
معرفی بزرگان ادبیات معاصر ایران
نوشتن راجعبه بزرگان ادبیات معاصر ایران کار بسیار دشواری است. وقتی تاریخ ادبیات معاصر ایران را مرور میکنیم، با بیشمار شاعر و نویسنده و آثار برجسته و مشهورشان روبهرو میگردیم؛ و اگر بخواهیم تعدادی از آنها را برگزینیم باید بهنوعی فقط به شاخصترینها و برجستهترینهای هر شاخهی ادبی و موضوع و محتوای ادبی و هنری بپردازیم. در یادداشت پیشِ رو تلاش کردهایم تا به تعدادی از شاعران و نویسندگان مشهور ادبیات معاصر ایران بپردازیم و هر کدام را بهصورت مختصر معرفی کنیم. البته شما میتوانید با مراجعه به صفحههای هر کدام از این مشاهیر در طاقچه اطلاعات بیشتری به دست بیاورید.
فهرستی از شاعران و نویسندگان معاصر ایران
در ادامه همراه ما باشید تا بزرگان ادبیات معاصر ایران را بشناسید:
صادق هدایت (۱۲۸۱-۱۳۳۰)

صادق هدایت از جمله نویسندگان ادبیات معاصر ایران است که اغلب او را با رمان کوتاه و مدرن بوف کور و مجموعه داستانهای کوتاهش مثل سه قطره خون، زنده به گور و سگ ولگرد میشناسند. اما بهجز این آثار شاخص داستانی، پژوهشهایی در حوزهی ادبیات عامیانه و فولکلور و تاریخ باستان ایران و نیز ترانههای خیام نیز داشته است. همچنین مسخ کافکا را هم ترجمه کرده و جزوهی کوتاه پیام کافکا را هم که دیدگاه وی در باب کافکا را نشان میدهد نوشته و منتشر کرده است. گفته میشود صادق هدایت اولین ممنوعالقلم رسمی در تاریخ ادبیات ایران بوده است. اما صراحت بیان و زبان بیپردهی هدایت در بیان برخی موضوعات حساسیتبرانگیز منجر به این شده است که اغلب آثار هدایت را از زمان اولین چاپ تا اکنون که غیرقانونی و زیرزمینی چاپ میشود از تیغ سانسور بگذرانند.
فروغ فرخزاد (۱۳۱۳-۱۳۴۵)

فروغ فرخزاد که بیشتر بهعنوان شاعر نوگرای نیمایی مشهور است، پس از آشناییاش با ابراهیم گلستان که آن زمان استودیوی فیلمسازی داشت، تجربهی تدوین و ساخت فیلم هم پیدا کرد و نشان داد که در این زمینه هم استعداد دارد. فروغ فرخزاد در مجموع پنج دفتر شعر، بهترتیب چاپ، با عنوانهای اسیر، دیوار، عصیان، تولدی دیگر و ایمان بیاوریم به آغاز فصلی سرد دارد. اگر نگاهی به شعرهای این پنج دفتر بیندازیم، تفاوت آشکاری میان سه دفتر اول با دو دفتر بعدی او به چشم میخورد. فروغ همانطور که در مصاحبهای اشاره میکند، آشنایی با نیما باعث میشود یاد بگیرد که چطور به دنیای پیرامونش نگاه کند، به این ترتیب دگرگونیای در نحوهی نگریستنش و بهاصطلاح جهانبینیاش شکل میگیرد که نتیجهاش میشود دو دفتر شعر آخر که همانطور که از عناوین آنها پیداست تولدی در فضای فکریاش صورت گرفته است.
بهرام بیضایی (۱۳۱۷-۱۴۰۴)

بهرام بیضایی در خانوادهای ادیب و هنرمند متولد شد. خانوادهی بیضایی از دیرباز تعزیهگردان بودهاند و همین در شخصیت بهرام بیضایی تأثیر بسیاری میگذارد و او را به یکی از بزرگترین نمایشنامهنویسان فارسیزبان تبدیل میکند. بیضایی پیش از نوشتن شروع به پژوهش در زمینهی تاریخ ایران و اساطیر و ادبیات کرد. از دههی چهل کار نوشتن نمایشنامه را بهطور جدی آغاز کرد. وی آنقدر در عرصهی نمایش و نمایشنامهنویسی و اجرای آنها تبحر پیدا کرد که دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران از او برای تدریس دعوت کرد؛ اگرچه در جریان انقلاب فرهنگی اخراج شد. نمایشنامهی مرگ یزدگرد یکی از پرمفهومترین نمایشنامههای بیضایی است. وی اهمیت بسیاری برای زبان فارسی قائل بود و این موضوع در آثارش کاملاً آشکار است. فیلم سینمایی باشو غریبهی کوچک با بازی درخشان سوسن تسلیمی بهترین گواه است.
شاهرخ مسکوب (۱۳۰۴-۱۳۸۴)

شاهرخ مسکوب نویسنده و پژوهشگر ادبی و مترجم است که در شهر بابل متولد شد، اما چند سالی از دوران تحصیلش را در اصفهان گذراند. همان سالهایی که با حسن کامشاد دوست و رفیق شد. کامشاد در خاطراتش میگوید این شاهرخ مسکوب بود که به او توصیه کرد تا متنهای کهن فارسی مثل تاریخ بیهقی را برای تقویت زبان فارسی و نگارش خوب بخواند. ترجمهی رمان خوشههای خشم و افسانههای تبای (دو نمایشنامهی کلاسیک یونانی: ادیپ شهریار و آنتیگون) از جمله ترجمههای مسکوب است که با همکاری عبدالرحیم احمدی آن را انجام داد. وی در حوزهی شاهنامه هم پژوهشهایی کرده بود، کتابهای سوگ سیاوش، مقدمهای بر رستم و اسفندیار، ارمغان مور و شکاریم یک یکسر همه پیش مرگ از آن جملهاند. در کوی دوست (پژوهشی در باب شعر حافظ)، سوگ مادر، هویت ایرانی و زبان فارسی، روزها در راه (مجموعه یادداشتهای روزانهی مسکوب در دو جلد)، سفر در خواب (داستان بلند)، مرتضی کیوان (خاطرات و تجربیات مسکوب از این چهرهی فرهنگی و سیاسی) و درآمدی به اساطیر ایران از دیگر آثار این پژوهشگر معاصر است.
احمد محمود (۱۳۱۰-۱۳۸۱)

احمد محمود داستاننویس اهل اهواز و متعلق به مکتب داستاننویسی جنوب است. اگرچه مکتب جنوب بیشتر صورت رئالیسم جادویی دارد، همهی داستانهای محمود بر پایهی واقعگرایی نوشته شده است. سهگانهی رمانهای همسایهها، داستان یک شهر و زمین سوخته بهنوعی زندگی واقعی خود احمد محمود را به تصویر کشیده است. محمود که در زندگی خود سختیهای زیادی را متحمل شد و از همان جوانی به دلیل عضویت در سازمان جوانان حزب توده به زندان افتاد و پس از آن اجازهی کار در هیچ سازمان و نهاد دولتی به وی داده نشد، تلاش کرده تا در اغلب داستانهایش ماجراهای زندگی خود را به شکلی انعکاس دهد. رمان قطور درخت انجیر معابد یکی از خواندنیترین رمانهای فارسی است.
ابراهیم گلستان (۱۳۰۱-۱۴۰۲)

ابراهیم گلستان فیلمساز، نویسنده، مترجم و روزنامهنگار زادهی شیراز است. وی را بیشتر به دلیل فیلم و مستندسازی و نیز داشتن استودیوی فیلم و ارتباطش با فروغ فرخزاد و البته انتقادهای تند و صریحش از اغلب آدمهای دوروبرش میشناسند. البته که در عرصهی داستاننویسی هم حرفی برای گفتن دارد و سبک خاص خود را در نوشتن دارد. گلستان هم که مدتی در آن سالهای دههی بیست عضو حزب توده بود در سال ۱۳۲۶ از آن کنارهگیری میکند. خبرنگاری و عکاسی و ترجمه در کنار داستاننویسی و فیلمسازی از جمله فعالیتهای هنری و فرهنگی گلستان است. آذر، ماه آخر پاییز، شکار سایه، جوی و دیوار و تشنه از جمله مجموعه داستانهای کوتاه و داستانهای بلند خروس و اسرار گنج درهی جنی از دیگر آثار داستانی اوست.
غلامحسین ساعدی (۱۳۱۴-۱۳۶۴)

غلامحسین ساعدی با نام مستعار گوهر مراد از جمله داستاننویسان معاصر است. ساعدی در دانشگاه پزشکی و بعدتر روانپزشکی میخواند و در کنار طبابت، کمکم شروع به داستاننویسی میکند و در مجلاتی مثل آرش و هفتهی کتاب یادداشتها و مطالبی مینویسد. وی از جمله اعضای کانون نویسندگان ایران از همان زمان تأسیسش بود. ساعدی در نوشتن توانست سبک خود را پیدا کند. وی آثاری به شیوهی رئالیستی و تمثیلی و نمادین خلق کرد. عزاداران بیل، آرامش در حضور دیگران، بهترین بابای دنیا و واهمههای بی نام و نشان از جمله آثار واقعگرای ساعدی است. همچنین داستانهای ترس و لرز، توپ، جانشین و نمایشنامهی مشهور گاو از دیگر آثار اوست.
نیما یوشیج (۱۲۷۳-۱۳۳۸)

نیما یوشیج با نام اصلی علی اسفندیاری همچون اغلب شاعران معاصر، ابتدا در قالبهای سنتی و با زبان امروزی شعرهایی میسرود، اما رفته رفته با تلاشهای بسیار میتواند فرمهای سنتی مصراع و بیت را بشکند و با کوتاه و بلندکردن مصراعها و البته موزون بودن آنها جان تازهای به شعر فارسی که دیگر مناسب عصر مدرن نبود، ببخشد. نیما ابتدا شعرهایی با محتوای رمانتیک و عاشقانه میسرود، کمکم هر چه پیش رفت و نظریهی شعریاش استوارتر و ساختارش محکمتر شد، مفاهیم اجتماعی و سیاسی به درون شعرش راه پیدا کرد. مفاهیمی که برای گریز از سانسور به شکلی نمادین و سمبولیک بیان میشد. از بین مجموعه شعرهای نیما یوشیج، گردآوری سیروس طاهباز که انتشارات نگاه اول بار در سال ۱۳۷۱ آن را چاپ کرد، معتبرترین چاپ است.
محمدعلی جمالزاده (۱۲۷۰-۱۳۷۶)

محمدعلی جمالزاده نویسندهی پیشرو در سالهای ۱۳۰۰ شمسی است. وی که تقریباً همزمان با صادق هدایت شروع به نوشتن داستانهای کوتاه کرده است، داستانهای بیشماری دارد، از جمله داستان مشهور «فارسی شکر است» و داستان خواندنی «کباب غاز». جمالزاده عمر زیادی کرد و همیشه هم در ژنو سوئیس ساکن بود، اما این مسئله هیچ گاه باعث نشد که از فضای ادبی و اجتماعی ایران بیخبر بماند. وی در واقع وکیل و حقوقدان بوده است، اما همیشه دغدغهی زبان فارسی و حفظ آن را داشته و به هر شکل و صورتی که توانسته از پس این عهده برآمده است.
محمود دولتآبادی (۱۳۱۹)

محمود دولتآبادی را اغلب با رمان بسیار قطور کلیدر میشناسند. رمانی که اطلاعات تاریخی و جامعهشناختی بسیاری از روستاهای خراسان و مردمان آنجا در دههی بیست برای خوانندهی پر حوصله به دست میدهد. بنا به گفتهی نویسنده ده سال نوشتن این رمان طول کشیده است. دولتآبادی اغلب به سبک واقعگرایی مینویسد، بهطوری که میتوان فضای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی جامعهی ایران را در زمانهای خاصی در طول صد سال اخیر، در آثار داستانی دولتآبادی خواند و مطالعه کرد. جای خالی سلوچ، آوسنه بابا جان، سفر، با شبیرو، عقیل عقیل و روزگار سپریشدهی مردم سالخورده از دیگر داستانهای اوست. کتاب ما نیز مردمی هستیم، گفتوگوی دولتآبادی با امیرحسین چهلتن و فریدون فریاد است که در سال ۱۳۶۸ صورت گرفت. کتاب صوتی در یتیم و وزیری امیرحسنک نیز از دیگر آثار اوست.
سیمین دانشور (۱۳۰۰-۱۳۹۰)

سیمین دانشور را اولین زن ایرانی که مجموعهای از داستانهای کوتاهش را منتشر کرده و حتی اولین زن ایرانی که به فارسی رمان نوشته است میدانند. وی پس از آنکه مقاطع تحصیلی دانشگاهی خود را در رشتهی زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران با کسب درجهی دکتری با موفقیت میگذراند، با دریافت بورس تحصیلی وارد دانشگاه استنفورد آمریکا میشود. حضور در آمریکا این امکان را برای دانشور فراهم میکند که علاوه بر تحصیل در کلاسهای داستاننویسی استگنر و نمایشنامهنویسی فیل پریک نیز شرکت کند. از سویی تسلطش بر زبان انگلیسی باعث میشود که آثاری از چخوف و سارویان را ترجمه کند. همهی این عوامل، به علاوهی علاقهاش به داستاننویسی به این منجر شد که دانشور دست به قلم ببرد و داستان بنویسد. ابتدا با داستان کوتاه شروع میکند. مجموعه داستانهای آتش خاموش، شهری چون بهشت و به کی سلام کنم؟ از جملهی آنهاست. رمان سووشون شاخصترین اثر داستانی دانشور و از پرفروشترین رمانهای فارسی است.
جلال آلاحمد (۱۳۰۲-۱۳۴۸)

جلال آلاحمد را اغلب با جملات کوتاه و بریده بریدهاش میشناسند. کسی که هم داستان مینوشت و هم مقاله، اما داستانهایش ساختار داستانی نداشت و به مقاله بیشتر شبیه بود. مقالاتش هم اصول مقاله را نداشت و بیشتر به داستان میزد. او مدتی عضو حزب توده بود، اما چندان در آنجا دوام نیاورد و با چند تن دیگر انشعاب کردند و وارد گروه نیروی سوم شدند. از جمله آثار مشهور آلاحمد رمان کوتاه مدیر مدرسه است که در آن به نقد ساختار آموزش و پرورش در آن سالهای پس از کودتای ۱۳۳۲ میپردازد و بهنوعی حرفهای خود را از زبان شخصیتهای رمان بیان میکند. همین مسئله باعث شده تا بعضی داستانهایش صورت بیانیه به خود بگیرد. وی داستانهای کوتاه بسیاری هم نوشت، از جمله مجموعهی زن زیادی.
مهدی اخوان ثالث (۱۳۰۷-۱۳۶۹)

مهدی اخوان ثالث، نیما یوشیج، احمد شاملو، فروغ فرخزاد و سهراب سپهری پنج شاعری هستند که اغلب منتقدان شعر معاصر آنها را جزو بزرگترین شاعران معاصر و نوپرداز شعر نیمایی میدانند. اخوان ثالث از جمله کسانی بود که نظریهی شعر نیمایی نیما یوشیج را تفسیر کرد و خودش پس از تجربهی سرودن شعرهایی در قالبهای سنتی (این شعرها را در دفتر ارغنون وی میتوان خواند) یکی از بزرگترین پیروان شعر نیما شد. یکی از شاخصترین ویژگیهای شعر اخوان بهرهگرفتن از زبان کهن فارسی در فرم نیمایی بود. اخوان ثالث همچون بسیاری از همنسلانش، پس از کودتای ۱۳۳۲ از وضعیت اجتماعی و سیاسی ایران سرخورده و ناامید شد؛ و شعر مشهور زمستان را به همین منظور سرود. زمستان، آخر شاهنامه و از این اوستا ازجمله دفترهای شعر اوست.
سیمین بهبهانی (۱۳۰۶-۱۳۹۳)

نام سیمین بهبهانی در جریانشناسی شعر معاصر فارسی اغلب جزو جریان شعر سنتگرای معاصر میآید؛ جریانی که شاعران آن بیشتر به قالبهای غزل و تاحدودی مثنوی توجه داشتند، اما از زبانی نو و امروزی و حتی محاوره بهره میبردند. بهعلاوه ش
اعران این جریان تلاش میکردند تا وزنهای متنوع و جدیدی را در این قالبها بریزند. بهبهانی هم شاعری خود را با سرودن چهارپارههایی رمانتیک و با مفاهیم اجتماعی و فرهنگی آغاز کرد. او هم در ابتدا نشانههای چندانی از تازگی در زبان و بیان و تجدد در تفکراتش دیده نمیشود، اما از مجموعههای شعر مرمر و رستاخیز به بعد تغییرات محسوسی در زبان و سبک شعریاش، بخصوص وزن به چشم میخورد. خطی ز سرعت و از آتش، دشت ارژن و یک دریچه آزادی از جمله دفترهای شعری بهبهانی است.
هوشنگ گلشیری (۱۳۱۶-۱۳۷۹)

هوشنگ گلشیری از جمله داستاننویسان مشهور ادبیات معاصر ایران و از اعضای برجستهی جنگ اصفهان است. اطلاعات و آگاهی گلشیری از ساختار داستان به اندازهای بود که پس از مدتی توانست تغییری اساسی در داستاننویسی خود صورت بدهد، بهطوری که داستانهایی که پس از آن نوشت ماهیتی نو پیدا کرد و گلشیری نمایندهی داستاننویسان مدرنیست ایران شد. وی تلاش کرد در داستانهایش به شناخت انسان دست یابد؛ شناختی که به باور خودش امکانپذیر نیست، اما داستاننویس باید با به کار گرفتن تکنیکهای داستانی تلاش خود را بکند. گلشیری تعداد زیادی داستان کوتاه و چندین رمان و داستان بلند در کارنامهی ادبی خود دارد. کتاب نیمهی تاریک ماه شامل بیشتر داستانهای کوتاه اوست، چراکه بعضی داستانهای او سالهاست سانسور میشود. رمان شازده احتجاب مشهورترین رمان و مثل همیشه یکی از مجموعه داستانهای اوست که لایههای روان و ذهن پیچیدهی آدمی را میکاود.
زویا پیرزاد (۱۳۳۱)

زویا پیرزاد داستاننویس مشهور ایرانی است که از مادری ارمنی و پدری روسی در شهر آبادان به دنیا آمد. پیرزاد که در عرصهی ادبی به داستاننویسی بیشتر شناخته میشود، فعالیت ادبی خود را با ترجمهی کتاب مشهور لوییس کارول، یعنی آلیس در سرزمین عجایب آغاز کرد. پس از آن خود دست به قلمِ نوشتن برد و با داستان کوتاه خود را در عرصهی داستاننویسی محک زد. مثل همهی عصرها، طعم گس خرمالو و یک روز مانده به عید پاک از جمله مجموعه داستانهای کوتاه اوست. چراغها را من خاموش میکنم و عادت میکنیم هم عنوانهای دو رمان پیرزاد است؛ رمانهایی که در اولی بسیار موفق عمل کرد و در دومی دیگر نتوانست توجه مخاطبان را به خود جلب کند.
محمدرضا شفیعیکدکنی (۱۳۱۸)

شفیعی کدکنی از جمله شاعران معاصر فارسی است که در قید حیات است. وی که از دانشگاه تهران دکترای خود را در رشتهی زبان و ادبیات فارسی گرفته، حدود پنج دهه است که در دانشگاه تهران حضور دارد. شفیعی از همان آغاز جوانی با شاعران بزرگی چون مهدی اخوان ثالث حشر و نشر داشته است. کتاب حالات و مقامات م. امید هم گویای دوستی نزدیک شفیعی با اخوان است که برای شناخت شخصیت اخوان ثالث از زاویهای نزدیکتر منبع خوبی است. نام شعری شفیعی کدکنی م. سرشک است و در اغلب شعرهایش تصاویر نمادینی از طبیعت را پیشِ روی مخاطب به نمایش میگذارد. آیینهای برای صداها و طفلی به نام شادی از جمله مجموعههای دفتر شعرهای وی است.
هوشنگ ابتهاج (۱۳۰۶-۱۴۰۱)

امیر هوشنگ ابتهاج هم همچون بسیاری از شاعران همدورهاش ابتدا در قالبهای سنتی و چهارپاره شعرهایی میسراید. سپس با آشنایی با شعر نیمایی فرم و ساختار شعر نوی خود را پیدا میکند. ابتهاج پیش از انقلاب به همراه محمدرضا شجریان، محمدرضا لطفی و حسین علیزاده در رادیو برنامه داشتند، اما از آنجایی که همیشه با سیاستهای حاکم هر دوره مخالف بوده و از در ناسازگاری برمیخاسته، با وقوع انقلاب ۱۳۵۷ همگی از رادیو استعفا میدهند. تاسیان و سیاه مشق از جمله دفترهای شعر ابتهاج با نام شعری سایه است. پیر پرنیاناندیش یکی از جامعترین منابع دربارهی زندگی ابتهاج است که به شکل مصاحبه و گفتوگو با خود او از سوی میلاد عظیمی و عاطفه طیه انجام شده است.
پروین اعتصامی (۱۲۸۵-۱۳۲۰)

میرزادهی عشقی که خود از شاعران برجستهی معاصر بود و منظومهی سه تابلو مریم وی مشهور است، مدیر روزنامهی قرن بیستم نیز بود. وی در آنجا در سال ۱۲۹۱ش. از مخاطبان خود میخواهد و «اکیداً توصیه» میکند که مجلهی بهار را «خاصه ادبیات پروین که از همه جهت شایستهی تحسین است.» بخوانند. شاید این ستایش امروزه قدری غریب باشد، اما واقعیت این است که پروین اعتصامی را دنبالهرو شاعران بزرگ و حکیمی چون فردوسی و ناصرخسرو و نظامی و سعدی میدانند؛ شاعر جوانی که شعرش شعر خرد و آزادی و شرف انسانی است. شاید در این چند دهه توجه چندانی به شعرهای پروین نشده است، آن هم با این توجیه که شعرهای وی تصویر و فکر و زبان تازهای ندارد، اما هنر شاعری وی را نمیتوان کتمان کرد و هنوز مخاطبان خاص خود را دارد.
عباس معروفی (۱۳۳۶-۱۴۰۱)

چند سالی است که در فضای ادبیات داستانی ایران بحثهایی در مورد تأثیرپذیری نویسندگان مختلف از صادق هدایت در گرفته است. در این میان، عباس معروفی هم یکی از داستاننویسانی است که در حوزهی خلق فضای اسطورهای از هدایت تأثیر گرفته است. گفته میشود تأسیس خانهی هنر و ادبیات صادق هدایت در برلین هم ادای دین وی به هدایت است. عباس معروفی که بیشتر در عرصهی رماننویسی شناختهشده و مطرح است، چندین مجموعه داستان کوتاه و نمایشنامه هم نوشته است. سمفونی مردگان، سال بلوا، پیکر فرهاد، فریدون سه پسر داشت، ذوبشده، تماماً مخصوص و نام تمام مردگان یحیاست عناوین رمانهای اوست. رمان پیکر فرهاد که در سال ۱۳۸۱ منتشر شد ادای دین نویسندهاش به هدایت است. در این رمان بیشترین تأثیرپذیری از هدایت دیده میشود.
جمعبندی
در این یادداشت تلاش کردیم تا اشارهای گذرا به تعدادی از نویسندگان و شاعران ادبیات معاصر ایران داشته باشیم و فهرستی از مشهورترین و برجستهترینهای آنها را گردآوری کردیم تا مخاطبان با مطالعهی آن به تصویری کلی از تاریخ ادبیات ایران در صد سال اخیر دست یابند. اغلب این شاعران و نویسندگان موفق شدند بعضی آثارشان به زبانهای دیگر ترجمه شود، تا به این ترتیب جهان با ادبیات فارسی معاصر ایران آشنا گردد. با شناخت نویسندگان و شاعران ادبیات معاصر ایران و آشنایی با محتوای آثار این شخصیتهای ادبی، علاوه بر آنکه میتوان به تصویری از تاریخ ادبیات این دوره دست یافت، میتوان با فضای فکری و فرهنگی و اجتماعی این دوره هم آشنا شد؛ چراکه ریشههای وقایع تاریخی و اجتماعی دوران کنونی را باید در دورههای قبلی کاوید. با جستوجو در کتابهای ادبیات معاصر ایران میتوان به فهرستی از شاعران و نویسندگان بیش از این یادداشت دست یافت که بعضی از آنها موفق شدند سبک شخصی خاص خود را پیدا کنند، حتی بعضی آثارشان به زبانهای مختلف ترجمه و در ادبیات جهان مطرح شدند، اما مجالی دیگر باید و بهانهای دیگر.
طاقچه پلی است به دنیای بیکران کتابهای الکترونیکی و صوتی؛ جایی که هر داستان، دری به جهانی تازه میگشاید. در فروشگاه طاقچه، با چند کلیک میتوانید کتاب دلخواهتان را بخرید و هر لحظه و هر کجا، از خواندن یا شنیدن آن لذت ببرید.
منابع
با چراغ و آینه: در جستوجوی ریشههای تحول شعر معاصر ایران، محمدرضا شفیعیکدکنی، چاپ اول، ۱۳۹۰، تهران: انتشارات سخن.
سیر رمانتیسم در ایران، مسعود جعفری، چاپ اول، ۱۳۸۶، تهران: نشر مرکز.
جریانهای شعری معاصر از کودتا (۱۳۳۲) تا انقلاب (۱۳۵۷)، علی حسینپور چافی، چاپ سوم، ۱۳۹۰، تهران: امیرکبیر.
صد سال داستاننویسیِ ایران (جلد اول و دوم)، حسن میرعابدینی، چاپ دوم، ۱۳۸۰، تهران: نشر چشمه.






