دربارهی ادبیت کثیف یا Dirty literature در سالهای اخیر بسیار بحث و گفتگو شده این اصطلاح که طبق معمول از آن طرف آبها آمده این روزها در جامعهی ادبی خودمان هم بسیار به کار میرود آن قدر که مصداقش چندان مشخص نیست برای بیشتر شناختن و صحبت دربارهی این نوع ادبیات با احمد پوری، اسدالله امرایی و محمد چرمشیر به گفتگو نشستیم.
عابد: ادبیان کثیف در یک دههی اخیر خیلی مورد توجه قرار گرفته، بد نیست از یک تعریف شروع کنیم.
امرایی: اصلا این نوع ادبیات که به نام رئالیسم کثیف یا همان Dirty Literature آن را میشناسیم با عناوین دیگری مثل رئالیسم چرک یا رئالیسم یقه چرکها هم نامگذاری شده، درواقع اولین بار در سال ۱۹۷۶ در مجلهی معتبر گرنتا Granta (فصلنامهی معروف معتبری که از سال ۱۸۸۹ منتشر میشود و به صورت موضوعی یا پروندهای به مسایل ادبی روز میپردازد) مطرح شد.
در آن شمارهی گرنتا آقایی به نام ویلیام بوفورد یا ویل بوفورد در مقاله ای ادبیات اواخر دههی شصت تا اواسط دههی هفتاد آمریکا را تحت عنوان «رئالیسم کثیف» نامگذاری کرد و مؤلفههایش را هم ذکر و اشاره کرد که نویسندگان این گونهی ادبی درواقع خروجیهای ادبیات نسل بیت که در جنبشهای ۱۹۶۸ دانشجویی شکست خوردند و پس از جنگ ویتنام شکل گرفتند، هستند. اینها درواقع مسایل روز آمریکا را به عرصهی داستان کشیدند و خُب از هیچ چیز هم نگذشتند. از روابط خانوادگی گرفته تا الکلیسم و خیابان خوابی و رفتارهای ضداجتماعی و ... نویسندههای بسیاری، تا حتی آدمی مثل بوکوفسکی که در اینجا زیاد او را میشناسیم از همین دسته هستند.(هرچند که واقعاً بوکوفسکی که ما میشناسیم، بوکوفسکی خیلی تروتمیز و ملایمی است. به عنوان یک پسر خوب و در خیلی موارد ادبیات او ترجمه نشده، چون …