دختری با هفت اسم

دانلود و خرید دختری با هفت اسم

فرار از کره‌ی شمالی

۴٫۶ از ۶۴۹ نظر
۴٫۶ از ۶۴۹ نظر

برای خرید و دانلود   دختری با هفت اسم  نوشته  هیئون سئو لی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت
حتی از عروسک‌هایی که با آنها بازی می‌کردیم به‌عنوان ابزار آموزش‌های ایدئولوژیکی استفاده می‌شد. اگر من از آجرهای ساختمان‌ها قطاری می‌ساختم، معلم به من می‌گفت که بهتر است قطار را به کرهٔ جنوبی برانم و بچه‌های گرسنهٔ آنجا را نجات دهم. مأموریت من این بود که آنها را به خانه و به آغوش رهبر کبیر بزرگوار برگردانم. اکثر شعرهایی که سر کلاس می‌خواندیم درمورد متحدکردن کره بود. این موضوع خیلی روی قلب من تأثیر می‌گذاشت چون به ما می‌گفتند که بچه‌های کرهٔ جنوبی لباس‌های پاره و کهنه می‌پوشند، در انبارهای آشغال دنبال غذا می‌گردند و از ظلم زجرآور سربازان آمریکایی رنج می‌کشند، چون آمریکایی‌ها آنها را هدف تمرینات نظامی خود قرار می‌دهند، با جیپ از رویشان رد می‌شوند و یا آنها را مجبور می‌کنند که کفش‌هایشان را واکس بزنند.
goli.sh
هیچ‌چیز به‌اندازهٔ نیاز، تو را موفق به یادگیری نمی‌کند
کتابخوار
انسان‌های مهربانی که دیگران را در اولویت قرار می‌دهند اولین کسانی هستند که می‌میرند. و ظالمان و خودخواهان جان سالم به‌در می‌برند.
goli.sh
همیشه تاریک‌ترین نقطه درست زیر شمع است.
mary
تلویزیون با صدایی لرزان و پر از احساس توضیح می‌داد که چطور رهبر عزیزمان در همدردی با مردم مصیبت‌کشیده‌اش، غذاهای ساده مثل کوفته‌برنجی و سیب‌زمینی می‌خورد. اما در صفحهٔ تلویزیون مثل همیشه چاق‌وچله و پروار به‌نظر می‌رسید. برای‌اینکه دولت حواس مردم را از وضعیت اقتصادی پرت کند، خبرهای طولانی و بی‌وقفه‌ای نشان می‌داد از بازدیدهای کیم جونگ‌ایل به پایگاه‌های نظامی و پدافندها، که البته بی‌تأثیر به‌نظر می‌رسید. همه‌جا صحبت از این بود که تنها راه حل، جنگی است به‌منظور متحد شدن با کرهٔ جنوبی.
محمد حسین
هجده‌ساله شده بودم و سنم به حدی رسیده بود که در انتخابات کرهٔ شمالی رأی بدهم. انتخاباتی که در آن همیشه کیم جونگ‌ایل با صددرصد آرا برگزیده می‌شد.
goli.sh
این مأموران حراست در سطح شهر پرسه می‌زدند و به‌دنبال صدها کره‌ای متخلف می‌گشتند که قوانین اجتماعی را نقض کرده‌اند-هرکسی که شلوار جین می‌پوشید، مردهایی که موهایشان کمی بلند بود، زن‌هایی که گردن‌بند می‌انداختند یا از عطر خارجی استفاده می‌کردند-تمام اینها غیراجتماعی بود و نمادی از فساد اخلاقی و افتادن در دام نظام سرمایه‌داری به‌شمار می‌رفت.
Elahe Zamani
همهٔ ما شهروندانی مساوی بودیم که در بهترین کشور دنیا زندگی می‌کردیم. رهبرانمان زندگی‌شان را وقف آسایش ما کرده بودند. مگر این‌طور نبود؟
goli.sh
معمولاً در کرهٔ شمالی، رشوه‌دادن هر مشکلی را حل می‌کند و هر قانون سخت و ایدئولوژی مزخرفی را دور می‌زند.
𝓷𝓮𝓰𝓪𝓻
ترک‌کردن کرهٔ شمالی به ترک‌کردن هیچ کشوری شباهت ندارد. بیشتر شبیه رفتن از جهانی دیگر است. هرچقدر هم از آن دور شوم، بازهم جاذبه‌اش رهایم نخواهد کرد. حتی برای کسانی که در آن کشور، رنج زیادی کشیده‌اند و از جهنم فرار کرده‌اند هم ممکن است زندگی در دنیای آزاد چنان دشوار باشد که برای کنارآمدن با آن و یافتن خوشبختی دست‌وپا بزنند. حتی بعضی از آنها تسلیم می‌شوند و به زندگی در آن جای تاریک برمی‌گردند-درست مثل خود من که وسوسه شدم برگردم، آن‌هم بارها.
Zahra🌿
صفحه قبل۱۲...۸۳صفحه بعد