حس ناب عاشقی با خواندن و شنیدن ۶ رمان عاشقانه ایرانی

حس ناب عاشقی با خواندن و شنیدن ۶ رمان عاشقانه ایرانی

2020-06-08 0 نویسنده بنوشه فرهت
در ۶ دقیقه بخوانید

در باب «عشق» همین بس که خواجه‌ی شاعر، حافظ شیرازی، گفته است «از هر زبان که می‌شنوم، نامکرر است». مهم‌ترین دلیل این طراوت و تازگی داستان‌های عاشقانه را می‌توان در همین خصلت عشق دانست. بی‌شک درآمیختگی این احساس با وجوه مختلف آدمی، هر بار اتفاق و حادثه‌ای نو را رقم خواهد زد. خواندن داستان‌های مختلف به ما کمک می‌کند تا زندگی‌های متفاوتی را تجربه کنیم. کتاب را که برمی‌داری، خود، قهرمان داستان خواهی بود. در جای‌جای آن، میان اتفاق‌های با ربط و بی‌ربطی که نویسنده رقم‌زده است، خودت را جای شخصیت اصلی ماجرا می‌گذاری و او را تایید می‌کنی و یا راه‌های دیگری را که پیش پایش بوده و ندیده است، برای خودت برمی‌شماری. داستان‌های عاشقانه هم همین خصوصیت را دارند و البته چون با روح آدمیزاد درآمیخته‌اند، هر بار جلوه‌هایی نو رو می‌کنند. خواندن این ماجراها ما را به دنیای خیال می‌برد و لحظات و دقایقی فارغ از زندگی خود می‌کند. اگر اهل خواندن رمان هستید و احتمالا از عشق و عاشقی‌های نوشته‌شده و آن احوال خاص خوشتان می‌آید، با ما همراه شوید که در این یادداشت قصد داریم به معرفی چند نمونه‌ی پرمخاطب رمان های عاشقانه ایرانی بپردازیم.

یک عاشقانه آرام

نادر ابراهیمی در نوشتن عاشقانه‌ها توانمند بود. چنان تاثیرگذار و گیرا می‌نوشت که کتاب را که برمی‌داری دیگر دلت نمی‌خواهد بر زمین بگذاری. دلت می‌خواهد زمان کش بیاید و روز و شب نگذرند تا تو به انتهای روایت‌های او برسی؛ و چه افسوسی دارد تمام شدن هر کتابش. نوشته‌های او چنان لطیف‌اند که گاه با سرعت کمتری می‌خوانی مبادا خش بردارند. ابراهیمی عشق را چشیده و عصاره‌اش را با جان‌ودل خویش مخلوط کرده و ماحصل را بر کاغذ نقش می‌زد. همین است که عشقی که او از آن می‌گوید، باورپذیر و ملموس است. او موفق به دریافت چندین جایزه ازجمله جایزه نخست براتیسلاوا، جایزه نخست تعلیم و تربیت یونسکو و جایزه‌ کتاب برگزیده‌ سال ایران شده است. همچنین پس از نوشتن داستان بلند «آتش بدون دود» توانست عنوان «نویسنده‌ برگزیده ادبیات داستانی ۲۰ سال بعد از انقلاب» را نیز به خاطر این کتاب هفت‌جلدی دست بیاورد.

«یک عاشقانه آرام» روایت سیر زندگی مبتنی بر عشق گیله‌مرد مبارز و سیاسی و عسل، دختر آذری و سیاسی مسلک است؛ روایتی زیبا و شاعرانه از تلاش این دو در گریز از روزمرگی و روشن نگه‌داشتن آتش عشقشان. داستان از آشنایی این دو شروع‌شده و با ازدواجی عاشقانه پیش می‌رود. ابراهیمی در این داستان مواجهه این زوج با مشکلات متعدد پیش روی را به تصویر کشیده و تاثیر عشق بر این گذار را در طول سالیان روایت می‌کند. این رمان عاشقانه ایرانی با چنان استقبالی از سوی خوانندگان مواجه شده که همچنان تجدید چاپ می‌شود.

پیشنهاد می‌کنیم یادداشت «نادر ابراهیمی؛ نویسنده‌ای که دوستش می‌داشتیم» را هم بخوانید.

عشق و چیزهایی دیگر

«مصطفی مستور» نویسنده، مترجم و پژوهشگر معاصر متولد اهواز است که علاقه‌اش به دنیای ادبیات او را بر آن داشت تا پس از تحصیل در رشته عمران، به این دنیای جذاب روی آورده و تحصیلات تکمیلی خویش را در رشته ادبیات ادامه دهد. مستور از نویسندگانی است که بیان روایی خاص خود را دارد. او حتی علاقه خود به فلسفه را با دنیای داستان‌هایی که روایت می‌کند درمی‌آمیزد و سوال‌هایی را در باب چیستی و چرایی حقیقت و جهان، به‌عنوان دغدغه‌ی ذهنی قهرمان‌های داستان‌هایش در متن روایت مطرح می‌کند و برای یافتن پاسخی درخور، تلاش می‌کند. مصطفی مستور «برگزیده بهترین رمان سال‌های ۷۹ و ۸۰ جشنواره قلم زرین برای کتاب روی ماه خداوند را ببوس»، «برنده لوح تقدیر از نخستین مسابقه داستان‌نویسی صادق هدایت» و «برنده جایزه سوم مسابقه داستان کوتاه مجله ادبیات داستانی» است.

کتاب «عشق و چیزهای دیگر» روایتی به‌صراحت عنوانش است. مستور در این کتاب راوی داستانی پیرامون عشق است. روایت زندگی جوانی اهوازی که متولد سال‌های پس از جنگ است و در کودکی موج انفجار بر او تاثیر گذاشته و اکنون دردی را در سر و گوش از آن به یادگار دارد. مستور از زندگی و تحصیل او در تهران و داستان جذاب و پرکشش آشنایی‌اش با دختری و عاشق شدنش می‌گوید. دختر و پسر داستان مستور دیدگاه‌هایی متفاوت به عشق دارند و همین موضوع ماجرا را پیش می‌برد. نویسنده در این رمان عاشقانه ایرانی در پی بیان حقیقت انسان و چگونگی تعامل او با زندگی است.

دختر پیچ

«سعیده شفیعی» نویسنده، روزنامه‌نگار و پژوهشگر متولد تهران است. او که کارشناسی ارشد خود را در رشته اقتصاد گرفته است در روزنامه‌های شرق و دنیای اقتصاد فعالیت داشته و در کارنامه‌اش دو کتاب پژوهشی در حوزه اقتصاد دارد. روایت عاشقانه‌ی «دختر پیچ» نخستین رمان این نویسنده است که در قالب داستان‌گویی و به‌صورت ماجرا محور پیش می‌رود. شفیعی در ابتدای کتاب توضیح داده که در نگارش این داستان از برخی وقایع و خاطره‌های واقعی وام گرفته است اما بخش عمده آن ساخته‌وپرداخته تخیل خود اوست.

زعفران‌کارها بین خود افسانه‌ای دارند که می‌گوید زعفران برای کسی که آن را می‌کارد شوم است. سعیده شفیعی رمان دختر پیچ را بر مبنای این افسانه نگاشته است. او در این کتاب عشق را محور اصلی و ستون استوار داستان قرار داده و روایت اصلی و تمامی خرده‌روایت‌هایش را با اتکا به این محور پیش می‌برد. این رمان با دو داستان مجزا از زندگی پسری که فارغ‌التحصیل رشته اقتصاد است و پس از اتمام تحصیل به‌عنوان ممیز مالیاتی در شهر مشهد مشغول به کار شده است و دختری که در یک ملاقات کاری شیفته‌ی این پسر می‌شود، پیش می‌رود. دو داستان در نقطه‌ای طلایی باهم تلاقی کرده و روایت اصلی را شکل می‌دهند. بیان روایی و ساده‌ی این رمان عاشقانه سبب شده تا این ماجرای سرشار از خرده‌روایت‌های ریزودرشت، خواندنی و جذاب باشد.

دالان بهشت

نشر ققنوس در سال ۱۳۷۸ نخستین کتاب «نازی صفوی» را با عنوان «دالان بهشت» چاپ کرد و این رمان عاشقانه ایرانی با استقبال خوانندگان مواجه شد. برخی صفوی را به این دلیل که نخستین اثرش با چنین استقبالی مواجه شده است، نویسنده‌ای خوش‌اقبال می‌دانند. هرچند که این توجه مخاطبان را نمی‌توان تنها شانس و اقبال دانست. صفوی قلمی روان دارد. این خصیصه در کنار انتخاب موضوعی باورپذیر، از همان‌هایی که هرکدام از ما در زندگی نزدیکان و دوستان و همسایگان خود شاهدش بوده‌ایم، دو عامل مهم در اقبال خوانندگان بوده است. ضمن اینکه بن‌مایه‌ی عاشقانه‌ی داستان هم جذابیت‌های مخصوص به خود و خوانندگان منحصر به خویش را دارد. نازی صفوی، خود در جایی گفته است «نوشتن برای من شغل نیست. نتوانست من را مجاب کند. برای من کسب نشد. برای من عشق بود». به نظر می‌رسد همین توصیف بهترین دلیل دل‌نشین بودن روایت‌های اوست.

رمان «دالان بهشت» به روایت عشق در زندگی دختری جوان می‌پردازد. اتفاقی که تا ازدواج پیش می‌رود و در مسیر خود فرازوفرودهایی را از سر می‌گذراند. نویسنده با تصویر کردن دختری نازپرورده از خانواده‌ای متمول تلاش دارد در قالب روایتی ساده به نقش آموزه‌های تربیتی خانواده در ادامه زندگی و تعامل‌های شخصی و به‌خصوص پس از ازدواج بپردازد. نقشی چنان تاثیرگذار که می‌تواند یک زندگی را تا جدایی پیش برد و بخت اگر یار باشد، در صورت رفع نواقص، فرد مانند دختر این قصه فرصت شروعی دوباره داشته باشد.

بامداد خمار

«بامداد خمار» در زمانه‌ای که به بازار آمد توانست مخاطبان نه‌چندان اندک خود را به‌زودی بیابد و این اتفاق تاکنون ادامه داشته است. «بامداد خمار» که نخستین اثر فتانه حاج سید جوادی است از عشقی نافرجام روایت می‌کند. عشقی سوزان که وصال را تجربه کرده و پس از گذشت مدت‌زمانی نه‌چندان طولانی و فرونشستن تب‌وتاب‌های اولیه‌اش، روی دیگر خود را نشان داده و ناسازگاری‌های برآمده از چشم بستن‌های پیش از ازدواج، رخ می‌نمایاند. نویسنده این رمان عاشقانه ایرانی ، ایده اصلی داستان را از زندگی‌های عاشقانه‌ی پیرامون خود که سرانجام خوشی نداشته‌اند، گرفته است. او دلیل استقبال زیاد از رمان عاشقانه خود را پرداختنش به موضوعی فراگیر در روابط اجتماعی و پیچیدگی روابط انسانی می‌داند.

داستان اتفاق تازه‌ای نیست و همان عشق پسری فقیر به دختری از خانو‌اده‌ای ثروتمند، اصرار به ازدواج، مخالف خانواده و باقی قضایاست؛ اما نویسنده توانسته این ماجرای ساده را به طرزی باورپذیر روایت کند. البته برگرفتن موضوع‌ها از زندگی‌های عادی که هرکدام از ما تجربه می‌کنیم هم اهرمی قوی در ملموس بودن کل جریان است.

چشم‌هایش

«سید مجتبی آقابزرگ علوی» که او را با نام «بزرگ علوی» می‌شناسیم متولد سال ۱۲۸۲ در محله چاله‌میدان تهران است. او نویسنده‌ای است که همواره تلاش کرده در داستان‌هایش تصویری درست و به‌جا از وضعیت جامعه‌ی آن روز داشته باشد و اوضاع سیاسی و اجتماعی زمانه بر نوشته‌های او ردی باقی گذاشته‌اند. او در سال ۱۳۱۵ به زندان افتاد. پس از آزادی دو کتاب متاثر از این دوران به رشته تحریر درآورد. در یک نگاه اجمالی می‌توان گفت که رگه‌هایی از آرمان‌های سیاسی و حزبی او در تمامی آثارش مشهود است. یکی از کسانی که داستان‌نویسی مدرن ایرانی به‌نوعی به او مدیون است، بزرگ علوی است. از میان آثار او می‌توان به «انتظار»، «ازبک‌ها»، «پنجاه‌وسه نفر»، «چمدان»، «روایت»، «سالاری‌ها»، «موریانه» و «چشم‌هایش» اشاره کرد.

بزرگ علوی کتاب چشم‌هایش را با درون‌مایه‌ای عاشقانه نگاشته و در این بستر به روایت اوضاع جامعه و مبارزات سیاسی رایج نیز پرداخته است. بن‌مایه‌ی عاشقانه در این روایت چنان قوی است که گاه دیگر جنبه‌های داستان را زیر پروبال خود پنهان می‌کند و یا به سایه می‌برد. کتاب روایت جستجوگری و پرسشی در باب مرگ یک استاد نقاشی است. تابلویی از استاد با نام «چشم‌هایش» سرنخ را به یک زن و یک عشق می‌رساند.

(۶۵۵ بازدید تا امروز)
اشتراک گذاری