در آواز تذرو | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

در آواز تذرو

هم‌سازی خون با انسان ایرانی در پنج نغمه

مجله عین

۶ دقیقه مطالعه

sharebookmark
در آواز تذرو

بالدْوین چهارمِ اورشلیم و صلاح‌الدین ایوبی، پای طومار را مُهر یا امضا می‌زنند تا شوالیه‌ها و مسلمان‌ها دست‌کم تا مدتی شمشیرها را به غلاف ببرند. [۱] همان حوالی پانصد و هشتادِ هـ.ق.، اما فرسخ‌ها دورترْ مُطَهَّر جمالی (یزدی)، آخرین نقطه فرخ‌نامه را می‌گذارد؛ دانشنامه‌ای درباره علوم، فنون و عقاید.[۲] او در «نوع اول از فصل اول از مَقالَت اول» آن - «در صفت آدمی» - قلم را شاید از مرکّب، بیرون کشیده و می‌نویسد:

و اگر [خون (مرد)] در چراغ‌دان کنند، همچون روغن بسوزد. [۳]

نواها و آواهای موسیقایی در ایران نیز از شعله‌افروزی «خون»، بی‌نصیب نمانده‌اند؛ حتی اگر فقط به‌اندازه یک سطر بوده باشد. در نام یا کلام بسیاری از این آثار آهنگین، این واژه تنها نمانده و با ترکیب هم موج می‌زند: «خونین»، «خون‌بار»، «خون‌افشان»، «خون‌بار»، «خون جگر»، «خون دل» و… . در میانشان قطعه‌های متعددی از قالب‌های گوناگون (ترانه، تصنیف، سازوآواز، سرود و…) به ذهن‌های ما خانه‌ کرده‌اند و حتی شاید آن‌ها را به لب‌هایمان جاری ‌کنیم. درون‌مایه‌هایشان هم رنگ‌به‌رنگ: غنایی، سیاسی، اجتماعی، مذهبی، عرفانی و… ؛ همچنان‌که خون، حالت‌های متفاوتی به خود می‌گیرد: جوشش، فَوَران، …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۱۱ مجلهٔ عین (بهار ۱۴۰۵) منتشر شده است.