پرتقال‌های خونی

دانلود و خرید پرتقال‌های خونی

۳٫۰ از ۶۶۵ نظر
۳٫۰ از ۶۶۵ نظر

برای خرید و دانلود   پرتقال‌های خونی  نوشته  دامون بهرنگ  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

نظرات کاربران

alireza gh
مشخصا" نویسنده با پشتوانه قوی مطالعه ی کارهای خوب و با تمرین بسیار زیاد به این سطح از توانمندی و حرفه ای گری رسیده. جای تبریک داره. نشانه ها به خوبی استفاده شدند. از شب کوری پدر و تشخیص ندادن آدم از حیوان (ماهی ها و جوان ها )که نتیجه ش بلاییه که بواسطه ی شغلش سر جوون های شهرش آورده و بعد مجبور شده شبونه از شهر فرار کنه. از کوتاهی پیشانی مادر که نشونه ی بداقبالیشه. از شغل و ماموریت شغلی راوی که کالبدشکافی مرده هاست. از پرتقال خونی که در بعضی جاها یادآور چشم های پدره. همون چشم هایی که از پدر رو به مرگ برای راوی به ارث میمونه و با شروع کابوس پایان داستان به جای چشم های راوی قرار می گیره. شهر نشانه ی دنیای بعد از مرگه. برای راوی قراره بهشت باشه (شاید اشاره به سیب خانم). اون دوتا پیرمرد مثل نکیر و منکر، دربونهای آخرت هستند. راوی که برای ماموریت کالبد شکافی گذشته به دنیای مرده ها میاد از کم و کیف ماجرا در یک تجربه/کابوس روحی آگاه میشه و ناچاره بجای پدرش که به هر وسیله ای مسبب مرگ جوونها بوده تقاص پس بده.یک ماموریت در عین حال ممنوعه. شکستن یک تابو. گذر به دنیای مردگان. نشونه ش؟ اینکه شب کوره و نباید شب رانندگی کنه، اما می کنه. نهایتا ماموریتش تموم میشه و بعد حوله ی خونی و پرتقال ها روی بر میداره و میره. داستان پر از ارجاعات ریز و ظریف دیگه هم هست و اگر کسی داستان رو با سوال های زیاد به پایان برده باید حداقل دو بار دیگه داستان رو بخونه. اور کت پدر و پرونده ها نشان از ماهیت کار نظامی و قضاییه. فرار شبانه از شهر، اصرار مادر به عدم برگشتن به اون شهر. ترسیدن بنگاه دار از نام پدر. نکته ی دیگه زن پرتقال فروشه، همون که می تونه مادر یکی از همون جوون ها باشه.طنز تلخی که میگه نارنج با ماهی می چسبه. ارجاع بعدی به ماهی کجاست؟ ماهی های مرده در کابوس پایانی استعاره ای از جوونای مرده. سنگ های گرد سیاه با حاشیه (صدف های) سفید... یاد چشم ماهی نمی افتید؟ چشم هایی که از زمین به آسمون نگاه میکنه. مسئله ی جالب دیگه توصیف از شهر جدید در مقایسه با شهر قدیمه. همه چی همونه فقط همه چی به شکل کاریکاتور گونه ای بزرگ و برجسته شده. زرق و برق بیخودی. حس و حال همونه که ظاهرا قبلا بوده. همه چی بعد از اون اتفاق منجمد شده ظاهرا. این انجماد در توصیف خونه، بیشتر به چشم میاد. داستان چارچوب داره، نقطه ی اوج داره (جایی که بنگاه دار اسم پدر رو میشناسه). از اونجا به بعد خواننده در یک حالت خوف و رجا بیشتر برای کشف رازهای داستان کنجکاو میشه و ناچاره، تاکید می کنم ناچاره داستان رو از اول بخونه و می بینه راوی چه سرنخ هایی رو از قبل به دست داده. این بار از خوانش داستان بیشتر لذت می بره. داستان علی رغم اینکه یک بیانگر حدیث نفس یا سفر درونی/بیرونی شخصیه با این حال می تونه یاد آور حوادث تاریخی/اجتماعی خاص هم باشه که نشون دهنده ی حساسیت نویسنده ست به این مسایل. جای تبریک فراوان داره. مطمئنا" داستان های به همین زیبایی و بهتر ،از این نویسنده در آینده میشه خوند.
کاربر ۲۴۹۶۰۴۳
عالی نوشته بودید .... یک آموزش هست برای علاقمندان به نویسندگی
زهرا قوی
کاش نقد زیبای شما رو پیوست کنند به کتاب چون من واقعا با خوندنش کلی معما توی ذهنم نقش بست با وجود قلم توانمند نویسنده متوجه شدم که میخواد چیزی بگه ولی خیلی گنگ بود برام بی کنایه کاش پیوست کتاب بشه
سعید جان
اولاش خیلی باحال تر بود... اینم پنج تا ستاره حالشو ببره...
0
Khat Khati
داستان سرشار از توصیفات زیبا و فضاسازی های عینی و بی کم و کاست بود. با قدرت و بسیار ماهرانه شروع شد اما هر چه به جلو میرفت از قدرت داستان کم می شد و به نظر من داستان دچار یک سرگردانی شده بود. نمیدونست چه خط داستانی رو باید دنبال کنه و در انتها شاید یه پایان ضعیف و شاید یه پایان باز که به دلم نتونست بشینه الفبای داستان رو به ی رسوند.
علیرضا حساس
خیلی لذت بردم ... برای توصیف حالِ خوبتون نیاز نیست به فارسی سخت روی بیارین همینکه فضای داستان بهتون آرامش بده همین کافیه بنظر من
Meysam frj
توصیفات صحنه و شخصیت ها خیلی عالی،پیوستگی و ارتباط تیکه‌های داستان هم عالی.از جمله داستاناییه که محدود به یه بُعد خاص نیست،نکات روانشناختی داره،نکات جامعه شناختی داره(البته در حد یه داستان کوتاه) ولی یه ایراد از نظر من (بعنوان یه خوانندهٔ معمولی) این بود که در آخر داستان،نویسنده بیش از حد روی هوش و درک خواننده حساب کرده،همین باعث شده که پایان مرموز باشه،و برای بیشتر خواننده‌ها،مثل من،گنگ بنظر بیاد...در واقع یه مقداری از مخاطب عام فاصله داره.
fateme
خیلی خوب بود ولی چرا آخرش انقدر نامعلوم !!
0
Negar Amini
توصیفاتش عالی بود👌👌
M.l
عالی👍
meli
کلا همون قدره فک کنم چونکه برگزیدس اینطوره
کاربر ۱۱۸۱۶۵۲
کلا ۳۴ صفحه بود یا برا من بقیش باز نمیشه؟
Ms.vey
داستان زیبایی بود با توصیفات خوب منتها کمی مفهوم عمیق داشت متوجه نشدم پایان بندی هم زیاد جالب نبود
soren karimi
جذاب و پرپتانسیل، اما زود رها شد.
کاربر ۲۰۷۹۷۶۳
خری