمها ایجاد کرده به نظر میرسد مردم دیگر پولی نخواهند داشت تا با رفتن به کنسرتهایی با بلیت یک میلیون تومانی یا تئاتر یا حتی سینما که همیشه ارزانترین تفریح بوده و دیگر نیست، حال دلشان را خوب کنند. در این شرایط انتظار میرود طبقه ای که آن را با نام طبقه متوسط میشناسیم و به طور سنتی مصرف کننده محصولات فرهنگی است، تمایل و توان مالی کمتری برای رفتن به سینما و تئاتر و کنسرت موسیقی داشته باشد، کتاب نخرد و ترجیح دهد اندک درآمدش را برای خرید ضروریات زندگی اش هزینه کند. آنچه در این رفتار ملاحظهکارانه اجباری برای او پیش خواهد آمد حس محاصره و انزواست و این که هیچ راه فراری از فشارهای ذهنی اش ندارد. تماشاگرانی که فیلمهای غیرایرانی را از طریق پلتفرمهای خارجی و یا کانالهای تلگرامیتماشا میکردند، سخت تر به این فیلمها دسترسی خواهند داشت، چراکه با فعال شدن اسنپ بک امکان پرداخت اشتراک این پلتفرمها وجود نخواهد داشت. در مورد تئاتر و موسیقی هم این وضعیت مصرف سرانه مخاطب را به شدت کاهش خواهد داد.
مشکل دیگر در بخش تولید است. گزافی هزینههای تولید، تعداد فیلمهای تولیدی را قطعا کاهش خواهد داد، در تئاترهزینههای اجرا، اجاره ی سالن، دکورو نورپردازی تعداد اجراها را تحت تأثیر قرار میدهد و به احتمال زیاد کنسرتها هم دیگردر این تعداد که این روزها روی صحنه هستند، تکرار نخواهند شد.