آقامحمدشاه قاجار پس از دورهی طولانی جنگهای داخلی، در ۱۲۱۲ هـ. ق، حکومت متمرکزی برقرار کرد و بهتدریج بر همهی نقاط کشور تسلط یافت؛ اما ایران در دورهی سلطنتِ جانشین او - فتحعلیشاه - با ورود به ورطهی سیاستهای اروپا و نقشه های امپریالیستی آنها ضعیف شد و قادر نبود با تجاوزات بیگانه، سلطهی سیاسی، اقتصادی و خارجی - که استقلال کشور را به مخاطره میانداخت - مقابله کند.
جنگ ایران با روس هم بر این ضعف افزود؛ با کشورگشایی روسها، بهخصوص در شمال غربی ایران، قسمت هایی از ماوراء قفقاز - که زمانی جزئی از قلمرو ایران محسوب می شد - از آن مجزا شد، در نتیجه، ایران درگیر جنگ با روسها و متکی به کمکهای خارجی - انگلیس و فرانسه - شد.
علاوه بر ایران، انگلیسیها هم با تسلط بر شبه قارهی هند، از جانب روسها احساس خطر کردند و وقایع ایران را دقیق تحتنظر داشتند؛ اما با لشکرکشی فرانسه به مصر در ۱۷۹۸/۱۲۱۳ هـ. ق به رهبری ناپلئون بناپارت - یکی از سه رهبر انقلابی فرانسه- شرایط تغییر کرد. نقشهی او حمله به هند و صدمه رساندن به انگلیسی ها بود. این لشکرکشی موفقیت آمیز نبود؛ اما به اتحاد انگلیسها و روسها علیه فرانسه منجر شد.
در همان زمان فتحعلیشاه با شنیدن خبر شکست روسیه در زمستان ۱۸۰۵/۱۲۱۹ و اطلاع از فتوحات ناپلئون، در نامهای به برقراری معاهدهی مودت و همکاری با او اظهار تمایل نمود. ناپلئون نیز چندین فرستاده به ایران اعزام کرد: ژوبر، رومئو، دولابلانش، بنتان و ژوانن. اینها موظف بودند اطلاعاتی از ایران کسب کنند. رومئو قرارداد دوستانهای با دولت ایران منعقد کرد و در جواب ناپلئون، فتحعلیشاه نیز میرزارضا قزوینی را به فرانسه فرستاد تا قرارداد نظامی منعقد کند؛ او در فینکشتاین – لهستان - با ناپلئون …