بریده‌های کتاب تاریخ موسیقی، آن‌طور که باید تدریس شود ( باخ، بتهوون، و باقی بروبچه ها)‬‌‫
کتاب تاریخ موسیقی، آن‌طور که باید تدریس شود ( باخ، بتهوون، و باقی بروبچه ها)‬‌‫ اثر دیوید باربر

کتاب تاریخ موسیقی، آن‌طور که باید تدریس شود ( باخ، بتهوون، و باقی بروبچه ها)‬‌‫

باخ اگرچه تقریبا تمام اعضای خانواده باخ موسیقی‌دانان قابلی بودند، هیچ‌یک از آن‌ها به پای «یوهان سباستیان» نمی‌رسید. اگر خوش‌تان بیاید می‌توانید شجره‌نامه خاندان باخ را طی پنج نسل بررسی کنید تا مطمئن شوید که هیچ‌کس مثل یوهان سباستیان پیدا نمی‌شود.(۷۳) اعضای خاندان باخ در ابتدا نوازندگانی در تورینگیا (Thuringia) بودند که منطقه‌ای در شرق آلمان کنونی است.(۷۴) خاندان باخ بازار موسیقی را در تورینگیا قبضه کرده بودند. پدربزرگ پدربزرگ یوهان سباستیان که به وایت (Veit) باخ شهرت داشت آسیابان بود. او خوش‌اش می‌آمد در حالی‌که گندم‌ها را آرد می‌کند «لوت» بنوازد. یوهان سباستیان بعدها می‌گفت که گردش سنگ‌های آسیاب احتمالاً به وایت در نگه‌داشتن ضرب‌آهنگ کمک می‌کرده است.(۷۵)
°¦سـان گــرل¦°
وقتی وقوع دعوا در یکی از کنسرت‌های شوئنبرگ کار را به دادگاه کشید، پزشکی شهادت داد که در بسیاری از کسانی که موسیقی را شنیده بودند، علائم روان‌رنجوری پیدا شده است.
نیما اکبرخانی
بتهوون بین مردم وین، به عنوان پیانیست برجسته، موفقیت بسیار کسب کرد. با این‌همه رفتار او اصلاً مناسب نبود. اشراف وین از او انتظار داشتند که مطیع باشد و موقعیت اجتماعی خود را بشناسد. بتهوون موقعیت خود را می‌شناخت ـــ فقط این موقعیت با آن‌چه آن‌ها تصور می‌کردند تطابق نداشت. او یک بار به کارفرمایش شاهزاده لیشنوفسکی گفت: «هزاران شاهزاده آمده‌اند و رفته‌اند ولی بتهوون فقط یکی است.»(۱۵۸)
نیما اکبرخانی
موتسارت شاید هشداری خدایی بود تا به ما نشان دهد که چه‌قدر بی‌استعداد هستیم. هرگاه یک قطعه آهنگ می‌نویسیم و فکر می‌کنیم که خیلی خوب نوشته‌ایم، کافی است به یادمان بیاید که موتسارت احتمالاً وقتی فقط نُه سال داشت قطعه بهتری نوشته بود.
نیما اکبرخانی
هندل در آن زمان پیر و چاق شده بود و چشمانش خوب نمی‌دید. بینایی او پس از عمل جراحی که توسط پزشکی به نام جان تیلر انجام گرفت بدتر شد. جان تیلر شایسته جایگاه مهمی در تاریخ موسیقی و پزشکی است، چون چشم‌های باخ و هندل را به این ترتیب کور کرد و همین بلا را سرِ مورخ معروف ادوارد گیبون نیز آورد.
نیما اکبرخانی
رهبر کر آن‌جا به نام «گئورگ رویتر» (Georg Reutter) از او امتحان گرفت و هر بار که تریل خوبی می‌خواند به او گیلاس می‌داد. هایدن سال‌ها بعد می‌گفت که هرگز نتوانسته تریلی بشنود و به مزه گیلاس فکر نکند.(۱۳۰)
نیما اکبرخانی
کیج می‌گفت: «آهنگی که من آن را حتی بیشتر از آهنگ‌های خودم دوست دارم همان چیزی است که اگر ساکت باشیم خواهیم شنید.» بنابراین، بیایید همه با هم چهارونیم دقیقه سکوت کنیم
کاربر... :)
خود شوبرت در تمام زندگی فقط یک کنسرت عمومی اجرا کرد. روزنامه‌ها به این کنسرت توجهی نکردند، چون تمام اخبار آن‌ها به اجرای ویولنیست معروف، نیکولو پاگانینی (Niccolo Paganini)، در وین اختصاص داشت. پاگانینی جاذبه بیشتری داشت، چون روح‌اش را به شیطان فروخته بود.
Feliciano✨

حجم

۱٫۲ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۱

تعداد صفحه‌ها

۱۹۰ صفحه

حجم

۱٫۲ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۱

تعداد صفحه‌ها

۱۹۰ صفحه

قیمت:
۴,۸۰۰
تومان
صفحه قبل
۱
صفحه بعد