«قرار بود برای گفت و شنودی دربارهی نقد و زیبایی شناسی اثر هنری با دکتر محمود عبادیان، دیداری داشته باشیم. امکان این دیدار را هم محمدعلی شاکری یکتا شاعر و دوست قدیمی و همراه همیشهگی مجله فراهم کرده بود. دکتر عبادیان را از سالهای دور، سالهایی که دانشجو بودم دیگر ندیده بودم خوشحالی دیدار او با یادآوری خاطرات خوب دانشگاه در تمام طول راه ذهنم را پر کرده بود، وقتی دیدمش مثل همان روزها بود و همان طور صمیمی و فقط کمی شکستهتر و هنوز با خضوعی بیمانند خود را دانشجوی فلسفه میخواند. و همین فروتنی عالمانه و میل به شنیدن از دیگران شاید باعث شد که مصاحبه خیلی زود از حالت بحث دو نفره خارج و به گفتگویی چهار نفره تبدیل شود، با نتیجهای دیگر و اینکه از این پس آزما به توصیه استاد باید آغازگر راهی تازه باشد برای دستیابی به معیارهای نقد صحیح و در خور جامعه فرهنگی و آثار ادبی این جامعه» و سرانجام مصاحبه در شمارهی ۴۵ در مرداد ماه ۱۳۸۵ منتشر شد.

شماره ۴۵ - مرداد ۱۳۸۵
مشکل اساسی جامعه فرهنگی ایران شاید این باشد که با وجود اینکه آمدن تولیدات ادبیات مدرن به ایران تقریبا با آمدن نقد هم زمانی دارد یعنی زمانی که اولین حرکتهای نوگرایانه در ادبیات آغاز میشود، میبینیم که نقدنویسی هم مطرح میشود و افرادی مثل طالبوف شروع میکنند به نوشتن نقدهای ادبی ولی بعد تا امروز، چیزی به عنوان نقد به طور جدی – به جز شاید در مواردی محدود – در ادبیات معاصر مقولهای به نام «نقد» نداریم، به نظر شما علت چیست؟
عبادیان: شما میدانید که تا زمان قاجار نثر فارسی نثر گزارشی نبود و اصلا رابطهای با واقعیت نداشت و در دوران صفوی مثلا یا حتی دورهی قاجار میبینیم، نثر به معنای اروپایی آنکه هگل هم آن را تحقیر میکند و معتقد است …