
حدود سه هزار سال از سرودهشدن اودیسه میگذرد، اما هنوز هم وقتی از سفر، خانه، وسوسه، ازدستدادن و حتی هویت حرف میزنیم، ردپای این اثر را میتوان در ادبیات، سینما، فلسفه و فرهنگ جهان دید. اولیس پس از ده سال جنگ، سرانجام از میدان نبرد تروا جان سالم به در میبرد. هر قهرمان دیگری در همین نقطه به پایان داستانش میرسید؛ با تاجی بر سر، نامی ماندگار و آوازهای که نسلها تکرارش کنند. هومر راه دیگری را انتخاب میکند. او قهرمانش را به خانه نمیرساند، بلکه میان دریا رهایش میکند؛ جایی که نه افتخار جنگ به کار میآید، نه شمشیر و نه شهرت. آنچه باقی میماند، انسانی است که میخواهد دوباره همسرش را ببیند، پسرش را در آغوش بگیرد و روی تختی بخوابد که سالها پیش با دستان خودش ساخته بود.
اودیسه روایت تلاش اولیس برای رسیدن به ایتاکاست؛ سفری که هر بار با مانعی تازه روبهرو میشود و سالها طول میکشد. در این مسیر، او با خشم خدایان، جزیرههای ناشناخته، موجودات افسانهای و وسوسههایی روبهرو میشود که هر کدام میتوانند او را برای همیشه از خانه دور کنند. همزمان، در ایتاکا نیز پنلوپه و تلماک برای حفظ خانواده و پادشاهی، نبردی خاموش را پشت سر میگذارند.
نقد کتاب اودیسه
هشدار فاششدن داستان: این نقد برای بررسی اثر، به برخی از رویدادها و شخصیتهای داستان اشاره میکند.
هومر در اودیسه داستان را پس از تمامشدن جنگ آغاز میکند؛ زمانی که بزرگترین آرزوی اولیس دیگر شکستدادن دشمن نیست، رسیدن به خانه است. همین تغییر، ماهیت اثر را دگرگون میکند. اودیسه را میتوان یکی از نخستین آثاری دانست که قهرمانی را بیشتر از زور بازو با توانایی تحمل رنج، خویشتنداری و خرد تعریف میکند.
بزرگترین دستاورد هومر، شخصیتپردازی اولیس است. …