ترانه‌ی مرغ اسیر

دانلود و خرید ترانه‌ی مرغ اسیر

۴٫۲ از ۱۱ نظر
۴٫۲ از ۱۱ نظر

برای خرید و دانلود   ترانه‌ی مرغ اسیر  نوشته  جازمین دارزنیک  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت
اما حالا و درست در زمانی که خیال می‌کردم دیگر باید شعر را کنار بگذارم، خشمی سوزنده و بی‌امان کالبدم را در خود می‌گرفت و هراس‌ها و آشفتگی‌ام را به یکسو می‌راند. اندوه مرا سفت و سخت و صامت کرده بود اما حالا همین حزن به من جسارت و بی‌پروایی می‌داد. باید کار می‌کردم. شعری از ریسمان سست عدالت، دستمال تیرهٔ قانون، فواره‌های خون و جوانان وطنم که سیاه‌پوشیده به تشییع جنازهٔ خود می‌رفتند. این شعرهای تازه، چنان غریب، تیره‌گون و رها بودند که خودم از خواندنشان حیرت می‌کردم. این‌ها شعرهای لیلا بودند.
parisa kh74
تا می‌دید دارم چیزی می‌خوانم، ازم می‌پرسید: «آخه دنبال چی هستی، تو؟ توی اون کتاب‌ها چی نوشته؟» سرم را بالا می‌آوردم و خیره نگاهش می‌کردم. «بدبخت، هرچی بیشتر بخونی زبونت درازتر می‌شه و مردها ازت فرار می‌کنند و بی‌شوهر می‌مونی!» بیراه هم نمی‌گفت چون همین دلبستگی‌ام به ادبیات و خواندن بود که سرآخر نگذاشت به عرف و روال عادی زندگی تن بدهم و از آن فرار کنم. هرچه بیشتر می‌خواندم، آتشم تیزتر می‌شد و حالا دلم می‌خواست کلمات از درون خودم بجوشند.
فرناز
وقتی عشق را در خود داری، نه فقط دنیای پیرامون، که آدم‌ها هم رخت عوض می‌کنند. روزهای تیره و غمزده، روشن و سرزنده می‌شوند و خودت هم به خود بازمی‌گردی، به همان آدم راستینی که قرار بوده از ابتدا باشی.
mary
وقتی به این دورهٔ زندگی‌ام فکر می‌کنم، می‌بینم انگار در آن زمان عشقی تازه در دلم جوانه زده بود. آن جوهر سبزی که نخستین شعرهایم را در اهواز با آن نوشتم، چنان لذتی به من داد که بعد از آن، همهٔ شعرهایم را با سبز می‌نوشتم.
parisa kh74
من از نهایت شب حرف می‌زنم من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف می‌زنم اگر به خانهٔ من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچهٔ خوشبخت بنگرم
mary
صفحه قبل۱صفحه بعد