نویسنده: هنریک ایبسن
مترجم: بهزاد قادری
انتشارات: نشر بیدگل
هنریک ایبسن (Henrik Johan Ibsen) نمایشنامهنویس نروژی قرن نوزدهم است. او خالق نمایشنامههای مهمی مانند «دشمن مردم»، «هدا گابلر»، «مرغابی وحشی»، «خانه عروسک» و «پر گنت» است. ایبسن به عنوان پدر تئاتر مدرن شناخته میشود، کسی که معیارهای درامنویسی و صحنهپردازی را دگرگون کرد. همین لقب نشاندهندهی میزان تاثیرگذاری او بر معاصران و نسلهای بعد از خودش است. در این یادداشت از بلاگ طاقچه، تلاش بر این است که پس از معرفی مختصری دربارهی ایبسن، با مهمترین نمایشنامههای او آشنایی پیدا کنیم و متوجه شویم چه ویژگیهای در آثارش باعث شده است که وی به عنوان نمایشنامهنویسی پیشتاز شناخته شود.
هنریک ایبسن در شین، یک شهر کوچک در جنوب نروژ، در سال ۱۸۲۸ به دنیا آمد. او دومین فرزند از خانوادهی شش نفرهشان بود. در کودکی، پدرش که بازرگان بود ورشکست شد و این اتفاق شروع تجربیات ایبسن از جمله فقر را رقم زد. از دیگر مواردی که بر آثار او تاثیر گذاشتند زندگی روستایی و آشنایی او با عناصر فرهنگی این شکل از زیست است. ایبسن در سال ۱۸۵۱ در تئاتر تازهتاسیسی در برگن مشغول به فعالیت شد، او در این سالها باید تحت فشار زمانی به نگارش نمایشنامههایش میپرداخت. در سن بیستویک سالگی، اولین نمایشنامهاش با نام «کاتلین» را نوشت. رفته رفته زندگی حرفهای او با محوریت رئالیسم و نمادگرایی در آثارش شکل گرفت. نمایشنامههای ایبسن نسبتی با جهان بورژوازی دارند و این موضوع در آثار او به اشکال مختلفی قابل تفسیر است. در آثار ایبسن، مخاطب در نهایت به شناخت گناهها و خطاهای بزرگ میرسد. بورژوازی قصد دارد آثار گناه را بزداید یا آن را پنهان کند. ایبسن با سرسختی با این عوامل مبارزه میکند و نشان میدهد که چطور آمال طبیعی انسان از دست رفته است و چه ظلمهایی به انسان شده است.
هنریک ایبسن نمایشنامهنویسی پر کار محسوب میشود، او از سال ۱۸۵۰ تا ۱۸۹۹ بیستوپنج نمایشنامه نوشت.
ایبسن بارها تاکید کرده بود که کل آثارش با هم یک دستگاه مرتبط از نظر درونمایه میسازد و از این رو است که خواندن تمامی آثار او برای شناخت و فهمیدن او لازم است. ایبسن به عنوان یک نویسنده روش جدلی با خودش دارد و آثارش را نسبت با یکدیگر پرسش و پاسخی دارند.
او در سال ۱۹۰۶ بر اثر بیماری در کشوری که در آن متولد شده بود، درگذشت.
هنریک ایبسن، نمایشنامهنویس بزرگ نروژی، بهعنوان یکی از ستونهای اصلی تئاتر مدرن شناخته میشود. آثار او با پرداختن به مسائل اجتماعی، روانشناختی و اخلاقی، راه تازهای در ادبیات نمایشی گشودند. در ادامه به معرفی بهترین آثار و تأثیرگذارترین نمایشنامههای ایبسن میپردازیم که هنوز هم بر صحنههای جهان زنده و پررنگ هستند.
خانه عروسک (A Doll’s House)، داستان زنی به نام نورا است که برای نجات شوهرش از بیماری، تبعات سنگینی را به دوش میکشد.
این نمایشنامه در ۱۸۷۹ منتشر شد و با تیراژ ۸۰۰۰ نسخه بیشترین تعداد در چاپ اول آثار ایبسن تا آن زمان بود. در ادامه نیز چند بار دیگر چاپ شد و تعداد فروش آن برای نمایشنامهای اسکاندیناوی بیسابقه بود.
ایبسن پیش از نوشتن خانه عروسک، یادداشتهایی برای یک تراژدی مدرن مینویسد و این نکته را گوشزد میکند که
درک و فهم زنان توسط یک جهان مردانه انجام میشود و این موضوع باعث میشود که در یک جهان مدرن زن نتواند خودش باشد؛ زیرا این جامعه از اساس مردانه است. نورا به عنوان شخصیت اصلی خانه عروسک، ویژگیهای زنی که ایبسن تصویر میکند را دارد. او علیه قید و بندهای اجتماعی قیام میکند و ازدواج را به چالش میکشد.
این اثر از سوی جامعه زنان مورد استقبال قرار گرفت. از نظر بسیاری از افراد نمایشنامهای در دفاع از حقوق زنان شناخته میشود اما شاید بتوان یک قدم به عقب رفت و خانه عروسک را نمایشنامهای دانست که از شناخت انسان حرف میزند؛ هر فرد نیاز دارد که کشف کند کیست و میخواهد به چه برسد.
انقلاب در روح و درون افراد است که حاصل میشود. نورا نیز به این مرحله دست یافته است که قدرت ایجاد تغییر را در درون خود احساس کند و سپس به شروع راه تازه در زندگیاش اقدام کند.
بخشی از کتاب صوتی عروسک خانه را بشنوید.
عروسک خانه
نویسنده: هنریک ایبسن
گوینده: جمعی از گویندگان
انتشارات: آوانامه
قصهی دشمن مردم (An Enemy of the People) دربارهی فاضلاب شهری در نروژ است که آب حمامهای معروف را آلوده کرده است. دکتری صادق اصرار دارد خبر را به گوش مردم برساند اما منافع کسانی با باخبر شدن مردم به خطر میافتد.
این نمایشنامه در سال ۱۸۸۲ نوشته است و عدهای از منتقدان معتقدند که ایبسن، دشمن مردم را در پاسخ به اعتراضات نسبت به نمایشنامهی اشباح نوشته است.
سبک نگارش دشمن مردم با دیگر آثار ایبسن متفاوت است و ظرافتهای رئالیستی دیگر آثار او را ندارد. این اثر از یک لحاظ دیگر نیز از دیگر آثار ایبسن تفکیک پیدا میکند: ارجاع و اقتباس از آثار فلسفی، مذهبی و سیاسی زمان خود مانند نوشتههای سقراط، افلاطون، مسیح به روایت لوقا و توماس هابز.
ایبسن از نمادهایی مانند ریشهی نامها استفاده میکند. برای مثال ریشهی نام پیتر از واژهای یونانی به معنی سنگ میآید که به قدرت مطلقی که پیتر استوکمان دارد اشاره میکند. پیتر استوکمان رئیس شورای شهر و همان کسی است که مانع افشای حقیقت آلوده بودن آب میشود. نماد دیگری که ایبسن از آن استفاده میکند، آب است. آب و آلودگی آن از مسائل اصلی این نمایشنامه است و از طرف دیگر یکی از مهمترین نمادهای مسیحیت است.
این اثر واکاوی ذهن انسانهایی است که به مدرنیته وارد شدهاند اما مفاهیم آن را به درستی درک نکردهاند و در جای درستی نسبت به آن قرار نمیگیرند.
بخشی از کتاب صوتی دشمن مردم را بشنوید.
دشمن مردم
نویسنده: هنریک ایبسن
گوینده: جمعی از گویندگان
انتشارات: آوانامه
این نمایشنامه دربارهی زنی به نام هدا گابلر (Hedda Gabler) است که به تازگی ازدواج کرده است و با این حقیقت روبهرو میشود که شاید ازدواج با روح بلندپرواز او در تضاد است. همچنین دیدار دوبارهی عشق قدیمیاش نیز به این موضوع دامن میزند.
هدا گابلر در سال ۱۸۹۰ منتشر شد. گابلر نام خانوادگی این شخصیت است و پس از ازدواج نامخانوادگی او به تِسمن تغییر کرد اما ایبسن نام دوشیزگی او را برای عنوان نمایشنامه انتخاب میکند تا بر این موضوع تاکید کند که هدا بیشتر باید به عنوان دختر پدرش شناخته شود تا به عنوان همسر شوهرش.
کل اثر مانند حفاری چاهی عمیق برای فهم دلایل بیرونی رفتار هدا است که شاید بتوان گفت او در بند فضاهای فکری، اجتماعی و عاطفی اطرافش است. هدا به دنبال معنای شخصی در جامعهای میگردد که آزادی بیان را از او سلب کرده است.
در زمان نگارش این نمایشنامه توسط ایبسن، اصطلاح «زن جدید» برای توصیف زنانی بهکار میرود که در تلاشاند محدودیتهای تحمیلی جامعه بر خود را کنار بزنند. در حالی که زن جدید به دنبال شکوفایی فردی، آزادی، برابری با مردان و درک واقعی از تمایلاتش بود، زن قدیمی به ازخودگذشتگی، وظیفهی زن در قبال شوهر و هدف غایی فرزندآوری اعتقاد داشت. هدا نمونهای بارز از یک «زن جدید» است که در نهایت رضایت دلخواهش را با تجربهی آزادی پیدا نمیکند. این بدان معنا نیست که ایبسن قصد نقد «زن جدید» را داشته است بلکه برعکس، او در حال نقد مقاومتی است که در برابر این جنبش وجود دارد.
مرغابی وحشی (The Wild Duck) داستان خانوادهای است که قبل از آشکار شدن رازهایشان، زندگی آرامی دارند. تلاش برای آشکار کردن حقیقت باعث ایجاد بحران و شکنندگی شخصیتها میشود. وجود همزمان یک مرغابی وحشی در زیرزمین خانه، نمادی بر آنچه است که در این خانواده میگذرد و آرزوهای از دست رفته را نشان میدهد.
صحنههای آغازین نمایشنامه به ساختار فضای اجتماعی، چه از نظر طبقه اجتماعی و چه از نظر نسب خانوادگی، میپردازند. نمایشنامه از یک فضای غیرعادی شروع میشود. دو خدمتکار در بیرون از یک مهمانی شام که مهمانان ممتاز در اتاق کناری هستند، ظاهر میشوند. اتاق مطالعه به عنوان یک فضای واسط یا آستانه برای برخوردهای بین طبقات (یعنی بین خدمتکاران و سرخدمتکاران) و همچنین بین خاندانها (یعنی خاندان ورله و اکدال) عمل میکند.
این نمایشنامه که اولین بار در در سال ۱۸۸۴ اجرا شد، بیش از آثار دیگر ایبسن از زیست کودکی و تاثیرات خانوادگیاش بهره برده است. درست است که ایبسن به استفاده از نماد و نمادگرایی معروف است اما در مرغابی وحشی این مسئله به اوج خودش میرسد. وجه تمایز ایبسن با دیگر نمادگرایان همدههی خود در این است که او نمادهایش را به گونهای به واقعیت پیوند میزند. نمادها تنها اشارهای به چیزی دور از دسترس نیستند، بلکه به گونهای انتخاب شدهاند که با داستان و جزئیات آن همخوانی داشته باشند.
پر گنت (Peer Gynt) جوانی روستایی است که به واسطهی خیالپردازیهای زیاد ارتباطش را با واقعیت از دست میدهد و به سمتی میرود که فاجعههای زیادی را به بار میآورد. اما در نهایت به مسیر واقعیت باز میگردد و به کمک عشق قدیمی راهش را پیدا میکند.
این نمایشنامه در سال ۱۸۶۷ نوشته شده است و از آثار منثور ایبسن است. اثر به خوبی وقایع و پدیدههای نروژ در قرن نوزدهم را نشان میدهد. جامعهی نروژ در قرن نوزدهم در جریان تکامل تاریخی خود قرار دارد و پر گنت به عنوان یک جوان روستایی، زوال ارزشهای نروژ باستان و تغییر اوضاع را میبیند.
پر گنت، تنها یک ماجراجویی نیست؛ بلکه شعری در مورد فرهنگ، طبیعت و یک افسانه مردمی مشهور نروژی است. این شعر دراماتیک به واقعیت میاندیشد و همچنین یک داستان پریان با موجودات عرفانی را روایت میکند، در حالی که شخصیت اصلی دائما با یک چالش سنگین مواجه است. نکته اصلی این داستان نه پریان است و نه یک دیدگاه خاص نروژی. بلکه چیزی واقعی و جهانی است که هر کسی، فارغ از اینکه اهل کدام کشور است، آن را درک میکند: این نمایشنامه در مورد خود فرد است. ایبسن در این اثر به خوبی سوالاتی را دربارهی خود و جستوجو برای شناخت خود از دل دشواریها، مطرح میکند.
ایده مرکزی و محوری، ایدهای است که در تمام اثر یک نویسنده پیریزی شود و در تمام جزئیات ردی از آن پیدا شود. وقتی یک نویسنده، توانایی شبکهبندی کردن یک ایدهی کلی را در جزئیات دارد میتوان گفت که به هدف خود دست یافته است. هنریک ایبسن یکی از نویسندههایی است که در قالب نمایشنامه به خوبی از پس این مهم برمیآید. نکتهی قابل توجه دربارهی او این است که نه تنها در هر اثر به صورت مجزا توانایی بسط و به حاصل رساندن ایدههایش را دارد بلکه آثارش مانند اجزای یک کل به هم ربط پیدا میکنند و به هم مربوط میشوند.
در هیاهوی دنیا امروز، دسترسی آسان به کتابها فرصتی گرانبهاست. طاقچه این امکان را برای شما فراهم کرده تا در هر لحظه و هر کجا که هستید، به دنیای بیپایان داستانها و دانش سر بزنید. کافی است سری به سایت خرید کتاب بزنید، کتاب موردنظرتان را پیدا کرده و بیدرنگ مطالعه را آغاز کنید. طاقچه، کتابخانهای همیشه همراه، درست در جیب شما!
دانلود کتاب از اپلیکیشن طاقچه