لوگو طاقچه
خرید کتاب صوتی با تخفیف
نقد فیلم سبکی بار هستی

بررسی و نقد فیلم سبکی بار هستی (۱۹۸۸)

معنای حقیقی خوشبختی چیست؟ گاهی خوشبختی دم گوش ما ایستاده است، شاید یک شریک عاطفی که دوستش داریم. شاید همین عشق تنها چیزی باشد که می‌تواند بار تحمل‌ناپذیر هستی را سبک کند. اما تجربه‌ی این خوشبختی، بی‌رنج میسر نیست.

فیلم «سبکی بار هستی» به کارگردانی فیلیپ کافمن، اقتباسی از رمان مشهور میلان کوندرا؛ بیانگر همین تجربه‌ی انسانی است. در این یادداشت از وبلاگ طاقچه، با محوریت بررسی فیلم، در جهان رمان کوندرا پرسه خواهیم زد و به رابطه‌ی میان این دو اثر خواهیم پرداخت.

هشدار: این یادداشت از فاش‌کردن کلیات داستان‌ ناگزیر بوده اما پایان داستان افشا نشده است.

خلاصه داستان فیلم سبکی بار هستی

دکتر توماس زندگی خود را بر مبنای عطش بی‌پایان به روابط جنسی متعدد بنا کرده است؛ سبک زندگی‌ای که آگاهانه او را از عشق و تعهد دور نگه می‌دارد و در رابطه‌ی بی‌قیدش با سابینا نیز جریان دارد. تا اینکه آشنایی با ترزا، فصلی تازه را در زندگی او رقم می‌زند. ترزا دختری خواهان عشقی متعهدانه است و از آنجایی که توماس، با وجود میل عمیقش به او، حاضر به دست‌کشیدن از آزادی جنسی خود نیست، رابطه‌ی آن دو با پیچیدگی‌های روانی و عاطفی بسیاری روبه‌رو می‌شود؛ پیچیدگی‌هایی که با بحران سیاسی بهار پراگ، ابعاد تازه‌ای پیدا می‌کند.

این فیلم اقتباس از چه کتابی است؟

سبکی تحمل ‌ناپذیر هستی ( بار هستی )

نویسنده: میلان کوندرا

مترجم: حسین کاظمی‌یزدی

انتشارات: نیکو نشر

«سبکی بار هستی»، اقتباسی از رمان مشهوری به همین نام از میلان کوندرا، نویسنده‌ی شاخص چک است. در ایران، این کتاب را با عنوان کوتاه‌شده‌ی «بار هستی» نیز می‌شناسیم. رمانی چندلایه که در بستر تاریخی بهار پراگ، به تقابل مفاهیمی چون آزادی و تعهد، عشق و میل جنسی، فردیت و ایدئولوژی می‌پردازد. تأملات فلسفی و نوع نگاه به معنای زندگی نیز از دغدغه‌های اصلی کوندرا در این رمان است. کافمن با تمرکز بر جنبه‌های روان‌شناختی و عاطفی، عشق و تنانگی، مسیر اقتباس از این رمان را هموار می‌کند. او بخش قابل‌ توجهی از ساختار ادبی رمان را کنار می‌گذارد و به جای تکیه بر دیالوگ، به نمایش احساسات به شیوه‌ای بصری و موقعیت‌محور روی می‌آورد. فیلم کافمن مهم‌ترین اقتباس سینمایی از این رمان به شمار می‌رود.

درباره فیلم سبکی بار هستی

رمان «سبکی بار هستی» اثر میلان کوندرا، رمانی فلسفی در بستر تاریخی بهار پراگ است، بستری که مفاهیمی چون عشق، آزادی، میل جنسی و تعهد را در خود جای داده است. اقتباس کافمن در سال ۱۹۸۸ بر اساس همین کتاب ساخته شد.

عنوان کتاب سبکی بار هستی
نویسنده‌ی کتابمیلان کوندرا
زبان اصلیچکی
نخستین انتشار به فرانسوی۱۹۸۴
عنوان فیلم سبکی بار هستی
کارگردانفیلیپ کافمن
فیلمنامه‌نویسژان کلود کریر، فیلیپ کافمن
بازیگران اصلی دنیل دی‌لوئیس، ژولیت بینوش، لنا اولین
محصول۱۹۸۸ آمریک
ژانردرام، عاشقانه
امتیازImdb: ۷.۲
رده سنی بزرگسال

سون نیکویست، از همکاران برجسته‌ی اینگمار برگمان، در نقش مدیر فیلمبرداری و ژان کلود کریر، همکار لوئیس بونوئل در کنار کافمن در نقش فیلمنامه‌نویس حاضر بوده‌اند. در میان بازیگران نیز، دنیل دی‌لوئیس در نقش توماس، ژولیت بینوش در نقش ترزا و لنا اولین در نقش سابینا نقش‌آفرینی کرده‌اند.

رده‌ی سنی فیلم نیز به دلیل اروتیسم آشکار، تنها برای بزرگسالان مناسب است. در مورد کتاب هرچند به این قاطعیت نمی‌شود نظر داد، اما به دلیل محتوای فلسفی و بدن‌مند، این کتاب نیز به بزرگسالان پیشنهاد داده می‌شود.

نقد فیلم سبکی بار هستی

«سبکی بار هستی» بیش از آنکه موفقیت هنری خود را مدیون قصه‌ی کوندرا باشد، در شیوه‌ی کارگردانی صاحب صدا و سبک بودن خود را به رخ می‌کشد. طرح داستانی وجود دارد اما عنصر پیش‌برنده و درخشان فیلم، کارگردانی کافمن و دقت ریزبینانه‌اش برای ساختن هارمونی‌ای با زیبایی بصری، ریتم، موسیقی، قاب‌بندی‌ و دکوپاژ هنرمندانه است. عناصری که به یاری تنانگی صریح فیلم می‌شتابند تا حداکثر کارکرد دراماتیک و بصری در اروتیک جلوه‌گری کند. در ادامه‌ی کارگردانی، بازیگری درخشان دی‌لوئیس و بینوش، گویای وجه‌های عمیق قصه‌اند. هرچند نوعی سردرگمی در نحوه‌ی اقتباس، انسجام محتوایی فیلم را برهم‌ زده است.

فیلمنامه

کافمن و کریر با وجود زمان طولانی اثر، با تمرکز کافی ‌بر جزئیات روند فیلم، فیلمنامه‌ای گیرا رقم زده‌اند که تا انتها مخاطب را همراه می‌کند. با وجود سادگی روایت، مکث و تأمل از زاویه‌ی نزدیک بر شخصیت‌ها به جای پرداخت به رویدادهای بیرونی، روند قصه جذاب است. به‌حاشیه‌راندن وجه سیاسی و تکیه بر روابط و عواطف، تصمیمی در خدمت مدیوم سینما بوده است. کافمن انتخاب درستی می‌کند که وجه سیاسی را به خط اصلی تبدیل نکند، اما در پرداخت همان عنصر فرعی نیز به اندازه‌ی کافی موفق نیست. این تصمیم از یک نقطه‌نظر به ضعف فیلم نیز تبدیل می‌شود؛ زیرا سیاست از نظر شخصیت‌پردازی و دراماتورژی به اندازه‌ی کافی بسط پیدا نمی‌کند و در نتیجه، برخی کنش‌های سیاسی شخصیت‌ها ناگهانی، هیجانی و بدون انگیزه‌های روانی رخ می‌دهند و باورپذیر نیستند.

کارگردانی، موسیقی، فیلمبرداری و تدوین

اوج کارگردانی کافمن، در آب‌و‌تاب و جزئیات بسیار بخشیدن به صحنه‌هایی بسیار ساده رخ می‌دهد، در این راستا عناصر مختلف فیلم به جای سوارشدن بر یکدیگر، به وحدت رسیده و مانند یک موجود زنده عمل می‌کنند. برای مثال، نمایش موازی سه دسته‌ی روس‌ها، توماس و دوستانش و جمعیت رقصنده به طور همزمان، فیلمبرداری و تدوین با ظرافت این صحنه، توجه به موسیقی و طراحی زیبای رقص‌ها، یک صحنه‌ی گفت‌وگومحور را به یک صحنه‌ی پویا و پرتحرک تبدیل کرده است. کافمن در انتخاب موسیقی‌ متن نیز به شایستگی عمل کرده و اوج این را در سکانس توهم ترزا در استخر می‌بینیم که با هماهنگی میان نت‌های موسیقی و تعویض دوربین، صحنه‌ای تماشایی خلق می‌کند. همچنین اوج فیلمبرداری، در صحنه‌های تنانه خودنمایی می‌کند، حضور معنادار آینه به عنوان یک موتیف تکرارشونده و مهم در این صحنه‌ها، نه‌تنها بستری برای هنرنمایی بصری و جولان نور، دوربین و جسم را فراهم کرده؛ بلکه به‌عنوان فرامتنی درباره‌ی هویت، نگاه رابطه‌ی انسان با خود ظاهر می‌شود.

فیلم سبکی بار هستی

بازیگری

محور اصلی بازیگری، چه از طرف بازیگران و چه توجه کارگردان، در چهره و چشم بازیگران رخ داده است. دی‌لوئیس تنها با طراحی و تمرکز بر عضلات صورت، تمام دو سوی شهوت‌‌ران و عاشق را به زیبایی نمایش داده و بینوش با طراحی دقیق حرکات نیم‌تنه‌ی بالایی، در نمایش معصومیت، ترس و شرم به بازی‌‌ای نافذ و به‌یادماندنی دست یافته است.

در مجموع، فیلم در تصویر و بازیگری و محتوا و احساسی که از این طریق منتقل می‌کند، تجربه‌ای هنرمندانه اما به لحاظ روایی و اندیشه‌ای، میان گفتن و نگفتن سردرگم است.

بررسی درون‌مایه و مضامین اثر

تقابل میان آزادی و تعهد، کام‌‌جویی و عشق در فیلم تحت عنوان سبک‌باری و سنگینی زیستن یاد شده‌اند. این یعنی مسئله‌ی رنج ذاتی زیستن، و در ادامه‌ نحوه‌ی پاسخ‌گویی به آن دغدغه‌ی اصلی فیلم است. تا وقتی تعارض‌هایی مانند تقابل عشق و هوس وجود دارد، رهایی نیز ناممکن است. هوس به پوچی می‌رسد و عشق، اضطراب جدایی را ایجاد می‌کند، اما با این‌همه آرامش حقیقی در عبور از این تعارض‌ به نفع عشق است. مفاهیمی چون نقد کمونیسم، نقد حضور دشمن خارجی در خاک و نقد دیکتاتوری و ستایش آزادگیِ اندیشه در مقابل سانسور، از مضامین ثانوی فیلم به‌شمار می‌روند.

نقاط قوت فیلم 

  • انتخاب بازیگران: هرچند فضای فیلم به مانند یک فیلم ستاره‌محور نیست، اما کاریزمای هنری دی‌لوئیس و روند قوس شخصیتی‌اش، از عوامل موفقیت فیلم است. ژولیت بینوش نیز به‌واسطه‌ی کیفیت نمایش عواطف ترزا، در بسیاری از لحظات توجه را حتی از دی‌لوئیس می‌گیرد. لنا اولین نیز در نمایش استقلال، پیچیدگی و تناقض‌های درونی سابینا حضوری به‌یادماندنی دارد.
  • فیلمبرداری و بدن‌مندی:  آنچه کلیت فیلم را از ابتذال دور کرده، کیفیت پرداخت قاب‌‌پردازی‌ها با دکوپاژ، طراحی صحنه و نور و فیلمبرداری خلاقانه است. این مسئله سبب شده این صحنه‌ها تنها حضوری زائد، تجاری و یا سرگرم‌کننده نداشته و جزئی مهم از زبان روایت باشند.
  • بازسازی پراگ: علاوه‌بر فضای کارت‌پستالی و رمانتیک پراگ که با دوره‌ی زمانی خود، به ایجاد هویت بصری و اتمسفری خاص منجر شده است، آمیختگی فیلم با تصاویر مستند تاریخی، از صحنه‌های تماشایی فیلم است.

نقاط ضعف

  • فقدان عمق سیاسی: فیلم آن‌قدر روابط شخصیت‌ها را اولویت قرار داده که تمام مضامین سیاسی به حاشیه رفته‌اند. این حاشیه‌بودن، کنش‌های سیاسی شخصیت‌ها را بی‌منطق جلوه می‌دهد.

مقایسه کتاب سبکی بار هستی با فیلم

ساختار رمان به شیوه‌ی روایت غیرخطی و تأمل‌محور پیش می‌رود، کوندرا بارها به یک‌ نقطه بازمی‌گردد و آن را از زاویه‌ای تازه تماشا می‌کند. نقش راوی در روایت پررنگ است تا علاوه‌بر قصه، تأملات فلسفی اثر نیز کامل بیان شود. فیلم این ساختار را تا حد زیادی حذف و به ساختاری خطی و ساده تبدیل می‌کند. محور تمرکز، بر رابطه‌ی سه نفر استوار شده و بخش‌هایی از قصه‌های فرعی، حذف می‌شوند. خلاصه‌سازی تأملات کوندرا درباره‌ی کمونیسم نیز از جمله‌ی این تغییرات است. به طور خلاصه، لحن اندیشه‌ورز کوندرا به لحن رمانتیک، بصری و جسمانی فیلم تغییر پیدا کرده است.

سبکی تحمل ناپذیر هستی

نویسنده: میلان کوندرا

گوینده: فریبا فصیحی

انتشارات: نشر صوتی نیک

بازخوردها و نظر منتقدان

  • راجر ایبرت در Chicago Sun-Times

در ابتدا به نظر می‌رسد فیلم او تقریباً منحصراً درباره‌ی رابطه‌ی جنسی است، اما سپس در نماهای بی‌شمار و تصمیمات دوربین متوجه می‌شویم که او اجازه نمی‌دهد دوربینش به یک تماشاگر تبدیل شود. دوربین مکث نمی‌کند، یا برای بهترین نما حرکت نمی‌کند، یا از تماشای برهنگی لذت نمی‌برد… .

ژولیت بینوش در نقش ترزا، تقریباً در زیبایی و معصومیت خود اثیری است و تلاش او برای آشتی‌دادن عشقش با بی‌تفاوتی معشوقش احتمالاً قلب فیلم است.

  • جاناتان روزنبام در Chicago Reader

فیلم به طور معناداری امتناع بعدی توماس از امضای طومار درخواست عفو زندانیان سیاسی را حذف می‌کند. به عبارت دیگر، درحالی‌که کوندرا با دقت نشان می‌دهد که چگونه و چرا توماسِ اساساً غیرسیاسی، از اتحاد با نیروهای شوروی یا ضد شوروی امتناع می‌کند، کافمن به‌سادگی او را به یک شهید سیاسیِ معمولی تبدیل می‌کند؛ به‌ویژه از نوعی که آمریکایی‌ها به‌راحتی آن را دوست دارند و می‌فهمند.

  • میلان کوندرا در یادداشتش: Poznámka Autora

فیلم ارتباط بسیار کمی با روح رمان یا شخصیت‌های آن داشت.

جوایز و افتخارات فیلم

  • اسکار ۱۹۸۹: نامزد بهترین فیلمنامه‌ی اقتباسی و نامزد بهترین فیلمبرداری
  • جوایز بفتا ۱۹۸۹: برنده‌ی بهترین فیلمنامه‌ی اقتباسی
  • انجمن ملی منتقدان فیلم آمریکا ۱۹۸۹: برنده‌ی بهترین فیلم سال ۱۹۸۸ و برنده‌ی بهترین کارگردانی

همچنین رمان میلان کوندرا، در سال ۱۹۸۴ برنده‌ی جایزه ادبی لس‌آنجلس تایمز در بخش داستان شد.

این فیلم برای چه کسانی مناسب است؟

این فیلم مناسب است برای کسانی که:

  • به درام‌های عاشقانه، تنانه و فلسفی با مضمون عشق، آزادی و سیاست علاقه دارند
  • از اقتباس‌های ادبی و مقایسه‌ی فیلم با رمان لذت می‌برند؛

این فیلم شاید مناسب نباشد برای کسانی که:

  • با فیلم‌های طولانی، آرام و تأمل‌محور ارتباط نمی‌گیرند؛
  • به تماشای محتوای جنسی صریح، خیانت و روابط مشابه علاقه‌ای ندارند.

اول کتاب را بخوانیم یا فیلم را ببینیم؟

با توجه به اهمیت رمان و همچنین کیفیت بالای اقتباس سینمایی، هر دوی این مسیرها مناسب و به سلیقه‌ی مخاطب بستگی دارد. روایت کافمن استقلال خود را حفظ کرده است اما تعداد حذفیات تأثیرگذار، به قدری هست که ترغیب به مطالعه‌ی کتاب شویم.

دیالوگ‌های ماندگار فیلم

ترزا: نمی‌فهمم چطور می‌شه عشق‌بازی کرد، بدون اینکه عاشق بود.

ترزا: می‌دونم که قراره بهت کمک کنم، اما نمی‌تونم. به‌جای اونکه تکیه‌گاهت باشم، باری روی دوشت شده‌م. زندگی برای من خیلی سنگینه، اما برای تو خیلی سبک.

جمع‌بندی

تقریباً تمام بحث‌های وارد بر فیلم بار سبک هستی؛ به نحوه‌ی اقتباس و رابطه‌ی میان فیلم و کتاب باز می‌گردد. از همین رو می‌توان گفت نوع اقتباس، با ریسک بسیاری همراه بوده است که از این رو شاید به مذاق طرفداران کتاب خوش نیاید. اما از سوی دیگر، همین طرز انتقاد بیانگر کیفیت سینمایی فیلم نیز هست. فیلم کافمن، با نگاهی مستقل به مدیوم هنری خود، گاهی کتاب را فدای کیفیت سینمایی می‌کند که این با توجه به ساختار غیرسینمایی کتاب، قابل درک به نظر می‌رسد. فیلم کافمن با استفاده از روایتی عینی، جزء‌نگر و تصویرمحور، تمرکز بر لحظه، تن‌کامگی و نمودهای عینی عواطف انسانی، به چیستی عشق، به عنوان تنها نوش‌داروی بار تحمل‌ناپذیر هستی می‌پردازد. اینکه معنای خوشبختی شاید جز همین عشق نباشد. عشقی که دم گوش ما ایستاده یا خوابیده است. اینکه برای تحمل سنگینی بار هستی، باید رنج بزرگی را به دوش کشید که آن مداومت برای پایداری عشق است. 

بستن تبلیغ
خرید کتاب صوتی با کد تخفیف


اشتراک‌گذاری یادداشت
5 1 رای
امتیاز مطلب
guest

0 دیدگاه ها
جدیدترین
قدیمی ترین بیشترین رای
بازخورد داخلی
نمایش همه کامنت ها
یادداشت‌های مشابه

دانلود کتاب از اپلیکیشن طاقچه

نصب طاقچه