ليلي گلستان نياز به معرفی ندارد مترجم است - مینويسد - گالری دار است و علاوه بر همهی اينها دختر ابراهيم گلستان، خواهر كاوه گلستان و مادر مانی حقيقی است و اين يعنی كه اين بانو در تمام دوران زندگی اش به صورت مستقيم و از نزديك با هنر و ادبيات پيوندی ناگسستنی داشته اما از همهی اينها كه بگذريم نگاه تيزبين و سليقهي خوب و درستش در انتخاب كتاب تشخيص آثار خوب و بعد به عنوان يك هنرمند و كتابخوان حرفهای میتواند بسيار صائب باشد . او از ابتدای انتشار آزما همراه مجله بود. وقتی سال ۹۱ برای مصاحبه به سراغش رفتیم، تازه چشمهایش را جراحی کرده بود میخندید و میگفت میخواهید عکس با عینک مرا روی جلد بگذارید، که گذاشتیم. به هر حال این مصاحبه درباره داستان نویسی معاصر فارسی خواندنی شد.
دی ۱۳۹۱-شماره ۹۳

وضعيت ادبيات داستانی معاصر را در حال حاضر چهطور ارزيابی می كنيد (در ادامه بحث چرا؟) آيا اين وضعيت ادامه دو دههی اخير است يا جريان طبيعی دههی چهل به بعد؟ و آيا گسستی كه طی جريان انقلاب از جريان مداوم دهه چهل تا پنجاه اتفاق افتاد امروز اين ميوه را می دهد؟
نه به نظر من ادامهِ آن راه نیست.همه چیز فرق کرده. در آن زمان یعنی دههی چهل، پنجاه کتاب هر کسی به این راحتی چاپ نمیشد. ناشران، هم سواد و فرهنگشان و هم شناختشان از ادبیات خیلی بیشتر از بسیاری از ناشران فعلی بود. تعدادشان هم زیاد نبود، وسواس داشتند و سختگیر بودند. بنابراین کتاب کمتر چاپ میشد، اما کتاب خوب نسبت به حالا بیشتر بود. روند فعلی روند تند زمانهی ما است و روند نشات گرفته از فضای حال. فعلاً چندین سال است که روی دور تند افتادهایم.
خب این جریان آغاز شده را مثبت ارزیابی میکنید یا منفی؟
ببینید، به هر حال خلق یک اثر، حالا این اثر موفق …