«بنجامین فرانکلین» دربارهی جنگ میگوید: «هزینهی جنگ در زمان جنگ پرداخت نمیشود؛ بلکه صورتحساب آن بعدها میآید» بعضی از این صورتحسابها قابل پرداخت و جبران اند؛ اگر بتوان دوباره زیرساختهای آسیبدیده را بازسازی کرد. اما بعضی دیگر از آن، هیچوقت پرداخت نمیشود؛ مانند جان آدمهایی که هزینه شد؛ اعصاب و روانهایی که برای ابد برآشفته شده و پریشان خواهد ماند. اما بخش دیگری از این صورتحسابهای غیرقابل پرداخت، آسیب، ویرانی یا گم شدن آثار فرهنگی اعم از آنهایی که در فضای باز شهری از گذشتگان به یادگار مانده یا آثاری که در موزهها و گالریها نگهداری میشوند. در دورههای مختلف تاریخ، کشورهایی که جنگ و ویرانی را تجربه کردهاند؛ از جنگ جهانی اول تا دوازده روزی که بر ما گذشت؛ تدابیری را برای حفظ آثار تاریخی خود اندیشیدهاند که با بخشی از آنها آشنا میشویم؛ به امید آنکه جنگ، جانی، شهری، کشوری و هویتی را ویران نکند.
در میان التهاب جنگ، بعضی اتفاقات فراموش میشوند، اما حتما جایی به ثبت میرسند تا بعدها، از آن یاد شود؛ به نیکی یا به زشتی. عملکرد موزهی «متروپولیتن» در قالب کمپینی تماشایی و جالب در بحبوحهی جنگ جهانی دوم یکی از آن عملکردهای ماندگار در حفظ آثار هنری بود. کارکنان موزهی متروپولیتن، مسوول یکی از پیچیدهترین تخلیههای آثار هنری در تاریخ آمریکا شدند. این افراد با وجود برگزاری یک نمایشگاه فعال در طول جنگ جهانی دوم، توانستند بیشترین حضور مخاطبان در سال ۱۹۴۰ میلادی را رقم بزنند؛ که این موفقیت از سال ۱۸۷۰ – سال تاسیس موزهی متروپولیتن- باورنکردنی گزارش شده است. این درحالی است که در همان زمان نیمیاز آثار موزه از داخل آن تخلیه شده بود!
چند هفته پس از هجوم
شاید تا چند ساعت یا چند هفته …