
«خونجگر شدن» در ادبیات فارسی کنایه از رنج بسیار کشیدن و غم فراوان خوردن است. این عبارت پیش از این، اصطلاحی رایج میان عامۀ مردم بود، اما امروز تجربۀ مشترک میلیونها آدم آزاده در سرتاسر دنیاست. وقتی فرد در برابر یک غم مرگبار یا اتفاق ویرانگر چنان در هم شکسته شود که گویی جگرش خون شده و اعضای حیاتی بدنش در حال ذوب شدن هستند. اگرچه از نظر پزشکی مدرن چنین چیزی عملاً امکانپذیر نیست، اما علوم طبیعی را چه به احوال دل؟ آنچه را که انسان با اعماق روح و جان تجربه میکند، هیچ آزمایش تجربیای نمیتواند محاسبه و اثبات کند.
هرگز فراموش نمیکنم، دهِ اسفندِ هزار و چهارصد و چهار، ساعت پنجِ صبح بود. آرامش و اطمینان خاطری که در من بود در هیچیک از اعضای خانواده یافت نمیشد. تا صبح مشغول آوردن هزار و یک دلیل عقلی و …