شاید کسانی که قرنها پیش از اختراع صنعت چاپ، بخت یارشان میشد و نسخهی دستنویسی از کتابی به دستشان میرسید، هرگز باور نمیکردند بدون آنکه نسخهی فیزیکی یک کتاب را در اختیار داشته باشند بتوانند یک کتاب را به صورت صوتی بشنوند و مطالعه کنند. حتی این تصور شاید در ۱۰۰ سال گذشته نیز در ذهن کسی نمیگنجید که بتوان به واسطهی شنیدن کتاب خواند.
هر چند که از گذشتههای بسیار قصه و نقل شنیدن موجب میشد که شبها و روزهای طولانی سال دلپذیرتر شود و با همین روش بود که در گذر زمان پیش از اختراع خط و حتی پس از آن سینه به سینه دانش گذشتگان به نسلهای بعد منتقل شده است و با همین شیوهی امروزه ما بخشی از دانش جهان را در حافظهی جمعیمان حفظ کردهایم.
بیشک بیشتر ما مواجههمان با کتابهای صوتی نخستین بار، با نوار قصههایی بود که پیش از انقلاب از سوی برخی از ناشران منتشر شده بود و دست به دست شده بود و به ما رسیده بود، نوارهایی چون شهرموشها، پینوکیو، پلنگ صورتی، علاالدین و چراغ جادو و.... بعدها هم که بزرگتر شدیم مجموعه صدای شاعر و کتابهای صوتی که در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان زیر نظر احمدرضا احمدی منتشر شده بود. در دههی ۶۰ و ۷۰ هم اصلاً همین آثار صوتی بود که موجب شد که توجهها نسبت به نسخهی مکتوب این آثار جلب شود. مثلاً نمیتوان منکر صدای ماندگار خسرو شکیبایی در جلب نظر مخاطبان نسبت به شعر سهراب سپهری شد.
با تولد پادکستها، فرصت جدیدی برای گسترش دانایی و آگاهی در جامعه فراهم شده و پادکستها گاه در برخی از موارد جای افراد پیشکسوت یک حوزه را که در دسترس همگان نیستند تا به صورت تخصصی دانش و آگاهی خود را در موردی خاص انتقال بدهند را گرفتهاند
در دوران دانشجویی که مثل امروز همهی منابع در …