نویسنده: مارسل پروست
مترجم: مهدی سحابی
انتشارات: نشر مرکز

مهدی سحابی از آن مترجمانی است که نامش روی جلد یک کتاب کافی است تا بدانیم با کاری جدی و حسابشده روبهرو هستیم. او در ۱۵ بهمن (و به گفتهی برخی منابع، ۱۴ بهمن) ۱۳۲۲ در قزوین به دنیا آمد؛ دوران کودکی آرامی داشت و بیشتر از بازی، محو دیدن و ساختن بود. بعدها با خانواده به تهران آمد و همان روحیهی کنجکاو در او ماند؛ روحیهای که باعث شد از نقاشی و مجسمهسازی تا نویسندگی و روزنامهنگاری را تجربه کند و در نهایت در ترجمه به کاملترین شکلش بروز یابد.
سحابی در سالهای جوانی میان تهران، ایتالیا و فرانسه رفتوآمد کرد و در همان دوره بود که به سه زبان فرانسوی، ایتالیایی و انگلیسی مسلط شد. این آشنایی عمیق با زبانها در کنار نگاه وسواسگونهاش، او را به مترجمی تبدیل کرد که بسیاری از خوانندگان جدی ادبیات به او اعتماد بیچونوچرا دارند. نقطهی اوج این مسیر، پروژهی یازدهسالهی ترجمهی رمان «در جستجوی زمان از دسترفته» مارسل پروست بود؛ کاری عظیم که برای همیشه نام او را در تاریخ ترجمهی فارسی ثبت کرد.
با این حال، کارنامهی سحابی بسیار گستردهتر از این است. او با ترجمههایی از سلین، کالوینو، فلوبر، استاندال و نویسندگان دیگر، چشمانداز تازهای پیش روی مخاطب فارسیزبان گذاشت؛ ترجمههایی که هنوز بهخاطر دقت، ریتم روان و وفاداریشان به متن اصلی ستایش میشوند.
مهدی سحابی در ۱۸ آبان ۱۳۸۸ در پاریس درگذشت و پیکرش در قطعهی هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد، اما دنیایی که ساخت از ترجمه تا هنرهای تجسمی، هنوز نفس میکشند. در این یادداشت از بلاگ طاقچه، سراغ تعدادی از ترجمههای مهم او میرویم؛ آثاری که بهتر از هر چیز دیگری میگویند چرا مهدی سحابی همچنان یکی از ستونهای اصلی ترجمهی ادبیات جدی در ایران است.

دربارهی «در جستجوی زمان از دست رفته» سالها گفته و نوشته شده، اما حقیقت ساده است: این رمان یکی از بلندترین و پیچیدهترین پروژههای ادبی جهان است و ترجمهی آن در هر زبانی کاری عظیم محسوب میشود. پروست در این رمان عظیم، زندگی راوی را از کودکی تا بزرگسالی دنبال میکند؛ اما نه با حادثههای بزرگ، بلکه با جزئیات ظریف. کتاب تقریبا زمانی آغاز میشود که راوی با چشیدن مزهی یک شیرینی ساده، ناگهان به خاطرات کودکی پرتاب میشود. این بازگشتهای ناگهانی در طول مجموعه ادامه پیدا میکنند و از دل آنها روابط خانوادگی، عاشقانهها، شکلگیری شخصیتها و تغییرات اجتماعی فرانسه آشکار میشود.
گرچه رمان سیر خطی ندارد، اما بهتدریج رابطهها، شخصیتها و موقعیتهایی ساخته میشود که پیگیریشان برای خواننده جذاب است. اتفاقها آنقدر آرام رخ میدهند که کتاب شبیه مشاهدهی زندگی از پشت شیشهای شفاف است. پایان مجموعه نیز بیشتر از آنکه غافلگیرکننده باشد، نوعی شناخت تدریجی و درونی است.
ترجمهی سحابی در این اثر جسارتی کمنظیر دارد. او جملات بلند پروست را کوتاه نکرد، بلکه ساختمان زبان فارسی را طوری کنار هم گذاشت که این کشآمدگی طبیعی و روان باشد. اگر سحابی نبود، احتمالاً پروست در فارسی خوانده نمیشد.

اگر پروست جهانی آرام و تأملی دارد، سلین در نقطهی مقابل میایستد؛ نویسندهای عصبی، تیز و بیپروا که زبان را همچون ضربهای ناگهانی بهکار میگیرد. «مرگ قسطی» دومین رمان مهم اوست. روایتی است از کودکی و نوجوانی فردینان، پسری که در خانوادهای گرفتار مشکلات مالی و اجتماعی بزرگ میشود. ما از خلال روایت یک پزشک خسته و بریده، پا به جهان کودکی و نوجوانیاش میگذاریم؛ جهانی که بیشتر از آنکه با نور و بازی و خیال ساخته شده باشد، با فقر، خشونت و تلاش برای زنده ماندن شکل گرفته است. سلین با نبوغی عجیب، آدمهای معمولی و گوشهنشین را به مرکز صحنه میآورد و نشان میدهد که چگونه انسانها آرامآرام فرسوده میشوند، نه با فجایع بزرگ، بلکه با هزاران فشار کوچک روزمره.
لحن سلین شکسته، عصبی و ضربآهنگدار است. سحابی با دقتی عجیب، این ضربآهنگ را حفظ و آن را به فارسی قابلخواندن تبدیل کرده است. ترجمهی او درست همان جایی نشسته که خواننده هم ریتم سلین را حس کند و هم از خواندن جا نماند.

در «سرخ و سیاه»، ژولین سورل، جوانی باهوش و بلندپرواز، تلاش میکند از طبقهی پایین جامعهی فرانسه به جایگاهی بالاتر برسد. ورود او به خانهای اشرافی، آشناییاش با شخصیتهایی تأثیرگذار و رابطههایی که میان عشق، وظیفه، جاهطلبی و ترس شکل میگیرند، بخش اصلی داستان را میسازند.
در این رمان، «سرخ» و «سیاه» نمادهایی هستند که میشود به ارتش و روحانیت، شور انقلابی و محافظهکاری، یا شور عشق و سردی عقل تعبیرشان کرد. خواننده، در مسیر زندگی ژولین، با طبقات مختلف جامعهی فرانسه و تضادهای آن آشنا میشود.
سحابی زبانی برای این رمان برگزیده که هم وقار قرن نوزدهم را دارد و هم روانی زبان امروز را. ترجمهی او باعث میشود نه حس کنیم با یک متن خیلی قدیمی سروکار داریم و نه آنقدر امروزی است که فضای اثر از بین برود. همین تعادل است که ترجمهی او را برجسته میکند.

«اما بوواری» زنی جوان است که بعد از ازدواج، با شور و شوق وارد زندگی تازه میشود، اما بهمرور در برابر یکنواختی زندگی شهرستانی و فاصلهی میان رؤیاهایش و واقعیت، دچار سرخوردگی میشود. روایت فلوبر با دقت و بیطرفی، زندگی، امیدها، اشتباهها و جستوجوی بیپایان او را دنبال میکند.
این رمان به اتهام نوشتن محتوای «غیراخلاقی» در سال ۱۸۵۷ به دادگاه کشیده شد. دادستانی امپراتوری فرانسه معتقد بود رمان وسوسهانگیز است و بیاخلاقی را زیبا جلوه میدهد. در نهایت فلوبر تبرئه شد و همین دادگاه رمان را مشهورتر کرد.
فلوبر به وسواس در انتخاب کلمات شهرت دارد و همین کار ترجمهی آثار او را دشوار میکند. سحابی در «مادام بوواری» نشان داده که چگونه میتوان آن دقت را به فارسی منتقل کرد.

این رمان کوتاه، داستان آشنایی و دوستی دو نوجوان در آلمان سالهای پیش از جنگ جهانی دوم است. یکی از خانوادهای یهودی میآید و دیگری از خانوادهای اشرافی و محافظهکار که فضای ضدیهودی زمانه بر آن سایه انداخته است. کتاب با لحنی نرم شروع میشود، سپس فضای سیاسی آرامآرام وارد پسزمینهی داستان میشود و رابطهی این دو دوست تحتتأثیر قرار میگیرد. داستان تا لحظهی آخر ساده جلو میرود، اما پایان آن تکاندهنده و بهیادماندنی است. سحابی در ترجمه این اثر بهخوبی سادگی و خلوص نثر اولمن را حفظ کرده است.
بخشی از کتاب صوتی دوست بازیافته را بشنوید.

دوست بازیافته
نویسنده: فرد اولمن
گوینده: مهدی صفری
انتشارات: آوانامه

باز هم سلین، اما سلینی که دیگر جوان نیست؛ سالها گذشته، جنگ تمام شده و آن تلخی عصیانی «مرگ قسطی» به هذیان شخصی سالخورده، زخمخورده و پر از پرشهای ذهنی تبدیل شده است. روایتی تکهتکه که میان اضطراب و سرگشتگی حرکت میکند. «قصر به قصر» روایتی از روزهای آوارگی سلین در واپسین ماههای جنگ جهانی دوم است؛ زمانی که همراه جمعی از فراریان حکومت ویشی به قصر زیگمارینگن در آلمان میرسند؛ جایی که بقایای یک حکومت شکستخورده در میان قحطی، ترس و آشوب جنگ هنوز سعی میکنند وانمود کنند همهچیز سر جایش است. سحابی در این ترجمه پرشها، جملههای نیمهتمام و ضربآهنگ تند سلین را به خوبی به مخاطب منتقل کرده است.

کتاب داستان جوانی به نام فردریک مورو است که با رؤیاهای بزرگ وارد پاریس میشود. او خیلی زود به مادام آرنو، زنی متأهل و دستنیافتنی دل میبازد. اما آنچه فلوبر روایت میکند صرفاً یک داستان عاشقانه نیست؛ رمان در پس زندگی فردریک، تصویری از فرانسهی قرن نوزدهم و سرخوردگی نسل جوان در سالهای انقلاب ۱۸۴۸ ارائه میدهد. گفته میشود فلوبر برای خلق این داستان از تجربهی واقعی عشق نوجوانی خودش به زنی به نام الیزا شلزینگر الهام گرفته است.
اگر مادام بوواری روایت شکست رؤیاهای رمانتیک یک زن در زندگی روزمره باشد، تربیت احساسات نگاه گستردهتری دارد و سرخوردگی یک نسل را به تصویر میکشد؛ به همین دلیل هم بسیاری از منتقدان آن را اثری پیچیدهتر و بلندپروازانهتر در کارنامهی فلوبر میدانند. سحابی ریتم آرام و نگاه تأملی فلوبر را با دقتی قابل احترام حفظ کرده است.

«مکتب دیکتاتورها» روایتی کنایهآمیز و جمعوجور است که سیلونه در آن سازوکار قدرت را در قالب داستانی نیمهنمایشی روایت میکند. ماجرا با سفر دو آمریکایی به اروپا آغاز میشود؛ کسانی که میخواهند بدانند چطور میتوان مردم را تحت تأثیر قرار داد و قدرت را در دست گرفت. آنها در زوریخ با مردی تبعیدی و تیزبین به نام توماس آشنا میشوند؛ شخصیتی که با خونسردی و طنزی تلخ، از پشتصحنهی رفتارهای مقتدرانه و شیوههای شکلگیری اطاعت جمعی پرده برمیدارد. کتاب مجموعهای از دیالوگهای توماس است که با زبانی گزنده، آیرونیک و تحلیلی، روشهای فریب مردم، استفاده از پروپاگاندا و مکانیسمهای بهقدرترسیدن فاشیستها و نازیها را برای این دو شاگرد مشتاق تشریح میکند.
سیلونه در این کتاب بهجای نوشتن یک متن جدی و خشک، یک «کمدی سیاه» از نبوغ و شرارت انسان خلق کرده است. «مکتب دیکتاتورها» با نثری دقیق و تحلیلی، به ما نشان میدهد که چطور تودهها فریفته میشوند و چطور ساختارهای استبدادی بر پایهی ضعفهای بشری بنا میگردند. روایتی که اگرچه در سالهای میانی قرن بیستم نوشته شده، اما هنوز هم مثل یک آیینهی شفاف، حقیقت قدرت را بازتاب میدهد.
حفظ طنز در ترجمه کاری دشوار است، اما سحابی توانسته لحن گزنده و رندانهی سیلونه را منتقل کند.

«همه میمیرند» یکی از رمانهای تأملبرانگیز سیمون دوبوار است؛ داستانی که از دل یک مهمانی شبانه آغاز میشود و به گفتوگویی عجیب با مردی میرسد که ادعا میکند قرنهاست زنده مانده است. از همین نقطه، روایت به گذشتههای دور بازمیگردد و زندگی طولانی و پرپیچوخم او را دنبال میکند؛ زندگیای که در آن جنگها، شهرها و نسلهای بسیاری میآیند و میروند، اما او همچنان باقی میماند.
دوبوار در این رمان، از خلال سرگذشت این شخصیت نامیرا، به سراغ پرسشهایی عمیق دربارهی زمان، معنا و سرنوشت انسان میرود. «همه میمیرند» داستانی آرام و تأملی است دربارهی اینکه زندگی انسان دقیقاً با چه چیزی معنا میگیرد؛ جاودانگی یا همین محدودیت و پایانپذیری. رمانی فلسفی اما خواندنی که در قالب یک داستان، تأملی ماندگار دربارهی زندگی و گذر زمان پیش روی خواننده میگذارد. سحابی در ترجمهی این کتاب جنبهی فلسفی متن را بیش از اندازه برجسته نکرده و در عین حال عمق فکری آن را حفظ کرده است.
بخشی از کتاب صوتی همه می میرند را بشنوید.

همه می میرند
نویسنده: سیمون دوبوار
گوینده: نگین کیانفر
انتشارات: نشر نو

این کتاب یکی از رمانهای کمترخواندهشده و درعینحال تند، تلخ و عمیق لویی فردینان سلین است؛ داستانی که در دوران جنگ جهانی اول در لندن میگذرد و زندگی ولگردها، سربازان ازجنگبرگشته و خلافکارها را در فضای تیره، کثیف و آشفتهای دنبال میکند که مخصوص زبان و جهانبینی سلین است. راوی، مردی زخمی و تبعیدی است که در میان آوارگی، فقر و خشونت، دنبال بقای روزمره و تکهای از معنا میگردد؛ و نثر خاص سلین (پرشدار، شکسته، آهنگین و پر از طنز سیاه) این فضای کابوسوار را به اوج میرساند. اگر مرگ قسطی او سقوط تدریجی انسان را نشان میداد، دسته دلقکها سقوط در جهانی بیرونیتر و بیرحمتر است؛ جهانی که شبیه یک سیرک تاریک است و آدمهایش مثل «دستهای دلقک» در تقدیری خشن و بیمعنا سرگردان هستند.
مهدی سحابی این اثر را نیز در کنار ترجمههای درخشانش از مرگ قسطی و دیگر آثار سلین به فارسی برگردانده و همان کاری را کرده که همیشه از او انتظار داریم: آفرینش متنی که هم تندی و آشفتگی نثر سلین را حفظ میکند و هم برای خوانندهی ایرانی ملموس و زنده است.
مهدی سحابی از معدود مترجمانی است که هر کتابی را که به فارسی ترجمه کرد به یک تجربهی تازه برای خوانندهی فارسیزبان تبدیل شده است. چه سراغ پروژهی عظیم در جستوجوی زمان از دسترفته پروست رفته باشد، چه با دقت وسواسگونهی فلوبر در مادام بوواری و تربیت احساسات کلنجار رفته باشد و چه جهان تاریک و هذیانی لویی فردینان سلین را به فارسی آورده باشد، همیشه یک کار ثابت انجام داده: خلق نوشتهای زنده، تمیز و هماهنگ با روح نویسنده. سحابی فقط یک مترجم نبود؛ نویسندهای بود که زبان فارسی را خوب میشناخت. او میدانست چطور پیچوخم نثر پروست یا ضرباهنگ عصبی سلین را به مخاطب منتقل کند. از رمانهای بزرگ قرن نوزدهم مثل سرخ و سیاه گرفته تا روایتهای مدرنتر، او توانست میان ادبیات جهان و خوانندهی فارسیزبان پلی بسازد. برای همین است که نام سحابی، حتی پیش از نام نویسنده، در ذهن بسیاری از ما معیار اعتماد به یک ترجمه است: هر جا اسمی از او روی کتابی باشد، میدانیم با خواندنش هم از دنیای یک نویسندهی بزرگ سر در میآوریم، هم از زیباییهای پنهان زبان فارسی.
طاقچه دریچهای است به دنیای کتابهای الکترونیکی و صوتی؛ جایی که با یک کلیک، به دنیایی از داستانها، دانش و تجربههای تازه قدم میگذارید. هر زمان و هرجا که بخواهید، میتوانید کتاب دلخواهتان را در فروشگاه کتاب طاقچه پیدا کنید و بیدرنگ مشغول خواندن شوید. لذت یک کتابخانهی همیشه در دسترس را با خرید کتاب در طاقچه تجربه کنید!
دانلود کتاب از اپلیکیشن طاقچه