معرفی کتاب هایی درباره تنهایی

معرفی کتاب هایی درباره تنهایی

2021-02-16 0 نویسنده بنوشه فرهت
در 6 دقیقه بخوانید

نحوه برخورد با مسائل مختلف اهمیت بسیاری در زندگی آدمی دارد چراکه همین لحظه مواجهه است که روند ادامه‌دار آن را رقم می‌زند. این موضوع در برخی مسائل که جنبه روانی پررنگ‌تری دارند اهمیتی به‌مراتب بیشتر می‌یابد. «تنهایی» یکی از همین امور است. اتفاقی که خودخواسته و یا اجتناب‌ناپذیر برایمان رخ می‌دهد و ما را در مواجهه با دنیایی متفاوت و جنبه‌هایی دیگر از وجود خود قرار می‌دهد. میدان مبارزه‌ای که مبارز با خودش و دنیای درونش و سوال‌های بی‌شماری سروکار پیدا می‌کند. این اتفاق اگر با تجربه و آموزش همراه باشد می‌تواند موثر واقع شود. تنهایی به‌خودی‌خود امر بدی نیست. کافی است بدانیم چرا به آن دچار شده‌ایم و در روند آن چه کارهایی می‌توانیم و باید انجام دهیم. اگر این آگاهی‌ها را داشته باشیم همین امر نه‌چندان خوشایند می‌تواند شروع اتفاق‌هایی تازه در زندگی ما باشد. در این یادداشت به معرفی کتاب هایی می‌پردازیم که به‌نوعی درباره تنهایی و مواجهه با آن هستند. خواندن این کتاب‌ها دریچه‌هایی نو را برای ما گشوده و کمک می‌کنند تا نگاهی نو به دنیای پیرامون خویش و اتفاق‌هایش داشته باشیم.

سوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش


داشتن سوال بی‌جواب از کشنده‌ترین حالات انسانی است. اینکه اتفاقی بیفتد و تو جزئی از آن اتفاق باشی اما دلیل این رخداد و واقعه را ندانی هیچ خوشایند نیست. حال اگر این اتفاق از نوع رهاشدگی و طرد شدن باشد حسی کشنده تمام وجود تو را در برمی‌گیرد. همین موضوع بن‌مایه کتابی با نام طولانی «سوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش» است. نویسنده شهیر «هاروکی موراکامی» دست به نگارش این کتاب زد و در آن تلاش کرد در پس ماجرایی که نقل می‌کند به تردیدها و گرفتاری‌های انسان مدرن که گاه حتی در تنهایی خود اسیرشده،‌ بپردازد.

او که نویسنده‌ای از شرق اما آشنا برای تمام جهانیان است و قلمش طرفداران زیادی دارد این کتاب را در ژاپن منتشر کرد و در زمانی اندک توانست آمار فروش بالایی را کسب کند. قهران داستان موراکامی در پی یافتن جواب سوال خود رهسپار دنیای درونی خویش می‌شود. او که از سوی دوستانش به دلایلی نامعلوم طردشده در پی یافتن دلیل این اتفاق به مواجهه‌ای با خویشتن خویش می‌رسد. داستانی که از زندگی، دوستی و دل‌شکستگی می‌گوید در حقیقت با کندوکاوی عمیق در ذات فرد پاسخ آن سوال اصلی و سردرگمی ناشی از آن را نه در دنیای فیزیکی و مدرنی که در آن زندگی می‌کنیم که در درون آدمی می‌یابد.

پیشنهاد می‌کنیم یادداشت‌های «معرفی کتاب‌هایی درباره افسردگی» و « چگونه شاد باشیم؟» را هم بخوانید.

دوستش داشتم


وقتی ماجرایی در زندگی رخ می‌دهد و ناخودآگاه در آن گرفتار می‌شویم سوال‌های بی‌شماری در ذهن ما نقش می‌بندند. بسیار پیش‌آمده که چنین احوالی را تجربه کرده‌ایم. به‌مرور که از ماجرا می‌گذرد،‌ چه جواب برخی سوال‌ها را یافته باشیم یا خیر، سوال‌های جدید و پیچیده‌تری به سراغ ما می‌آیند. این اتفاق وقتی سخت‌تر و هضم آن زمانی دشوارتر می‌شود که آن ماجرا را شخص دیگری رقم‌زده باشد و ما در دایره تاثیر آن واقع‌شده باشیم. هرچه آن فرد به ما نزدیک‌تر و حس ما نسبت به او صمیمی‌تر و خودی‌تر باشد سوال‌های پیش‌آمده عمیق‌تر و بهت و شوکی که ما را در برمی‌گیرد عظیم‌تر است.

«آنا گاوالدا» در کتاب «دوستش داشتم» به موضوعی پرداخته که در همین حیطه می‌گنجد. شاید ماجرای رفتن مرد خانواده و ترک کردن همسر و فرزندانش موضوعی باشد که پیش‌ازاین هم از آن شنیده‌ایم اما نحوه پرداختن به ماجرا، ‌دیدن ابعاد گوناگون و شخصیت‌های درگیر در آن و بیان احساساتی که در گذر از این اتفاق درک و لمس می‌شوند روندی است که نویسنده به‌خوبی از پس انجام آن برآمده است. نویسنده به‌خوبی طرف‌های درگیر در موضوع را دیده و به این اتفاق از جنبه‌های مختلف و از چشم هر فرد نگریسته و می‌توان گفت در انتقال احوال و احساسات به‌شدت موفق عمل کرده است.

دیگر تنها نیستی


نوشتن از تنهایی و حواشی آن‌چنان جذاب است که نویسندگان بسیاری را به پرداختن به آن وسوسه کرده است. گرچه موضوع یکی است اما نوع نگاه افراد به آن و چگونگی تصویر ماجرا از هر دیدگاهی متفاوت است و همین امر باعث شده تا در صورت پرداختن مناسب این موضوع هیچگاه تکراری به نظر نرسد.

اگرچه «استفانو بنی» نویسنده کتاب از طنزپردازان شهیر ایتالیا است اما در این کتاب ما با آن حد از طنز روبه‌رو نیستیم. البته در تمامی داستان‌ها رگه‌هایی از طنز و نگاهی طنازانه به چشم می‌خورد و این طنز بیشتر در نوع نگاه او به موضوعاتی است که برگزیده. جایی در وصف نوع نگاه او به این موضوع و نحوه پردازشش گفته‌شده «استفانو بنی با تنهایی‌های آدم‌ها جهانی خلق می‌کند و به خواننده خود می‌گوید: این دنیا را ببین. آن‌طور که فکر می‌کردی تنها‌ترین تنهای روی زمین نیستی. آدم‌های این داستان‌ها را ببین. حالا دیگر تنها نیستی» و این را می‌توان رسالت نویسنده دانست. نمایش آنچه در حقیقت و درواقع وجود دارد، کنار زدن پرده‌ها و عیان ساختن واقعیت و هشیار ساختن مردم نسبت به آنچه هست و نیست و «بنی» در این کتاب از پس چنین وظیفه‌ای به‌خوبی برآمده است. این کتاب را محمدرضا میرزایی ترجمه و انتشارات حرفه هنرمند منتشر کرده است.

وحشی


تنهایی همیشه در کنج عزلت و در خانه و اتاق خودمان رخ نمی‌دهد. گاه پا در راه می‌گذاریم تا تنهایی را بچشیم؛ یک تنهایی توام با آرامش و سکون ذهن. عبور از مسیرهای مختلف انسان را به درک والایی از زندگی و شناخت بیشتر قابلیت‌های خویش می‌رساند. اتفاق‌هایی که دست در دست هم داده و آرامشی عمیق را برای ما به ارمغان می‌آورند. گذر از اتفاق‌های غیرمنتظره ما را صبورتر می‌کنند.

«شرل استرید» نویسنده کتاب «وحشی – از گم‌شده تا پیداشده در مسیر پاسیفیک کرست» در پی مرگ مادر پا در راه سفری طولانی نهاد. او که تنها ۲۲ سال داشت با پای پیاده و به‌تنهایی در طول هزاران مایل از کالیفرنیا تا اورگان و ایالت واشنگتن را طی کرد. او گذر از فراق و غم جدایی را در عبور از این مسیر و کنار آمدن با موضوعی چنین دشوار را با گذشتن از جاده‌ها و مسیرهای پیش رو همسو کرد و با این کار خود را از فروپاشی ناشی از حجم اندوه و غمی که او را فراگرفته بود نجات داد. او در این کتاب از شروع ماجرا و تصمیم خود به انجام چنین سفری می‌گوید، دلایل این تصمیم را برای ما شرح می‌دهد و در ادامه به‌تدریج به شرح وقایع سفر و احوالات درونی خود در طی این دوران می‌پردازد. بیان ساده و بی‌پرده ماجراها سبب جذب خوانندگان شد. این کتاب برای هفت هفته در صدر فهرست نیویورک‌تایمز قرار داشت و برای ۱۲۶ هفته متوالی نیز در فهرست پرفروش‌های آن قرارگرفته بود.

فلسفه تنهایی


نگاه دقیق به‌تنهایی جنبه‌های دیگری از این اتفاق را برای ما باز می‌کند. اینکه تنهایی همیشه بد و تلخ و بی‌نتیجه نیست. این نوع نگاه ما به ماجراست که می‌تواند جنبه‌هایی مثبت را هم برایمان باز کند و چه مفاهیم عظیمی که از تنهایی و تنها بودن استخراج نمی‌شود. تنهایی ما را در مواجهه راستین با خود و جهان قرار می‌دهد و سوال‌هایی را به ذهن متبادر می‌کند که گاه حتی ذره‌ای به آنها نیندیشیده‌ایم.

برخی سوال‌ها اگر بی‌جواب بمانند هم در مسیر زندگی آدمی تاثیرگذارند و حتی گاه آن را تغییر می‌دهند. تنهایی نه‌تنها ما را با این سوالات مواجه می‌کند که فرصتی را در اختیارمان قرار می‌دهد تا کمی بیندیشیم و شاید جوابی برای یکی از آنها بیابیم. کتاب «فلسفه تنهایی» ازجمله نوشتارهایی است که دریچه‌هایی نو را در این زمینه به روی ما می‌گشاید. «لارنس اسوندسن» نویسنده کتاب تلاش کرده تا در پی بیان مفاهیمی از این موضوع ما را به درک ارتباط وسیع آن با دیگر موضوعات زندگی‌مان برساند. او ما را به اندیشیدن در باب این مفاهیم دعوت کرده و تلاش می‌کند با باز کردن باب تفکر پیرامون چنین مسائلی پلی به‌سوی دیگر مفاهیم والای زندگی پیش روی ما بسازد. مطالب کتاب سخت و پیچیده نیستند و شاید بد نباشد خواندنش را امتحان کنیم.

تنهایی


انتخاب تنهایی با خود ماست. زمان و مکان خاصی نمی‌شناسد و تنها عامل موثر در آن حال دل ما و انتخابی است که در آن لحظه داریم. بی‌شک برای بسیاری از ما پیش‌آمده که در کنجی خلوت و بی‌حضور اغیار تنهایی را تجربه کنیم اما در جمع چطور؟ تابه‌حال امتحانش کرده‌اید؟ این نوع تنهایی جنس دیگری دارد. درعین‌حالی که در میانه جمعیت و درواقع حاضر در شلوغی هستیم نوعی خلوت درونی را به کام می‌کشیم؛ شیرین و لذت‌بخش. داستانی که «آزاده زارع» در کتاب «تنهایی» برای ما می‌گوید از همین جنس تنهایی است. دختر جوانی در پی یک بمباران عظیم به همراه تعدادی دیگر از مردم به‌جایی پناه می‌برند. بی‌خبر ازآنچه برای اطرافیانشان رخ‌داده است.

میان جمعی غریبه که هیچ آنها را نمی‌شناسد به دنیای درون و گذشته و خاطراتش سرک می‌کشد و تصمیم به نوشتن می‌گیرد. نوشتن آنچه تابه‌حال از سر گذرانده و آنچه تجربه کرده است. خاطراتی که در چنین اوقاتی به ذهن بازمی‌گردند معمولا درآمیخته با صادقانه‌ترین احساسات آدمی هستند. همان‌ها که دوستش داری،‌ در حسرت از دست دادنش هستی و یا امیدی به پدید آمدنش بسته‌ای. دختر در این تنهاییِ رخ‌داده از همه اینها می‌نویسد. از عشق، تجربه‌های زندگی، روزگاری که از سر گذرانیده و هر آنچه ذهن او را دستخوش احوالی کرده است. اگر اهل خواندن رمان‌های ایرانی هستید، کتاب تنهایی پیشنهادی برای شماست.

(132 بازدید تا امروز)