بیله دیگ، بیله چغندر! | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

بیله دیگ، بیله چغندر!

گفت‌وگویی در مورد یک معضل اجتماعی بر پهنه‌ی آثار هنری

مجلۀ آزما

۱۷ دقیقه مطالعه

sharebookmark

رضا دادویی از سریال سازان تلویزیون و این روزها پلتفرم‌های تلویزیونی است که اخیرا سریال آبان از ساخته‌های او پخش شده، سعید نوری منتقد، فیلمساز و کارشناس سینماست. درباره‌ی آن‌چه می‌توان «فاجعه»ی فحش پراکنی در سینما و تلویزیون نامید با این سینماگر به گفت‌و‌گو نشستیم تا شاید علت‌یابی و یا دست کم طرح مسئله کنیم.

اخیرا در سریال‌هایی که از پلتفرم‌ها پخش می‌شود یا فیلم‌های سینمایی حتی تئاترها و بعضی سریال‌های تلویزیونی خیلی راحت از کلمات «رکیک» و فحش‌ها و ناسزاها استفاده می‌شود. البته اگر این کلمات در زبان همان کاراکتری قرار بگیرد که اقتضای شخصیت او در آن اثر نمایشی است چندان اشکالی ندارد و جزیی از شخصت‌پردازی است. اما استفاده‌ی بی‌دلیل و افراطی از این تعابیر و کلمات رکیک، به نظر شما که هر دو فعال این عرصه هستید مجاز است؟

رضا دادویی: این نکته بسیار مهم است و جای بحث دارد، این مسئله هم در پروژه‌هایی که در جریان تولیدش بوده‌ام و چه آن‌هایی که قرار است تولید بشود و من متن آن را می‌خوانم. بسیار به چشم می‌آید. خیلی هم آزاردهنده است و نچسب، یعنی در اکثر موارد به بدنه‌ی کار نمی‌چسبد و به آن لطمه می‌زند.

آیا به این دلیل نیست که این کلمات و اصطلاحات به شکل یک وصله‌ی اضافی در متن کار شده و معلق است و مناسب کاراکتری که آن را به کار می‌برد نیست؟

قطعا، اما واقعیت این است که اتمسفری که ما در آن تنفس کردیم نباید چنین خروجی می‌داشت. اما من می‌خواهم با اجازه‌ی شما از حوزه‌ی ادبیات و سینما خارج شوم. یک سوال جدی من این است که چرا مسیر ما کلا از دهه‌ی هشتاد یکباره تغییر کرد؟ تا اواخر دهه‌ی هشتاد این موارد وجود داشت اما نه در این حد افراطی.

مثال بارزش فیلم ‌هامون و آن دیالوگ معروف مرحوم انتظامی که به آن …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۱۹۱ مجلهٔ آزما (بهار ۱۴۰۴) منتشر شده است.