«چرا و چگونه ایران ماند، در طول قرنهاو با وجود هجومهای پیدرپی از سوی اقوام مختلف به این سرزمین درحالیکه در همهی این سالهاامپراطوریهای بزرگی تکه، تکه شدند و از میان رفتند اما ایران ماند هرچند نه به وسعت امپراطوری دوران هخامنشی، اما با همان فرهنگ و زبان و آداب و ادب ماند. راز این مانایی از نگاه شما چیست؟ این پرسشی است که در آغاز گفتوگویی که میخواستیم با خانم دکتر آموزگار انجام بدهیم مطرح شد. اما در طول گفتوگو خانم دکتر آموزگار چنان به شیوایی در مورد تاریخ ایران و چگونگی این مانایی سخن گفت که دیگر جایی برای پرسش و پاسخ به شیوهی مصاحبههای رایج نماند و بانوی فرهیختهی ایران چنان به شیوایی سخن گفت که شیفتهی ادامه حرفهای ایشان شدم مثل همیشه و آنچه میخوانید حاصل گپی صمیمانه است.»

در پاسخ به این سوال شما باید بگویم یکی از علتهای اصلی ماندگاری ایران خوی سازگاری ما است. یعنی مردم ما در هر شرایطی و در برابر هر هجومی عاقلانه رفتار کردند. اگر ما به تاریخ مراجعه کنیم و به آمدن آریاییها به این سرزمینی که به هر حال برای خودش تمدن و تاریخ و اسطوره خودش را داشته، وقتی مهاجرها وارد این سرزمین میشوند میروند به سمت هند، اما هند خشونت نشان میدهد، چرا؟ چون سرزمین هند سبز و خرم است و این مهاجرها هم قسمتهای خوب این سرزمین را میخواستند به همین دلیل ما شاهدیم که وداها پر از دعوا و مرافعه است. و میگویند چرا آمدید، یک جایی خدایان آنها خشن میشوند .همان«دَئِو»ها که بعدها برای ما میشوند دیوها .اما به این طرف که میآیند،که میشود سرزمین ما، بومیان این سرزمین با این مهاجمان به دعوا برنخاستند و آنها را پذیرفتند، ساخت ارابه و استفاده از چهارپایان را از آنها یاد گرفتند و آنها …