
رئالیسم یا واقعیتگرایی جنبشی بود که در قرن نوزدهم میلادی در هنر و ادبیات شکل گرفت. این جنبش نوعی واکنش به شاعرانگی محض، احساساتگرایی بدون منطق و محتواهای عجیب و غریبی محسوب میشد که در سبک رمانتیسیسم پدیدار شده بود و در حال وسعت پیدا کردن در دنیای ادبیات و هنر بود. نویسندگان و هنرمندان رئالیست در آثارشان سعی میکردند تصویری واقعی از پیچیدگیهای انسانی و زندگی عادی مردمان ارائه بدهند. این موضوع در شخصیتها، پلات و چگونگی پیشبرد داستان هم خودش را به خوبی نشان میداد. در این یادداشت پس از برشمردن ویژگیهای این مکتب ادبی به سراغ رئالیسم در ادبیات رفتهایم و چند اثر رئال برای مطالعه پیشنهاد کردهایم.
آثار ادبی رئال در تقابل با آثار رمانتیک
برعکس آثار ادبی رمانتیک که اغلب در حال بررسی زندگی عاطفی و درونیات اشرافزادگان بود، در اغلب آثار ادبی رئالیسم داستان حول محور افرادی میگشت که یا در طبقات اجتماعی فرودست زندگی میکنند یا از طبقات متوسط جامعه بودند.
علاوه بر آن نویسندگان رئالیست عقیده داشتند که داستان باید به اندازهی زندگی واقعی صادقانه تعریف شود. به همین علت بود که داستانهای پیرو مکتب رئالیسم به اندازهی زندگی عادی آدمها رنگی از حقیقت داشت. بنابراین برعکس آنچه که در رمانتیسیسم وجود داشت، نویسندگان رئالیست از اغراق و احساسی کردن وقایع زندگی پرهیز میکردند.
یکی از نویسندگان شاخص رئالیسم در ادبیات آنتوان چخوف است که در اغلب نمایشنامههایش تلاش کرده بود تا آثار رمانتیک همعصر یا پیش از خود را که به ایدئالسازی زندگی عادی میپرداختند، کنار بزند و زندگی عادی و روزمرهی آدمهای معمولیتر جامعه را نمایش بدهد. چخوف در داستانها و نمایشنامههایش از شخصیتهایی استفاده کرد که بار زندگی …