عشق هرگز فراموش نمی‌کند

دانلود و خرید عشق هرگز فراموش نمی‌کند

۴٫۲ از ۶۶ نظر
۴٫۲ از ۶۶ نظر

برای خرید و دانلود   عشق هرگز فراموش نمی‌کند  نوشته  فاطمه باغستانی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت
پس چرا موافقت کردی؟ موافقت کردی، چون این مرد همان مردی است که هرگز انتظارآمدنش را به زندگی‌ات نداشتی. تو موافقت کردی، چون خودت خوب می‌دانی که حتی اگر بخواهی هم نمی‌توانید مدت زیادی کنار هم باشید. تو موافقت کردی، چون این مرد بهترین انگیزه برای ادامه‌ی این زندگی است. به‌زودی این قولت را از یاد خواهی برد؛ به همین خاطر است که اکنون آن را ثبت می‌کنی. پس هرگاه این نامه را خواندی، یک چیز مهم را بدان و به خودت یادآوری کن! آنا فراستر هرگز قولش را نمی‌شکند
زهرا۵۸
اولین‌باری که مرد جوان در اتاق بزرگی که همه نشسته بودند دست مرا گرفت، هیچ‌یک از ساکنان چیزی نگفتند، اما می‌دانم که همه حواس‌شان بود. مردک کچل شروع به سرفه کرد. چشمان خانم جنوبی اول تنگ شد و بعد گشاد شد. پیرزنی که از همه مسن‌تر است، لبخند زد و از آن روز به بعد همیشه به ما لبخند زد؛ اما پس از مدتی، آن‌ها از این موضوع خوش‌شان آمد. من هم از این موضوع خوشم آمد. شاید تقصیر دمانس باشد. دلیلش هرچه باشد، روزگاری را که هنوز مرد جوان دستانم را لمس نکرده بود به یاد ندارم.
زهرا۵۸
سال پیش ترانه‌ای خواندیم که الان آن را به یاد ندارم؛ اما یادم هست که در جمعیت به پدر خیره شده بودم. بقیه‌ی والدین در حال صحبت یا فیلمبرداری بودند؛ اما بابا فقط نگاهم می‌کرد. پس از آن به من گفت که نیازی ندارد این لحظات را روی دوربینش ضبط کند. او تمام این ساعت‌ها را تا ابد در ذهنش ضبط می‌کند.
زهرا۵۸
«آنگوس یادت هست به من گفتی که لوک همیشه مراقب آنا بود، چون آنا از سگ می‌ترسید؟» «خب، بله یادم است.» «این را هم گفتی که مطمئن نیستی افرادی که فراموشی دارند بتوانند احساساتی واقعی به دیگران داشته باشند.» آنگوس سرش را تکان می‌دهد و می‌گوید: «فکر کنم همین را گفتم.» به باغچه اشاره می‌کنم. لوک جلو آنا ایستاده و دستانش را از هم باز کرده است و طوری رفتار می‌کند که گویی آنا پشت دستان او در امنیت است. به آنگوس می‌گویم: «باز هم همان نظر را داری؟»
زهرا۵۸
شق مثل رودی دنبال جریان یافتن است و اگر یک مسیر مسدود باشد، مسیر دیگری می‌یابد.
farahani
اریک می‌گفت که عاشق‌شدن نیاز به حافظه، تحلیل، ارتباط، استدلال و تصمیم‌گیری دارد؛ اما آیا واقعاً این‌طور است؟ پس از دیدن حرکت امروز لوک این دیدگاه دست از سرم برنمی‌دارد که عشق مثل رودی دنبال جریان یافتن است و اگر یک مسیر مسدود باشد، مسیر دیگری می‌یابد.
زهرا۵۸
او بوی چمن تازه می‌دهد. مرا کمی بلند می‌کند و این حس خوبی به من می‌دهد؛ زیرا پس از مدت‌ها احساس بی‌وزنی می‌کنم، مانند پری سبک که در گردبادی تند رها و آزاد می‌چرخد؛ احساسی عجیب و خوشایند.
زهرا۵۸