ما و پرسش و تاریخ | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

ما و پرسش و تاریخ

مجلۀ آزما

۱۱ دقیقه مطالعه

sharebookmark

پرسیده شده «ما چگونه در کورانِ دشواری‌های تاریخِ ایران بر جا مانده‌ایم؟»، و به‌رغمِ نیّتِ خیرِ پرسشگر، ذهنِ مارگَزیده، بهره‌ور از مختصری حافظه، بیش از هر پاسخِ احتمالی که ممکن است در دایره‌ی انتظاراتِ پرسشگر یا زمانه‌ی طرحِ پرسش بگنجد، با خودِ پرسش و زمینه‌هایش مشغول می‌شود.

از زمانی که انشا نوشتن جزوِ نظامِ آموزشی برای کودکان در این سرزمین مرسوم شد، قاعده‌ای رایج که کمی پیش‌تر بدیلش در مطبوعات در قالبِ «اقتراحِ» ادبی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، هنری (یا مخلوطِ آن‌ها) پیشِ روی خواص (اهلِ فن یا اهلِ ادّعا) قرار می‌گرفت به تمرینی فراگیر در سطحِ کلّ جامعه بدل شد: طرحِ مکرّرِ پرسش‌های آشنای زمانه برای رسیدن به جواب‌های مکرّر و ازپیش‌آماده در قالبِ انشاهایی که نشان می‌داد کودک به‌واسطه‌ی پذیرش و تکرارِ شعارهای رایج، مسیرِ همسان‌سازیِ استاندارد را به‌درستی پشتِ سر گذاشته و شرایطِ ورود به جامعه‌‌ی همسانان را احراز کرده است (سازوکاری روزآمد برای نقشِ کهن و آیینیِ آزمون‌های گذار در جوامعِ سنّتی که باورِ شخص به اسطوره‌های وحدت‌بخش میانِ اعضای جامعه را اثبات و تثبیت کند). عبارتِ «البته واضح و مبرهن است...» که روزگاری اغلبِ انشاها با آن آغاز می‌شد (مثل کلمه‌ی «تاریخ» و عبارتِ «در طولِ تاریخ» برای «جدّیت» و «رسمیّت»بخشیدن به بحث نزدِ بسیاری در سده‌ی اخیر) بیش از آن‌که واقعاً معنایی مرتبط با موضوعاتِ انشا یا اساساً دخلی به تجربه‌ی زیسته‌ی انشانویس داشته باشد، گواهِ کارکردی در قالب‌ریزیِ ذهنِ شخص مطابقِ انتظاراتِ تکرارشونده، شکل‌بخشیدن به چارچوب‌های واضح و مبرهن، و راه‌اندازیِ دستگاهِ بدیهی‌انگاریِ باورهای نَیازموده و شعارهای ابلاغ‌شده‌ی جمعی بود حتی وقتی که شخص در تجربه‌ی عینیِ اجتماعی و …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۱۹۱ مجلهٔ آزما (بهار ۱۴۰۴) منتشر شده است.