او به واقع شرف هنر ایران بود. هنرمندی تیز هوش، خوش ذوق و عمیق. رفتار او در برابر سانسور،گذشتاش از آن چه زیست روزمرهی هنری مینامیم، از او اسطورهای از شرافت حرفهای ساخت که ماناییاش در عرصهی فرهنگ ایران زمین را مدیون شعور، مقاومت و جنگ بی صدا با آن چه نمیخواست، است.

تا وقتی سانسور عمل میکند، من نمیآیم!
مراسم تشییع ناصر تقوایی نمایش احترام عمیق مردمیبود که قدر هنرمندشان و صبر و مقاومت ارزشمندش را دانستند، روایتی جاری بود ازعشق و ذوق سرشار همسر و همراه سالیان او در آخرین بدرقهی این هنرمند. روایتی که با درایت و ساختارشکنی مرضیه وفامهر شکلی متفاوت از مراسم مشابه یافت و به جای سخنرانان معمول و سخنان تکراری دربارهی متوفی، این بار مردم به سخنان استاد گوش سپردند. و مگر میتوان به تقوایی بزرگ گفت متوفی؟ مگر هنرش و زندگی متفاوتی که انتخاب کرد شبیه دیگران بود که مرگش باشد. حاضران در مراسم بدرقهی تقوایی به سخنان او گوش دادند.آن هم نه دربارهی زندگی و بی اعتباری دنیا و.... اینبارتقوایی همیشه معلم، در این آخرین سخنانش با مردم بازهم از ایران گفت، از فرهنگ وشعر و روشنفکر ایرانی. ازخلق اثر هنری، از فرم و محتوا و از حاضران سوال کرد: این چه رفتاریست که با روشنفکرانمان داریم؟ چرا در برابرسانسور سکوت میکنیم و... حاضران مثل همیشه زندگیاش در محضرش آموختند.آن چه پس از این سخنان درسکوت بهت زده جمعیت موج میزد، سپاسی بود از عمق جان و تحسینی که در تک تک چشمهای گریان از فراق او دیده میشد. تحسینی برای شرافت هنر ایران.

آنچه در مراسم بدرقه، از زبان استاد شنیدیم ...
- فیلم سازی هم مثل هر کار دیگری باید مدام اتفاق بیفتد. وقتی وقفه درونش ایجاد …