نویسنده: استیون کینگ
مترجم: مهسا صباغی
انتشارات: نشر بیشهزار

اگر در خانه تنها هستید، برقها رفته و بیرون هم رعدوبرق میزند، بهترین وقت است که گوشی خود را بردارید و شروع کنید به خواندن یا شنیدن یکی از کتابهای ترسناکی که در ادامه با آنها آشنا میشوید. در این یادداشت وبلاگ طاقچه به معرفی بهترین رمانهای ترسناک میپردازیم. کمی که با شخصیتهای عجیبوغریبِ این داستانها در فضاهای دلهرهآورشان همراه شوید، دیگر نمیتوانید داستان را نیمهکاره رها کنید؛ مگر اینکه شارژ گوشیتان قبل از اینکه برق بیاید تمام شود!

شهر دری از آن جاهایی است که عبور از آن گذرنامهی شجاعت میخواهد. هرچند پنی وایز معمولاً کودکان را هدف قرار میدهد اما بزرگسالان نیز از دست او کاملاً در امان نیستند. در رمان «آن» نویسنده بهخوبی توانسته است ترس را به داخل زندگی شهری بیاورد و چنان شما را درگیر ماجراهای آن کند که پس از آن زندگی در شهر خودتان هم به راحتی سابق نباشد. ادامهدارشدن احساس اضطراب حتی پس از بازگشتن به زندگی واقعی، یکی از تواناییهای بیشمار کینگ در خلق وحشت است. هرچند رمان آن در سال ۱۹۸۶ منتشر شده اما ترسهایش هنوز تازه است.
از این اثر چند اقتباس سینمایی موفق انجام شده است. تیم کری در نقش پنی وایز در یک اقتباس تلویزیونی دوقسمتی ایفای نقش کرد. این اثر که در ۱۹۹۰ با کارگردانی تامی لی والاس پخش شد، توانست ۲ جایزهی امی (Primetime Emmy Awards) برای موسیقی و جایزهی ادی (Eddie Award) را برای تدوین دریافت کند.
اثر اقتباسی مشهورتر و متأخرتر از داستان «آن» مربوط است به سال ۲۰۱۷ که اندی موشیتی کارگردان اثر بود و بیل اسکاشگورد نقش پنی وایز را بازی کرد. این اثر نیز چندین جایزهی مشهور از جمله جایزهی بهترین فیلم ترسناک (iHorror Awards) و بهترین کارگردانی را از آن خود کرد.

اشتباهترین تصمیمی که خانوادهی تورنس میتوانست بگیرد رفتن به این هتل کوهستانی بود. اگر آنها برای گذراندن زمستان قطب جنوب را انتخاب کرده بودند روزها برایشان بسیار آسانتر از اقامت در هتل اوورلوک میگذشت. بدشانسی بعدی خانواده داشتن پسری بود که توانایی عجیبی در تشخیص و دیدن چیزهایی داشت که سایرین نمیدیدند و به همین خاطر راحتتر میتوانستند به زندگی ادامه دهند. درخشش از برجستهترین آثار کینگ است و فیلمی مشهور و موفق نیز با کارگردانی استنلی کوبریک از آن اقتباس شده است. جک نیکلسون، شلی دووال و دنی لوید از بازیگران این اثر هستند. این فیلم در سال ۱۹۸۰ منتشر شد اما سالها بعد بیشتر به آن پرداخته شد و در سال ۲۰۱۸ بهدلیل اهمیت فرهنگی و تاریخی و هنری در فهرست ملی ثبت فیلمهای آمریکا قرار گرفت.
بخشی از کتاب صوتی درخشش را بشنوید.

درخشش
نویسنده: استیون کینگ
گوینده: اشکان عقیلیپور
انتشارات: رادیو گوشه

اینکه قبرستانی در پشت خانه باشد بهاندازهی کافی بد است؛ حالا تصور کنید این قبرستان از سایر قبرستانها هم به دلایلی متمایز باشد. چه چیزی ترسناکتر از این است که مردهای از مردن خسته شود! و تصمیم بگیرد به زندگی برگردد. اگر لوییس به شنیدن این موضوع از سایرین اکتفا میکرد و تلاش نمیکرد خودش این قابلیت قبرستان را آزمایش کند شاید اتفاقات بد بعدی رقم نمیخورد. این رمان را کینگ در سال ۱۹۸۳ منتشر کرده اما پس از اینهمه سال هنوز جذابیتش را حفظ کرده است. شاید نقطهی قوتی که باعث این اتفاق شده این باشد که موضوع کتاب چندین احساس متفاوت را در انسان درگیر میکند. درست است که زندهشدن مردهها اتفاق ترسناکی است اما همزمان آرزویی دیرینه در انسان را نیز زنده میکند. آرزوی بازگشتن عزیزانی که از دست داده است. مهمترین اقتباس سینمایی از این اثر با کارگردانی مری لمبرت در ۱۹۸۹ منتشر شد. فیلمنامهی این اثر را نیز خود استیون کینگ نوشت و حتی نقش کوتاهی نیز در فیلم ایفا کرد. بازیگران اصلی این اقتباس نیز دیل میدف، فرد گوئین، دنیس کراسبی و میکو هیوز بودن.

موجودات ناشناخته همیشه ترسناک هستند اما ترس از انسانی عادی میتواند بسیار عمیقتر تجربه شود و سلولهای ذهن و جسم افراد هرگز فراموشش نکند. اگر این ترسناکی با علاقهای جنونآمیز همراه باشد باز هم کار را سختتر میکند. شخصی که از شدت علاقه به یک فرد و آثارش به او آسیب میزند، ترسی را منتقل میکند که در اعماق وجود انسان نفوذ میکند و هر لحظه با مخاطب حمل میشود. این نوعی از ترس ماندگار است که کینگ در ساختن و پرداختن آن بسیار ماهر است. با اقتباس از این اثر، در سال ۱۹۹۰ راب راینر فیلمی سینمایی با بازی جیمز کان و کتی بیتس را ساخت که کتی بیتس برای نقش آنی ویلکس اسکار بهترین بازیگر زن را دریافت کرد.

طرفداران ژانر ترسناک داستان جنگیر ویلیام پیتر بلاتی را بهخوبی میشناسند. لژیون ادامهی جنگیر است و بیش از هر چیز بر حل معما استوار است. بازگشت پوزوزو حتی بیش از نیروهای شیطانی و قتلهای زنجیرهای فضای داستان را تیره میکند. بازگشتن شر بزرگ احساس استیصالی به نیروهای خیر میدهد که از هر شکل دیگری از ترس، فلجکنندهتر است. لژیون نیز در سال ۱۹۸۳ منتشر شده است؛ یعنی ۱۲ سال پس از انتشار داستان موفق جنگیر. فیلم جنگیر که در ۱۹۷۳ ساخته شد و برندهی ۲ اسکار بود، از رمان جنگیر اقتباس شد و جنگیر ۳ مستقیماً از داستان لژیون اقتباس شده است. جنگیر ۳ نیز جایزهی saturn بهترین نویسندگی را گرفت. نکتهای که در این باره حائز اهمیت است این است که خود ویلیام پیتر بلاتی نویسندگی و کارگردانی این اثر را برعهده گرفته است.

گیرافتادن در یک مکان یا یک موقعیت از ترسناکترین احساساتی است که میتوان تجربه کرد. کینگ در هر اثرش شکل متفاوتی از ترس را ترسیم میکند و این بار بهسراغ روابط انسانها با رویکردی جامعهشناسانه رفته است. افرادی که میتوانند زندگی اجتماعی عادیای داشته باشند با قطعشدن ارتباطشان با جهان بیرون کمکم به مرز فروپاشی میرسند و این بار هرکس خودش به عامل اصلی وحشت تبدیل میشود. مینی سریال بسیار مشهوری با اقتباس از این اثر در سال ۱۹۷۹ با کارگردانی توب هوپر و بازی دیوید سول، جیمز میسون و لمس کروین منتشر شد.

در این داستانِ کینگ نیز مانند بسیاری از داستانهای ترسناک با موجوداتی ماورایی مواجهیم اما وجه تمایز این اثر با آثار مشابه در القای تدریجی حس ترس است نه ترسی که یکباره با حضور موجودات ناشناخته کل افراد و فضای داستان را در بر بگیرد. هرچند سیلمزلات از نخستین تلاشهای کینگ برای نوشتن در ژانر وحشت است اما باز هم نسبت به داستانهای ماورایی و خونآشامی آن زمان، رمانی مدرنتر به حساب میآید.

تیمارستان متروک از اول متروک نبود. زمانی در این بیمارستان افرادی بستری بودند و همه چیز به نظر عادی میآمد تا روزی که چند نفر به طرز مشکوکی مردند. از آن زمان این بیمارستان روانی برای همیشه بسته شد و کمکم به فضایی هولناک در دل جنگل تبدیل شد. اما نیل و بری تصمیم گرفتهاند به این ساختمان پوسیده سری بزنند و هولناکبودن هم دلیلی نیست که بتواند آنها را از رفتن به این سفر منصرف کند. اگر شما هم مایلید همراهیشان کنید، نیازی به هماهنگی قبلی نیست. از اینجا میتوانید وارد این ماجراجویی هیجانانگیز شوید.
تیمارستان متروک اثر دن پبلاکی نویسندهی آمریکایی است که بیشتر آثارش را برای نوجوانان و در ژانر وحشت مینویسد.

کتابخانهی ارواح جلد اول از مجموعهای دوجلدی نوشتهی ریچارد دنی است که جلد دوم آن کارناوال شوم نام دارد. سایمون سانتیاگو، شخصیت اصلی این داستان یک توانایی خاص دارد؛ توانایی صحبتکردن با مردهها. بهخاطر همین توانایی شغل او گیرانداختن ارواح شیطانصفت است. البته اینطور نیست که او تازه یاد گرفته باشد با ارواح ارتباط برقرار کند، بلکه این توانایی از کودکی در وجودش بوده است. وقتی سایمون خیلی کوچک بود، خودش هم بهسادگی نتوانسته بود این قدرتش را درک کند و با آن کنار بیاید. بهمرور و کمی که بزرگتر شد توانست آن را بهتر بشناسد و بپذیرد و البته تا مدتی از چشم بقیه پنهانش کند. هرچند در مخفی نگهداشتن این موضوع از عمویش چندان موفق نبود. او پس از مرگ پدر و مادرش در خانهی عمویش زندگی میکرد.
سایمون هرچقدر که به درسهای مدرسه بیمیل بود از آن طرف شیفتهی کتابها و داستانها بود. حال فکر کنید برای کسی که چنین توانایی عجیبی دارد و از طرفی هم عاشق کتابهاست، رفتن به کتابخانهای که توسط ارواح تسخیر شده است، چه تجربهی هیجانانگیز و حتی شاید خوشایندی میتواند باشد! سایمون این خوششانسی را داشت که در چنین موقعیتی قرار بگیرد.
کتابخانهی ارواح در انتظار سایمون است و در انتظار شما که میداند او را در چنین موقعیتی تنها نمیگذارید. اما قبل از ورود به کتابخانهی ارواح بهتر است با معنی تعدادی از واژههای مهمی که جلوتر بیشتر به گوشتان خواهد خورد آشنا شوید. اگر معنی واژههایی مثل زمانباف، تهیروح یا چشمسفید را نمیدانید جای نگرانی نیست. واژهنامهای که در ابتدای کتاب میبینید به همین منظور و برای کمک بیشتر به شما قرار داده شده است تا راحتتر با ناشناختههای این محیط عجیب آشنا شوید و اتفاقات پیش رویتان را با موفقیت از سر بگذرانید.

«عاشقانه» و «ترسناک» دو کلمهای است که بهآسانی در کنار هم قرار نمیگیرند؛ اما دافنه دوموریه با هنرمندی تمام این ترکیب را در رمان «ربهکا» بهکار برده است.
ربهکا نام زنی است که هرچند خودش در داستان حضور ندارد؛ اما سایهاش در سراسر رمان دیده میشود و این حضور نامرئی چنان پررنگ است که او را به شخصیت اصلی کتاب تبدیل کرده است.
داستان ازاینقرار است که شوهر ربهکا که مردی بسیار ثروتمند است بعد از مرگ او با ندیمهای جوان ازدواج میکند و او را به خانهی خود میآورد. خانهای که روزگاری ربهکا در آن میزیست و گویی همچنان هم به این زیست ادامه میدهد. ویژگیهای شگفتانگیز ربهکا که همهی اعضای خانه از آن صحبت میکنند باعث میشود ندیمهی جوان به او علاقهمند شود و حتی سعی در تقلید رفتار او داشته باشد. از طرفی بیعلاقگی شوهر ربهکا به صحبتکردن دربارهی همسر درگذشتهاش، دلیل مرگ او، حضور عجیبش در تمام خانه و در زندگی ندیمهی جوان و بسیاری نکات دیگر باعث میشوند این رمان عاشقانه به رمانی معمایی و دلهرهآور تبدیل شود. روح ربهکا این توانایی را دارد که مخاطب را در پی یافتن پاسخ پرسشهای فراوانی که در ذهنش ایجاد میکند، تا انتهای داستان به دنبال خود بکشد.
از ربهکا چندین اقتباس انجام شده است که معروفترین آن فیلمی به کارگردانی آلفرد هیچکاک است که توانست جوایز اسکار بهترین فیلم و بهترین فیلمبرداری را از آن خود کند.
پیشنهاد میکنیم نسخه صوتی کتاب ربکا و دیگر کتابهای صوتی ترسناک را نیز از دست ندهید.
بخشی از کتاب صوتی ربه کا (ربکا) را بشنوید.

ربه کا (ربکا)
نویسنده: دافنه دوموریه
گوینده: ابوذر عزیزی
انتشارات: راوی گنبد کبود

«لاشه لطیف» جامعهای را به تصویر میکشد که در آن یک ویروس، تمام گوشت حیوانات را آلوده کرده است. بهدلیل کمبود گوشت حیوانات، آدمخواری قانونی میشود. شخصیتی به نام «مارکوس» که یک تأمینکنندهی گوشت انسان است، با این جامعهی جدید درگیر شده و بهخاطر ضررهای شخصی خود شکنجه میشود. مارکوس که در کارخانه فرآوری محلی کار میکند، به کشتار انسانها میپردازد؛ اگرچه دیگر کسی آنها را چنین نمینامد. همسر مارکوس او را ترک کرده است، پدرش در حال غرقشدن در زوال عقل است و مارکوس میکوشد زیاد به این فکر نکند که برای امرارمعاش باید چه کند. یک روز به این شخصیت یک هدیه داده میشد؛ یک نمونهی زنده با بهترین کیفیت. این هدیه در واقع چیست؟ از طرف چه کسی است؟ چرا به مارکوس داده میشود؟
کتاب لاشهی لطیف در سال ۲۰۱۷ برندهی جایزهی پرمیو کلارین آرژانتین شد و در سال ۲۰۲۰، جایزهی بهترین نویسندهی زن در ژانر ترسناک را برای آگوستینا باستریکا به ارمغان آورد.

فرانکنشتاین یک هیولاست یا یک هیولاساز؟ شاید هم هر دو!
فرانکنشتاین اولینبار در سال ۱۸۱۸ به قلم مری شرلی منتشر شد؛ بعدها رد این هیولا در بسیاری از داستانها به چشم خورد و اقتباسهای سینمایی از آن، شهرت بیشتر فرانکنشتاین را در پی داشت. یکی از این اقتباسها فیلمی است که در ۱۹۹۴ با بازی رابرت دنیرو ساخته شد. اهمیت فرانکنشتاین به حدی رسید که مدخلی نیز در لغتنامه برای آن در نظر گرفتند. شاید ندانید که لرد بایرون کسی بود که ایدهی اولیهی نگارش فرانکشتاین را به مری شری داد.
فرانکنشتاین دانشمندی است که تصمیم میگیرد موجودی را از بقایای اجساد مردگان بسازد. هرچند این موجود از تکههای بدن انسان تشکیل شده است؛ اما برای زندهشدن به نیرویی غیرانسانی نیاز دارد. فرانکنشتاین این نیرو را از طریق شوک الکتریکی تأمین میکند. هیولا با بدنی زشت و پر از جای بخیه زنده میشود؛ اما قسمت ترسناکتر داستان آنجایی است که سازندهی این موجود هم دیگر نمیتواند آن را کنترل کند. این روزها که هوش مصنوعی از همیشه قویتر و به زندگیمان نزدیکتر شده است، حال سازندهی فرانکنشتاین و هراس او از مواجهه با چنین موجودی را بهتر میتوانیم درک کنیم. این کتاب یکی از بهترین نمونه کتابهای ادبیات گوتیک به شمار میرود.
بخشی از کتاب صوتی فرانکنشتاین را بشنوید.

فرانکنشتاین
نویسنده: مری شلی
گوینده: مهبد قناعت پیشه
انتشارات: آوانامه

استیون کینگ، استاد خلق داستانها و فضاهای دلهرهآور، بیگانه را در ۲۲ می ۲۰۱۸ منتشر کرد. مینیسریالی نیز بر اساس این کتاب ساخته شد که پخش آن از ۱۲ ژانویه ۲۰۲۰ آغاز شد. کینگ در این کتاب نیز به رسم همیشه مدام خواننده را غافلگیر و درگیر ماجرا و سرنخهایی تازه میکند. وقتی شروع به خواندن یکی از کتابهای استیون کینگ کنید، دیگر خوابیدن برایتان به فعالیتی دشوار تبدیل خواهد شد. فضای دلهرهآور داستانهای او یکی از دلایل این اتفاق است؛ اما دلیل اصلی نخوابیدنتان این است که احساس خوابآلودگی توان غلبه بر کشش داستانهای کینگ را ندارد!
داستان کتاب بیگانه از قتل نوجوانی ۱۱ساله آغاز میشود که به او تعرض شده است. اولین مظنون این پرونده یکی از محبوبترین و محترمترین شهروندانی است که همه او را میشناسند و این موضوع ماجرای این قتل را پیچیدهتر میکند.
نوشتن در ژانر وحشت تخصص استیون کینگ است. او نویسندهای بسیار پرکار است و بیش از ۲۰۰ کتاب دارد. ممکن است با اقتباسهای سینمایی آثار او بیشتر از کتابهایش آشنا باشید. آثار سینمایی مشهوری مانند رستگاری در شاوشنگ، درخشش، مسیر سبز و… از جمله فیلمهایی است که بر پایهی داستانهای استیون کینگ ساخته شدهاند.

اتاق مهمان اتاقی است که مهمانان آن به طرز مشکوکی خودکشی میکنند. همین توضیح کافی است تا معلوم شود که با یک داستان جنایی یا ترسناک معمولی که شخصیتهای آن باید از دست قاتل یا قاتلین فرار کنند مواجه نیستید. این بار شخصیتهای داستان باید بیشتر از هرکس از خودشان بترسند و سعی کنند تنها نمانند؛ چون هر لحظه بیم آن میرود تا این اتاق شوم کاری کند که بلایی بر سر خودشان بیاورند.
لیزا، شخصیت اصلی داستان اتاق مهمان است. او که با دیدن یادداشتهایی هولناک از مستأجر قبلی به آن خانه و زوج صاحبخانهاش مشکوک میشود تصمیم میگیرد پرده از راز آن اتاق بردارد؛ اما لیزا آن شخصی نیست که دشوارترین و ناگوارترین تجربهها را در این مسیر دلهرهآور از سر میگذراند، بلکه مخاطب کتاب شرایط بهمراتب سختتری را تجربه میکند. چراکه خواننده همان اندازه که مایل است با همراهی لیزا به کشف این راز برسد، ممکن است در این مسیر به خود لیزا و یافتههایش نیز شک کند و ازآنجاکه تنها منبع دستیافتن به اطلاعات جدید لیزاست، این عدم اعتماد میتواند برای مخاطب مشکلساز شود. درهرصورت اینکه بخواهید با شخصیتهای اتاق مهمان همراه شوید یا خودتان راهی جدا در پیش بگیرید، انتخاب شماست!
دریدا سی میچل نویسندهی این اثر، توانسته جایزهی پرفروشترین کتابهای ژانر جنایی و وحشت را از آن خود کند. اگر به کتابهای ترسناک علاقهمند هستید، بهتر است نام او را در گوشهی ذهنتان نگه دارید.

جعبهی پرنده نوشتهی جاش مالرمن است که با اقتباس از آن فیلمی پساآخرالزمانی و پربیننده در سال ۲۰۱۸ ساخته شد. در این داستان دلهرهآور نیز اتفاق ترسناکی که رخ میدهد خودکشی شخصیتها است. موجودی ناشناخته در پشت درهای بسته وجود دارد که هرکس چشمش به او بیفتد بدون درنگ و البته بدون هیچ دردی خودکشی خواهد کرد. دراینبین برخی در تلاش هستند تا از این شرایط جان سالم بهدر ببرند. مالوری و دو فرزندش از جمله افرادی هستند که به دنبال راه نجات میگردند؛ اما پیداکردن این راه با چشمان بسته و وقتی قاتل هرکس میتواند خودش باشد، بسیار دشوارتر به نظر میرسد.
چالشهایی که مالوری و فرزندانش با آنها دستبهگریبان هستند هرکدام به شکلی ویژه مخاطب را در گردباد دلهره و اضطراب گیر میاندازد و او در تکتک این شرایط پابهپای شخصیتها احساس آنها را تجربه و برای خروج از این شرایط تلاش میکند.
گاهی در این داستان یا داستانهای مشابه، اتفاقات چنان واقعی به نظر میآیند که مرز بین حقیقت و خیال گم میشود. پس قبل از اینکه این نگرانی به سراغتان بیاید که موجوداتی ازایندست آن بیرون منتظرتان هستند، تا میتوانید بدون دلهره و بدون چشمبند، دنیا را تماشا کنید و از آن لذت ببرید!

معلمی در زمان اشتباهی در مکان اشتباهی بوده است و این آغاز فروپاشی است. کاساندرا در جادهای جنگلی جسد زنی را در اتومبیلی میبیند. او که ترسیده است از آن فضا فرار میکند. به نظر میآید که این اتفاق و واکنشی که کاساندرا در مواجهه با آن نشان میدهد کمکم او را به مرز فروپاشی روانی میرساند. هرچند رد پای این اتفاق نهفقط در روان کاساندرا که در جایجای داستان به چشم میخورد. مشکلاتی که برای اتومبیلش پیش میآید، بیماری مادرش و… هرکدام میتواند نمادی از فروپاشی باشد.
بی ای پاریس نویسندهی رمان فروپاشی، همان خالق رمان مشهور «پشت درهای بسته» است. فروپاشی نیز مانند دیگر اثر او جزو پرفروشترین کتابهای نیویورکتایمز بود. قدرت شخصیتپردازی نویسنده و استفاده از نمادها و تشریح دقیق حالات درونی و رفتار بیرونی شخصیتها باعث شده این کتاب علاوه بر ژانر وحشت در زمرهی آثار روانشناختی نیز قرار بگیرد.
ترس و دلهرهی موجود در این کتاب تخیلی نیست و بهگونهای است که خواننده حس میکند هر لحظه ممکن است این اتفاقات برای خودش یا اطرافیانش هم رخ دهد. بی ای پاریس برای القای حس آشوب و وحشت نیازی به استفاده از موجودات ماورایی، ارواح، نیروهای شیطانی و… ندارد. او همهی آنچه لازم دارد را در وجود انسان و شیوهی زندگی او، چه به شکل سنتی در طبیعت و چه به شکل مدرن در شهر، پیدا میکند. بی ای پاریس بهویژه در توصیف جزئیات حال زنان بسیار توانمند است. آثار او میتواند مدتها پس از پایانیافتن نیز ذهنتان را درگیر موضوع نگه دارد و این ترسناکترین ویژگی کتابهای اوست.
یکی از ویژگیهای جالب ژانر وحشت این است که عدهای بسیار طرفدارش هستند و همیشه برای آمدن کتاب یا فیلمی جدید با داستانها و موضوعاتی مشابه لحظهشماری میکنند و در مقابل عدهای نیز کاملاً از این فضا دور و فراریاند و حاضر نیستند مخاطبِ حتی یکی از این کتابها یا فیلمهای ترسناک باشند.
ازاینرو اگر شما هم اهل هیجان هستید و خودتان را فردی شجاع میدانید، مطالعه و دانلود کتابهای ترسناک این نوشته میتواند برایتان جذاب باشد؛ ولی اگر میانهی خوبی با آدرنالین ندارید، احتمالاً این کتابها نیز با روحیهتان سازگار نخواهند بود.
اما تجربهکردن چیزهای جدید هم گاهی میتواند وسوسهکننده باشد. ممکن است حتی اگر هیچوقت داستان ترسناکی نخواندهاید، این بار تصمیم بگیرید که با اندکی ترس مواجه شوید. اما اینکه بعدازاین تجربه چه حسی داشته باشید و راضی باشید یا ناراضی، قابلپیشبینی نیست.
وقت آن رسیده که تصمیم بگیرید و یا یکی از این کتابها را انتخاب و شروع به مطالعه کنید؛ یا اینکه تجربهکردن یک کار جدید را تا پیداشدن موضوعی کمخطرتر به تعویق بیندازید!
طاقچه پلی است به دنیای بیکران کتابهای الکترونیکی و صوتی؛ جایی که هر داستان، دری به جهانی تازه میگشاید. چه اهل خواندن باشید، چه شنیدن، هر لحظه و هر کجا میتوانید در دنیای کلمات غرق شوید و از لذت بیپایان کتابها بهره ببرید.
دانلود کتاب از اپلیکیشن طاقچه