تقوایی رودی همچنان جاری | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

تقوایی رودی همچنان جاری

مجلۀ آزما

۱۷ دقیقه مطالعه

sharebookmark

در برخورد با ناصر تقوایی همواره با شگفتی کشف نکته‌ای جدید، مواجهه‌ای تازه و شناختی دوباره از خود روبه رو هستیم. در نظر اول ناصر تقوایی غیرقابل نفوذ به نظر می‌رسد. اما به مرور زمان، صمیمیت برخوردش، عمق حرف‌هایش، وسعت دیدگاهش و اشتیاقِ تر و تازه‌اش برای درک پدیده‌های جهان به تو نفوذ می‌کند و تو انگار که در مقابل آینه‌ای ایستاده باشی، یک تصویر واقعی از خودت می‌بینی، از کج‌اندیشی‌هایت، نقطه ضعف‌هایت، تقدیری زندگی‌کردن‌ها و وادادن‌هایت در برابر تحمیل‌های تلقینی محیط، همچنان که تصویر تازه‌ای از ظرفیت استعداد نیم‌بندی که داری پیش چشمت می‌آید و تازه متوجه اشکالات تربیتی خود می‌شوی. در این آینه، معلمی‌می‌بینی و می‌فهمی‌که آدم خودساخته، پرکار و خلّاق، در یک محیط کنترل‌گر تمامیت‌خواه مثل جغرافیا و زمانه‌ای که ما در آن زندگی می‌کنیم اگر نخواهد تن به تبعید بدهد چگونه به کار خود به روش‌های مختلف ادامه می‌دهد. ناصر تقوایی چون آب روان زندگی و کار کرد، هر جا که سانسور جلوی کار او را گرفت در حرفه‌ای دیگر به کار هنر مشغول شد؛ مثل خیلی از هم‌نسلان و هم‌قطارانش. نگذاشتند فیلم بسازد، عکاسی کرد، نوشت، و فراتر از همه درس داد، یاد داد، حساسیت و استعداد شاگردانش را پروراند، برایشان از تمام داشته‌هایش مایه گذاشت تا به کلمات، جملات و معانی حساس شوند، دقیق باشند و بدانند و بفهمند که در اثرشان چه می‌خواهند بگویند. او خود را اینگونه در ما شاگردانش قلمه زد که امروز مثل پیک هنری از ایران، در چهار گوشه‌ی جهان پراکنده‌اند اما نگذاشت سانسور و توصیه‌های اخلاقی مدیران بی اطلاع از کار هنر برای او و کارش تصمیم بگیرند. برای نگارنده، نقش معلم و مربّی در پرورش خود بسیار ضروری بوده است. این است که شاگردی فرخ غفاری، ناصر تقوایی، منوچهر انور و دیگران سازنده‌ی راه زندگی بوده است. طبعاً به عنوان یک شاگرد، مایلی بدانی معلمین‌ات شاگرد چه کسانی بوده اند که این چنین شکُفته اند، چه ملاقات‌هایی داشته‌اند و چه-ها از چه کسانی آموخته‌اند. این است که در این مصاحبه که در پاییز سال ۱۳۹۲ در منزل تقوایی انجام شد و لحن حاضرین در مصاحبه، ناصر تقوایی، مرضیه وفامهر، سعید نوری و احمدرضا نوری چنان شاد و خرسند بود که در میانه‌ی هر حرف بارها خندیدیم و شوخی کردیم و مثل یک دورهمی‌دوستانه اما حرفه‌ای برگزار شد. اینجا نه سراغ فیلم‌ها و نوشته‌های او که سراغ کاشفین استعداد او رفتم تا بفهمم این درخت تناور، معاشر چه اساتید و رفقایی بوده است.

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۱۹۵ مجلهٔ آزما (پائیز ۱۴۰۴) منتشر شده است.