چرا باید کتاب‌های پائولو کوئلیو ؛ کیمیاگر قصه‌ها را بخوانیم؟

چرا باید کتاب‌های پائولو کوئلیو ؛ کیمیاگر قصه‌ها را بخوانیم؟

2020-10-10 0 نویسنده صدف کاظمی
در 4 دقیقه بخوانید

پائولو کوئلیو نامی است که بسیاری از ما با شنیدنش به یاد کیمیاگر می‌افتیم. همان کیمیاگری که بعدها محسن نامجو لذت شنیدنش را به ما هدیه کرد. همان نامی که در بسیاری از مجامع و جمع‌های کتاب‌خوانی می‌درخشد. البته برای کتابی که به بیش از هفتاد زبان ترجمه شده و در صدوپنجاه کشور، خواننده دارد، عجیب نیست. باید دید صاحب این قلم کیست که توانسته است اینگونه در تمام دنیا، دوستانی برای خودش پیدا کند؟

زندگی شخصی؛ گستره‌ای از تجربیات خاص و دردآور

پائولو کوئلیو در ۲۴ اوت سال ۱۹۴۷ در ریودوژانیرو، برزیل به دنیا آمد. سالروز تولد او البته همزمان با تولد بت برزگش در ادبیات، خورخه لوئیس بورخس بود. او در خانواده‌ای به دنیا آمد که به شدت به درس اهمیت می‌دادند. همین شد که او را در یکی از کالج‌های سخت‌گیر به نام کالج ژزوئیت‌ها ثبت‌نام کردند. مادر مذهبی و پدر مهندس پائولو می‌خواستند پسرشان وکیل شود اما او رویای نویسنده شدن را در سر می‌پروراند. در آن کالج سخت‌گیر او نظم و انضباط را یاد گرفت اما ایمانش را از دست داد. اما در پی کسب تجربیات معنوی بود. همین‌ها به علاوه‌ی ذهن پرسشگرش باعث شد  تا به جنبش‌های هیپی‌گری بپیوندد، مواد مخدر را امتحان کند، در فرقه‌های مختلف عضو شود و تمام آمریکای لاتین را بگردد تا چیزی را که می‌خواست، یعنی جادو را، پیدا کند. علاوه بر این، پدر و مادر همیشه نگرانش از اینکه پسرشان می‌خواست نویسنده شود عصبانی بودند. آن‌ها به همین دلیل او را سه‌بار در بیمارستان روانی بستری کردند و تا زمانی که روانپزشکی تایید کرد او نیازی به بستری شدن ندارد، از کارشان دست نکشیدند. البته فرار کردن‌های هرباره‌ی او هم بی‌تاثیر نبود.

رنجی فراموش نشدنی

پائولو کوئلیو مدتی را به عنوان یک ترانه‌سرا کار کرد. البته این ترانه‌ها بعدا برایش دردسرساز شدند. او و همسرش را به خاطر ترانه‌هایش، که فکر می‌کردند با سازمان‌های چریکی مرتبط است دستگیر کردند. او یک هفته در زندان بود و شکنجه شد. یکی از روزها وقتی به توالت رفته بود، صدای همسرش را می‌شنود که در توالت بغل بوده. او می‌گوید: «اگر تو پائولو هستی با من حرف بزن.» اما پائولو که به شدت ترسیده بود، واکنشی نشان نمی‌دهد. بعد از این ماجرای دردناک، همسرش موقع آزادی از از می‌خواهد که دیگر اسمش را هم نبرد. پائولو کوئلیو همیشه از او با نام همسر بدون نام من یاد می‌کند.

زندگی حال حاضر

پائولو کوئلیو و همسرش کریستینا اویتیسیکا حالا بنیاد خودشان را اداره می‌کنند. این بنیاد اهداف مختلفی مانند کمک به نیازمندان و حمایت و تعالی فرهنگی برزیل را دنبال می‌کند. کریستینا نقاش است. آن‌ها سال‌هاست که در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند و باهم سفر می‌کنند. سفرشان به بازداشتگاه داخائو در آلمان، باعث شد تا پائولو دوباره ایمانش را به دست بیاورد و سفری هفتصد کیلومتری در جاده‌ی سن‌ژاک دِ کمپوستل برود. همان مسیری که زائران قرون وسطی طی می‌کردند.

معرفی کتاب های پرفروش پائولو کوئلیو

پائولو کوئلیو نویسنده شدن را رویای خودش می‌داند. او زمانی که به عنوان یک ترانه‌سرا کار می‌کرد ثروت بسیاری داشت اما یک روز دوباره رویایش را به یاد آورد و از شغل پردرآمدش خداحافظی کرد تا بنویسد. حالا او یکی از مشهورترین نویسنده‌های دنیا است و تجربیات بی‌شمارش هم در جذاب و تاثیرگذار بودن قلمش بی‌تاثیر نبوده‌اند. در این یادداشت بعضی از کتاب‌های پائولو کوئلیو را مرور می‌کنیم

کیمیاگر


کیمیاگر کتابی است که پائولو کوئلیو با نوشتن آن در تمام دنیا تبدیل به چهر‌ه‌ای شناخته شده شد. کوئلیو برای نوشتن رمان‌هایش از تمات تجربیات و آموخته‌هایش استفاده می‌کند و واقعا از جان و دل مایه می‌گذارد. مثلا همین که برای نوشتن کیمیاگر، یازده سال را صرف یادگرفتن کیمیاگری کرده است، یک گواه‌ بر این حرف است. کیمیاگر داستان چوپان اسپانیایی جوانی به نام سانتیاگو است که زادگاهش را در اندلس ترک می‌کند و به شمال آفریقا می‌رود تا گنجی مدفون را در حوالی اهرام مصر پیدا کند. در این راه با زنی کولی، مردی که خودش را پادشاه می‌داند و یک کیمیاگر آشنا می‌شود. دل به عشق فاطمه، دختر صحرا می‌بازد و هرکدام از این رویدادها و هر کدام از این افراد، نشانه‌ای به سانتیاگو برای رسیدن به گنجش می‌دهند. نشانه‌ها در این کتاب، و تمام زندگی پائولو کوئلیو به چشم می‌خورند و او هم می‌خواهد همین پیام را به دنیا بدهد. نشانه‌ها را دنبال کنید تا به رویای شخصی‌تان برسید.

سه‌گانه‌ی یک هفته‌ای


ورونیکا تصمیم می‌گیرد بمیرد، شیطان و دوشیزه پریم و کنار رودخانه‌ی پیدرا نشستم و گریستم سه‌گانه‌ای هستند که یک هفته‌ی زندگی انسان‌ها را نشان می‌دهند. در کتاب اول، ورونیکا، دختری است که زندگی نرمال و خوبی دارد، اما چون احساس خلا می‌کند، تصمیم می‌گیرد خودکشی کند. خودکشی ناموفق او باعث می‌شود تا دید دیگری نسبت به زندگی پیدا کند. شیطان و دوشیزه پریم، داستان یک هفته از زندگی مردم یک دهکده است که گرفتار حرص و طمع شده‌اند و حالا مسافری با یازده شمش طلا از آن‌ها درباره‌ی ماهیت انسان‌ها می‌پرسد؛ او می‌خواهد بداند آیا انسان‌ها، ذاتا نیک‌فطرتند یا پست؟ کنار رودخانه‌ی پیدرا نشستم و گریستم، داستان دختر جوانی به اسم پیلار است که عشق دوران کودکی‌اش را می‌بیند و این ملاقات تمام زندگی‌اش را دگرگون می‌کند.

مکتوب

مکتوب یک اثر کمتر داستانی از پائولو کوئلیو است. او در کتاب‌های مکتوب و دومین مکتوب چیزهایی نوشته است که برای انسان‌ها بصیرتی به ارمغان می‌آورند و یا نشانه‌ای در دل خود دارند. مکتوب‌ها از آن دسته کتاب‌هایی هستند که گاه باید تفالی بهشان زد. چراکه هر کدامشان می‌توانند مانند چراغی، مسیرتان را روشن کنند یا آرامشی بهتان ببخشند.

اعترافات یک سالک

اعترافات یک سالک، یک گفتگوی خواندنی میان خوان آریاس و پائولو کوئلیو است که رازها و ابعاد پنهان زندگی او را نمایان می‌کند. پائولو کوئلیو در کتاب اعترافات یک سالک، درباره‌ی همه‌چیز صحبت کرده است: زندگی شخصی و تجربه‌هایش، زندگی کاری، سیاست و اخلاق، بازیافتن ایمان دوباره، زنان، جادو و … این اثر مانند یک آلبوم شخصی است که می‌تواند شما را با این مرد بزرگ، افکار و دیدگاهش نسبت به دنیا، آشنا کند.

پائولو کوئلیو، نویسنده‌ی مشهوری است که با زبان نشانه‌ها صحبت می‌کند و با نوشته‌هایش، خوانندگانش را به سفری متفاوت و عمیق به درون می‌برد. در بسیاری از کشورهای دنیا، کیمیاگر را در زمره‌ی کتاب‌های درسی قرار داده‌اند و دانشگاه شیکاگو، آن را در دستیابی به بصیرت شخصی مفید می‌داند. او در تمام زندگی‌اش معتقد بوده است که «آنچه یکبار اتفاق می‌افتد ممکن است هرگز تکرار نشود. اما آنچه دوبار واقع می‌شود قطعا بار سوم نیز واقع خواهد شد» تجربیات خاص خودش را هم با همین نشانه تفسیر می‌کند و با نوشتن داستان‌های الهام‌بخشش از مردم می‌خواهد نشانه‌هایی را دنبال کنند که آن‌ها به رویاهای شخصی‌شان برساند.

(82 بازدید تا امروز)