هنر، جادو میکند. مفهومی را که کلمات توانِ انتقالش را ندارند، در قالبِ فرم و رنگ به تصویر میکشد و بدون توجه به جنس، نژاد، زبان، مذهب و ملیتِ مخاطب، ذهنش را به هر کجا میخواهد به پرواز در میآورد. هنرمند ممکن است در جریانِ خلقِ اثرش تصمیم بگیرد معنایی خاص به بیننده منتقل کند، یا اثر را برای جریانِ سیاسی یا اجتماعی ویژهای خلق کند. ولی سالهابعد، کیوریتوری کار بلد میتواند با ارائهی همان اثر در بستر و زمان مناسب، به خوانشِ دلخواهِ خود، که گاه ممکن است متفاوت باشد، دست یابد. آن چه، به آثار معنایی تازه می بخشد، نگاه روایتگرِ کیوریتور است. این بعدِ پویا و چند لایهی هنر در نمایشگاه "پیکاسو در تهران" به خوبی نمایان می شود. جایی که انتخاب آثار، نحوهی ارائه و روایت پیرامونی به مخاطب ایرانی امکان مواجههای تازه با هنرمندی چون پیکاسو میدهد.


روایتی بومی از نقاش پرآوازهی اسپانیایی
نمایشگاه پیکاسو در تهران از ۲۱ اسفند ۱۴۰۲ افتتاح شده و تا سیام اردیبهشت ادامه داشت. این نمایشگاه صرفا در معرض دید قرار دادن بخشی از آثار گنجینه نیست، بلکه تمرینی موفق در روایتگری کیوریتوری است. تیمی متشکل از سعید باباوند، احسان برزین، رضا دبیری نژاد و سالار رفیعی، با درک درست از بستر فرهنگی مخاطب ایرانی، و با توجه به الزامات فضای موزهای، توانستهاند نمایشگاهی طراحی کنند که "دیدن" را به "فهمیدن" و "درگیر شدن" تبدیل میکند. فضاسازی نمایشگاه، از نورپردازی تا انتخاب مسیر بازدیدکنندگان، طراحی متون پیرامونی تا محصولات موجود در فروشگاه موزه، همگی درخدمت ساخت روایت بومی آنها ازهنرمندی جهانی است. این نمایشگاه مخاطب ایرانی را نه فقط با آثار بلکه با زمینههای تاریخی، شخصی و فلسفیِ شکلگیری …