تفاوت کتاب‌های روانشناسی، موفقیت و انگیزشی

تفاوت کتاب‌های روانشناسی، موفقیت و انگیزشی

2019-11-25 10 نویسنده پریا نقی‌زاده
در 6 دقیقه بخوانید

خیلی وقت‌ها دست‌مان می‌رود که واژه‌ی «روانشناسی» را برای جستجوی کتاب تایپ کنیم. در این مواقع به دنبال چه چیزی هستیم؟ می‌خواهیم با خواندن آن کتاب چه چیزی به ما اضافه شود؟ آیا به دنبال افزایش دانش خود در زمینه‌ی علم روان‌شناسی هستیم؟ می‌خواهیم با خواندن آن چه اتفاقی در روان ما بیفتد؟ به دنبال چه نوع تغییری هستیم؟ پاسخ روشن به سؤالات بالا مهم‌ترین نکته در انتخاب بهترین کتاب روانشناسی است، اینکه بدانیم چون حال‌مان از چیزی در خودمان بد است سمت این کتاب های روانشناسی رفته‌ایم یا از سر کنجکاوی نسبت به رفتار آدمی. شاید هم می‌خواهیم چیزی را در خودمان تغییر دهیم یا به دنبال توصیه هستیم؟

دسته‌بندی دقیق از حجم گسترده‌ی کتاب‌هایی که در طبقه «روان‌شناسی» قرار می‌گیرد امری دشوار یا حتی غیرممکن است. این یادداشت می‌تواند کمک کند با دیدی بازتر میان کتاب های روانشناسی بهترین گزینه را انتخاب کنیم.

این یادداشت نکته‌های آموزشی مهمی دارد. پیشنهاد می‌کنیم از این یادداشت خلاصه‌ای برای خودتان تهیه کنید. اگر با روش‌های خلاصه‌نویسی آشنا نیستید، ممکن است یادداشت زیر به شما کمک کند:

به دنبال تغییر، توصیه، خوراک ذهنی و حال خوب

از آنجایی که کتاب‌های موفقیت طرفداران زیادی دارند، با این دسته شروع می‌کنیم. خیلی وقت‌ها کتاب‌هایی که در دسته موفقیت یا مدیریت قرار می‌گیرند هم‌معنی با روانشناسی در نظر گرفته می‌شوند. کتاب‌هایی که در دسته موفقیت هستند بیشتر بازتابی از نوعی تفکر شخصی یا شاید حتی کلیشه‌های جنسیتی و اجتماعی باشند. آشنا شدن با افکار دیگران زمانی به ما کمک می‌کند که خوراک ذهنی داشته باشیم و بتوانیم بخشی از مدت زمان زندگی خود را به تفکر بپردازیم. پس از این نظر چنین کتاب‌هایی می‌توانند گزینه‌هایی را پیش روی ما بگذارند، گزینه‌هایی که ممکن است واقعاً ما را به سمت موفقیت هدایت کنند.

چه خطری ما را تهدید می‌کند؟

خطر این کتاب‌ها این است که اگر شما باوری داشته باشید و کتاب هم تاییدی باشد بر باور شما، تغییری در زندگیتان ایجاد نمی‌شود و به همان راه قبلی می‌روید. در این صورت کتاب نه تنها شما را به چالش نمی‌کشد، که شما را تایید هم می‌کند. حالا اگر باور شما، باور نادرستی باشد، روند باطلی را ممکن است طی کنید. این کتاب‌ها می‌توانند برای مدتی حال خواننده را خوب کنند و احساسی از موفقیت را به فرد بدهند اما از آنجایی که این راه‌حل‌ها نسخه‌ای از پیش تجویز شده هستند، ممکن است در دنیای فردی خواننده ادغام نشوند، و به همین دلیل احساس موفقیت پایدار نخواهد بود.

مورد دوم این است که یادتان باشد که این کتاب‌ها را بر اساس تفکر انتقادی بخوانید. مثلاً در کتاب «دشمنان شما باعث رشد و پیشرفت شما هستند»، می‌توان فکر کرد که آیا همین دشمنان گاهی باعث نمی‌شوند که ما حال‌مان با زندگی خوب نباشد، احساس ناامیدی کنیم و دست از تلاش برداریم؟ دشمنان فقط باعث پیشرفت می‌شوند؟ حالا ما باید حال‌مان بدتر شود که «ای بابا! مردم با دشمنان پیشرفت می‌کنند و من پسرفت!» در این مواقع چه کار باید کرد؟ و اینکه اساساً دشمن یعنی چه؟ آیا من دلم می‌خواهد موانع را به عنوان «دشمن» ببینم؟

واژه دشمن آدمی را در موضع جنگ قرار می‌دهد. آیا من می‌خواهم زندگی خودم را با رویکردی جنگ‌طلبانه سپری کنم یا من مدل آدمی هستم که خیلی فکر نمی‌کنم مردم با من سر جنگ دارند و می‌خواهم دنیا را صلح‌طلبانه ببینم؟ تفکر انتقادی باعث می‌شود که ما با خواندن این دسته از کتاب‌ها حواس‌مان جمع باشد که اینطور نیست که نویسنده‌ای در گوشه‌ای از این دنیا می‌داند که ما چطور زندگی کنیم برایمان بهتر است.

آیا تا به حال برای شما پیش آمده با خواندن کتابی حس کنید دیگران دشمن شما هستند و از این فکر اذیت شوید؟ لطفا تجربه خودتان را با ما در میان بگذارید.

نویسنده این یادداشت، پریا نقی‌زاده یادداشت دیگری درباره فرزند‌پروری در دوران کرونا نوشته است. پیشنهاد می‌کنیم این یادداشت را با عنوان «نکاتی که درباره کرونا باید به کودکانمان بگوییم» را بخوانید.

کتابهای خودیاری، درمان یا مسکّن؟

هدف از انتخاب و خواندن این دسته از کتاب‌ها، بهبود حال بد‌مان است. یعنی نه مثل حالت قبل که حال‌مان خوب است و می‌خواهیم حفظش کنیم. در اینجا حال‌مان بد شده، نه آنقدر بد که درمان جدی‌تری لازم باشد، حال بدی که با خواندن یک کتاب «ممکن است» کم کم بهتر شود.

خود این کتاب‌ های روانشناسی را هم می‌توانیم به دو دسته علمی‌ و غیرعلمی تقسیم کنیم.

دسته‌ی علمی کتاب‌های خودیاری

در دسته علمی روش‌هایی پیشنهاد می‌شود که از راه آزمون، فرضیه‌سازی و پژوهش اثربخشی آن بررسی و تأیید شده است. برای نمونه می‌توان به کتاب «وسواس و درمان شناختی ـ رفتاری آن» نوشته جاناتان آبراموویتز اشاره کرد. در این کتاب فرد وسواسی می‌تواند با استفاده از راهنمای کتاب سعی کند حالات وسواسی خود را کم کند. نوجه کنید که کم می‌کند و به بهترین شکل درمان نمی‌کند.

این را باید گفت که وسواس اختلالی چسبنده است. به همین دلیل خیلی بعید نیست که پس از اثربخشی اولیه تمرینات کتاب، وسواس برگردد و شما را غافل‌گیر کند. ناامید نشوید. همیشه می‌توان از یک متخصص حوزه سلامت روان کمک گرفت. باید نکته‌ای مهم را در ذهن نگاه داشت: کتاب‌ها قرار نیست جای درمان تخصصی را بگیرند. خیلی عجیب است که فکر کنیم مثلاً با خواندن کتابی جامع از آناتومیِ قلب، ما جراح قلب می‌شویم، نه؟

شاید برای‌تان جالب باشد که بدانید در رویکردهای مختلف روان‌درمانی عامل اثربخش درمانی مشترک، رابطه مراجع-درمانگر است. به عبارتی، این نه خود محتوای گفتاری، تمرینات و توصیه‌های مطرح شده، بلکه رابطه‌ای انسانی با فردی ایمن است که خاصیت درمانی دارد. به زبان دیگر، کتاب‌های خودیاری حال بد ما را تا اندازه‌ای بهبود می‌بخشند اما الزاماً ماهیت درمانی ندارند.

در این زیردسته، همچنین مواردی از توصیه‌های تربیتی قرار می‌گیرد که اصول تربیتی مطرح شده در آن برگرفته از نظریات روان‌شناسی یا روان‌درمانی مختلف است. در انتخاب این دسته لازم است که به اعتبار نویسنده یا ناشر توجه کنید تا گرفتار توصیه‌هایی تربیتی نشوید که مثل دسته کتاب‌های قبلی بر اساس سلیقه و باورهای شخصی نوشته شده‌اند. از دسته کتاب‌های قابل اعتماد در این زمینه می‌توان به مورد زیر اشاره کرد: «مادر خوب، مادر بد»

دسته غیرعلمی کتاب‌های خودیاری

دسته غیرعلمی در این حالت به مواردی اشاره دارد که محتویات بیان شده در آن بر اساس آزمون فرضیه، بررسی آماری نشده است. با وجود این، برای خیلی از افراد روشی است که جواب می‌دهد. برای نمونه می‌توان از کتاب معروف «وضعیت آخر» یاد کرد که به «تحلیل روابط متقابل» می‌پردازد. این کتاب در روانشناسی آکادمیک جایی ندارد اما بررسی روابط متقابل که بخش بسیار کوچکی از الگوهای ارتباطیِ ممکن بین انسان‌ها را مطرح می‌کند، می‌تواند به واسطه‌ی آگاهی‌بخشی در حیطه‌ی روابط به افراد بسیاری کمک کند تا با شناسایی الگوهای تکراری و مخرب سعی در کاهش این الگوها داشته باشند.

پیشنهاد می‌کنیم اگر با تکنیک تحلیل رفتار متقابل آشنا نیستید، یادداشت «ساختن رابطه‌ای سالم با سه‌گانه تحلیل رفتار متقابل» را بخوانید. در این یادداشت مجموعه کتاب‌های تحلیل رفتار متقابل را به همراه معرفی این تکنیک آورده‌ایم.

کتابهایی برای افزایش دانش در زمینهی روانشناسی

در این دسته کتاب‌هایی قرار می‌گیرند که یا علمی هستند یا به تفکر انتقادی و فلسفه علم در روانشناسی می‌پردازند. خواندن کتاب های روانشناسی از این جنس، ذهن خواننده را با محتوایی آشنا می‌کند که در حوزه‌ی روان‌شناسی به آن پرداخته می‌شود.

برای نمونه کتاب «درخودماندگی و مشکلات ارتباطی» به معرفی اختلال طیف اوتیسم می‌پردازد و در آن راهنمایی برای والدین و معلمین در رابطه با نحوه‌ی تعامل با این افراد ارائه می‌شود. ذهنیت شما در مورد خواندن این  دسته از کتاب‌ها بسیار بسیار مهم است. شما با خواندن کتاب‌هایی این چنینی تبدیل به متخصص حوزه سلامت روان نمی‌شوید و نمی‌توانید مثلاً در مورد نیاز کودک اوتیستیک به دریافت یا عدم دریافت کمکِ تخصصی تصمیم‌گیری کنید.

برای نمونه باید گفت که اوتیسم اختلالی غیرقابل درمان است. ممکن است خواننده‌ای با خواندن این جمله با خودش فکر کند که «پس نمی‌خواد ببریمش پیش روانشناس یا روانپزشک»بله! درمان نمی‌شود اما در صورتی که از کمک‌های درمانی به موقع استفاده کنیم، کودک اوتیستیک نیز می‌تواند بسیاری از مهارت‌ها را در محدوده‌ی توانمندی خودش بهبود بخشد و زندگی بهتری داشته باشد. اگر با کسب دانش در حوزه‌ای علمی فکر کنیم که متخصص شده‌ایم، خود را در شرایطی قرار می‌دهیم که ممکن است برای اطرافیانی که قصد کمک به آنها را داریم، آسیب‌زا باشیم.

برای دانلود این کتاب روانشناسی از طریق دکمه دانلود کتاب می‌توانید اقدام کنید.

نکته آخر

اگر به کتاب های روانشناسی علاقه‌مند هستید و مطالب این حوزه را دنبال می‌کنید، فارغ از کتابی که در نهایت انتخاب می‌کنید، به یاد داشته باشید:

  • نظرات و عقاید شخصی نویسنده را با «روان‌شناسی» اشتباه نگیرید.
  • در خوانش مطالب روان‌شناسی (و البته به طور کلی در مورد هر مطلبی) تفکر انتقادی داشته باشید. در مورد روان‌شناسی به این دلیل بر تفکر انتقادی تأکید می‌کنیم که موضوعی نزدیک با زیست روانی روزمره ما و امری حساس است، موضوعی در مورد نحوه‌ی زندگی، احساس و فکر کردن ما است. خیلی حیف است قلم دفتر زندگی‌مان دست خودمان نباشد.
  • گاهی حال ما خوب نیست. شاید راه‌های زیادی برای خودمان خلق کرده باشیم که آبی بر آتش بد‌حالی‌مان باشد، مثل همین خواندن کتاب‌های خودیاری. اما گاهی این راه‌هایی که همیشه امتحان می‌کنیم، جواب نمی‌دهد و هیچ اشکالی ندارد اگر از یک متخصص برای حال خودمان کمک بگیریم.
  • با خواندن کتاب‌های روانشناسی نمی‌توانیم شهود و تجربه‌ی بالینی پیدا کنیم. مثل این است که حاضر باشید زیر تیغ جراحی بروید که آموزش‌هایش را بر اساس سریال «دکتر هاوس» دیده است. می‌روید؟ پس نه خودتان و نه دیگران را نبرید.

روش مناسب خودت را پیدا کن!

شاید بهترین راه انتخاب کتاب روانشناسی به یاد داشتن این چند نکته آخر است. اگر این موارد را در پس ذهن داشته باشید، به احتمال زیاد به مرور زمان قادر خواهید بود بهترین روش انتخاب کتاب های روانشناسی را که برای شما جواب می‌دهد، پیدا کنید.

نویسنده این یادداشت، پریا نقی‌زاده، درباره‌ی نکاتی که برای داشتن رابطه جنسی سالم باید بدانیم، یادداشتی نوشته است. پیشنهاد می‌کنیم این یادداشت را هم بخوانید. همچنین از شما خواهش می‌کنیم نظرتان را درباره این یادداشت با ما در میان بگذارید و از طریق گزینه‌های اشتراک‌گذاری، این یادداشت را با دوستانتان هم به اشتراک بگذارید.

عکس نویسنده
پریا نقی‌زاده
کارشناس ارشد روانشناسی بالینی

این یادداشت را پریا نقی‌زاده کارشناس ارشد روانشناسی بالینی نوشته است. پریا نقی‌زاده از سال ۹۳ حرفه‌ی روان‌درمانی را در زمینه‌ی بزرگسالان شروع کرده و از سال ۱۳۹۵ در زمینه‌ی کودکان فعالیت می‌کند.
(6,852 بازدید تا امروز)